کد خبر:۱۳۹۹۹۲
به بهانه بخش سوم فيلم ترانسفورمرز/
دست و پا زدن در مرداب كهنه سراي سياسي
بسياري از سياست مداران و يا به عبارت بهتري سياسي كاران كه به همه چيز در دنيا بعنوان ابزارهاي پيش رو براي رسيدن به اهداف و اغراض خود نگاه مي كنند، سينما را نيز چنين چيزي مي انگارند و آن را وسيله اي براي پيشبرد اهداف خود مي دانند
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ مرور تاريخ سينماي جهان، بويژه بررسي سينماي معاصر دنيا هميشه نمايانگر سوءاستفاده هاي متنوعي از هنر سينما بعنوان ابزاري براي القاي مفاهيم و انديشه هاي خاص به مخاطبان بوده است؛ به نحوي كه سينما بعنوان وسيله اي جهت به سرانجام رسيدن مغرضانه ترين اهداف و مقاصد پست سياسي مورد سواستفاده قرار گرفته است.
نگاهي به تاريخ سينما نمايان مي سازد كه اين نحوه برخورد سينما با مخاطبانش گاه به نتايجي نسبي براي كساني كه چنين روندي را در پيش گرفته اند، همراه بوده است و گاه هم سينما نه تنها هيچ كمكي به آنها نكرده، بلكه موجب نقض و غرض نيز شده است.
بسياري از سياست مداران و يا به عبارت بهتري سياسي كاران كه به همه چيز در دنيا بعنوان ابزارهاي پيش رو براي رسيدن به اهداف و اغراض خود نگاه مي كنند، سينما را نيز چنين چيزي مي انگارند و آن را وسيله اي براي پيشبرد اهداف خود مي دانند؛ اهدافي كه گاه بسيار پست و كثيف و گاه در مقابل انسانيت و خرد انساني و گاه در جهت نابودي ارزش هاي اخلاقي و ايماني است كه نمونه هايي در اين زمينه از گذشته هاي دور تا سال هاي اخير و نيز در حال حاضر موجود است.
وقتي به گذشته هاي دور بازگرديم و تاريخ سينما را مرور كنيم با مفهوم و مضموني به نام هلوكاست و پروژه اي بعنوان مظلوم نمايي يهوديان روبهرو مي شويم كه اگر بگوييم حجم قابل توجهي از فيلم هاي بسيار مهم و قابل توجه بيش از يكصد سال اخير در اين زمينه و پيرامون اين موضوع بوده است، سخني به گزافه نگفته ايم.
از فهرست «شينگلر» گرفته تا «پيانيست» و از «پيانيست» گرفته تا «يكشنبه غم انگيز» مجموعه اي از آثار برجسته سينمايي را شاهد هستيم كه با روندي بسيار ظريف، رندانه و جذاب و با يك سرمايه گذاري خيره كننده و حيرت آور اين پروژه عظيم را دنبال كرده اند و تا به امروز چراغ اين موضوعات را كه اصلا و اصالتا سياسي هستند و به دلايلي كاملا غير سينمايي ساخته مي شوند، روشن نگه داشته اند.
اما فيلم «نيمه تاريك ماه» ساخته مايكل بي كه در ادامه سه گانه «ترانسفومرز» ساخته شده، هم در قالب چنين روندي بر مبناي چنان اهداف و اغراضي كه زمينه و پشتوانه اصلي اش سياسي كاري مي باشد، توليد شده و به نمايش در آمده است؛ فيلمي كه مضمون اصلي آن متوجه و متمركز بر مسئله هسته اي ايران است و در بستر يك داستان سمبوليك و نمادين پرونده هسته اي ايران را دستمايه يك روايت كاملا جهت دار و مغرضانه قرار مي دهد.
داستان «نيمه تاريك ماه»، داستان رباط هايي به نام «آتوباتا» است كه به سردستگي «آفتي موس پرايم» طي يك سري موقعيت هاي نمادين تصويري، نسبتا فانتزي و كاريكاتوري از تأسيسات اتمي ايران در كوير و بازديد ماشين هايي با پرچم جمهوري اسلامي از اين تاسيسات فراهم آورده و موقعيت را جهت دنياهراسي از تأسيسات اتمي غير قانوني (!) ايران پديد مي آورد.
در واقع مي توان گفت كه نيمه تاريك ماه به نوعي هدر دادن بخش اول سه گانه جذاب و اكشن و پر مخاطبي است كه در ميدان سياسي كاري مهوع غرب قرباني مي شود و نتيجه اصلي اين فيلم پديدار شدن اتحاد جهاني ارتش بين المللي دنياست كه بدون حضور ايران براي نبرد رباط ها و نجات بشر از نابودي و ايجاد جهاني عاري از جنگ و جدال پديد مي آيد و اين بيش از آنكه نمودار يك ذهن انسان گرا و ناشي از دلسوزي سياسي پديد آوردندگان فيلم و تصميم گيرندگان سياسي كار آنها باشد و بيش از آنكه بتواند و بخواهد غرب را بعنوان رهبر امنيت خواهي و آرامش پروري و صلح و ثبات در دنيا به مخاطب نشان دهد، يك لودگي سياسي كارانه چندش آور است براي فريب افكار عمومي، اتفاقي كه البته نخواهد افتاد؛ چرا كه تاريخ مصرف چنين فيلم هاي با چنان عقبه و مضامين نخ نما شده و رسوايي مدتهاست كه به پايان رسيده.
افكار عمومي جهانيان براي غرب ديگر بسان طفل صغيري نيست كه بشود هر فريبي را با زرق و برق به او ديكته كرد و فكر و انديشه او را در مرداب كهنه سراي سياسي و سياسي كاري سينماي از پا درآورد.
«نيمه تاريك ماه» ديگر مدت هاست جاي براي خودنمايي ندارد؛ چرا كه خورشيد آگاهي و اميد از افق ايمان و خرد و پايداري سربرآورده و شب بيجور غفلت و تاريكي را در تاريخ رسوا كرده است؛ تاريخي كه گواه آيندگان خواهد بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا