چرا بعد از شش سال هنوز قمارباز تروریست از مرد میدان میگوید؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، با گذشت شش سال از شهادت مردمیدان، فرمانده شهید حاج قاسم سلیمانی، سایه نام بلند او و تدابیر هوشمندانهاش هر روز بیش از گذشته بر سر استکبار جهانی سنگینی میکندو دشمن وامانده در پس توان فرزندان غیور ایران اسلامی ناگریز از اعتراف به جنایت فرودگاه بغداد هستند.
خانم «زینب سلیمانی» با انتشار یادداشتی اینگونه به این سوال پاسخ داده است که: چرا بعد از شش سال هنوز قمارباز تروریست از مرد میدان میگوید؟
شش سال از ترور مرد میدان و «قهرمان ملت ایران و امت اسلام» میگذرد. قهرمانی که با تیزبینی و بصیرت خود، گوش به فرمان فرماندهای حکیم و رهبر شهیدمان، سدی محکم و استوار در برابر نقشههای شوم دشمنان ایجاد کرده بود. همیشه و هر کجا دست دشمن را در طراحی نقشههای شوم میخواند و هنرش «تبدیل تهدیدها به فرصتها» بود. آوازه دلیری و شجاعت او و میدان تحت امرش کابوسی برای دشمن جنایتکار و زیاده خواه عالم بود.
باحضور و نقش آفرینی او در شروع ماجرای حضور آمریکا در افغانستان، بعد از آن بر هم زدن نقشههای آمریکایی در بی ثباتی عراق و خوابهایی که برای تغییر نظم غرب آسیا دیده بودند، بار دیگر حاجقاسم خواب آنها را به کابوسی بی پایان تبدیل کرد. هر جا ردی از ظلم و ستم و زیاده خواهی بود، مانع انجام نقشههای استعماری مستکبران عالم نام قاسم سلیمانی بود. از سوریه و لبنان و فلسطین گرفته تا شمال آفریقا در این سوی عالم تا ونزوئلا در آن سوی عالم. این حضور مجاهدانه که از آرمانهای اولیه و اساسی انقلاب اسلامی است، مانع طراحیهای شوم قدرتهای ظاهری دنیا به حساب میآمد. طراحی نقشه ترور فرودگاه بغداد به همین دلیل بود.
ترامپ قمار باز بهترین گزینه برای آمریکا بود تا به خیال خود به این کابوس همیشگی غرب پایان دهد. او گمان میکرد اگر قاسم سلیمانی نباشد، رویاهای امریکایی صهیونسیتی در منطقه غرب آسیا به سرعت محقق خواهد شد. برای همین با غرور فرعون گونه خود دستور اقدام تروریستی فرودگاه بغداد را امضا کرد. هرچند گمان نمیکرد با از میان برداشتن جسم حاج قاسم، نام او بلند آوازهتر خواهد شد و به تعبیر رهبر شهید عزیزمان رمز عملیات گروههای مقاومت در سراسر دنیا خواهد شد.
با اینکه ترامپ در بیانیه پس از ترور شهیدسلیمانی، وقیحانه این اقدام را در جهت برقراری صلح در جهان عنوان کرد و نوشت که این اقدام شروع یک جنگ نیست بلکه پایان جنگ است، اما امروز بعد از شش سال با مشاهدهی اوراق خونین تاریخ همین چند سال گذشته به وضوح میتوان دریافت، ترامپ و تفکر غرب، ستون پایداری ثبات و صلح را در منطقه هدف گرفتند تا با جنگ افروزی و خون ریزی منافع سیاسی و اقتصادی خود را محقق کنند.
اما یک سئوال مهم در این جا مطرح میشود که چرا همچنان بعد از شش سال هر جا ترامپ میخواهد از دستاوردی حرف بزند ابتدا به ماجرای ترور فرودگاه بغداد اشاره میکند و نام شهید سلیمانی را به میان میآورد؟
هر چند این اقدام یک دلیلش بزرگی جنایتی است که مرتکب شده و دچار یک وسواس ذهنی نسبت به این جنایت شده و نمیتواند به این سادگی از آن رهایی یابد، اما دلیل مهم دیگر آن را باید در دیدن سایه شهید سلیمانی در گوشه و کنار میدان مبارزه دانست.
حاج قاسم به واسطه درایت و بصیرت و هوش سرشار در مدیریت میدان، بر اساس تحلیلهای واقع بینانه و پیش بینیهای دقیق از برنامههای دشمن، هنرآرایش عناصر بنیادین مقاومت را داشت. به جای انجام عملیاتهای گذرا و سریع، محور مقاومت را ایجاد کرد و هر کدام از اجزا این محور را در حوزه دفاع توانمند ساخت، تا به هنگام و در لحظه در جنگهای نامتقارن ابتکار عمل را به دست گیرند و دشمن را زمین گیر نمایند.
در دورهای که برخی نخبگان سیاسی در ایران، سیاست خارجی را بر اساس روی کار آمدن جمهوری خواه یا دموکرات در ایالت متحده تنظیم میکردند، شهید سلیمانیکه در مکتب انقلاب اسلامی و رهبری حضرت آیت الله خامنهای شهید درس دشمن شناسی را به خوبی فراگرفته بود، پیش بینی یک تهاجم قطعی آمریکایی را در یک نشست بیان میکند. او با شناخت دقیقی که از ماهیت دشمن دارد، میان این دو حزب در اتخاذ سیاست خصمانه علیه ایران تفاوتی قائل نیست. واقعیتی که در بین سطور کتاب خاطرات جان کری دموکرات و بولتون جمهوریخواه به روشنی مشخص است.
فرزندان ایران اسلامی وقتی وجود یک خطر را برای کشور پیش بینی میکنند حتمابرای خنثی سازی آن و مدیریت هر تهدید، تدبیر و طرحهای خود را بررسی میکنند. یکی از این طرحها، ایده مدیریت تنگه هرمز بود که اگر آن روز یک پیش بینی نظامی تلقی میشد، امروز در ساحت اجرا و عمل به یک راهبرد واقعی و اجرایی مبدل شده و نظام اقتصاد جهانی را تحت تاثیر خود قرارداده است.
در برههای که او بعد از جنگ با ایران، دچار اشتباه محاسباتی شد و نتوانست به هدف اصلی خود که براندازی و تجزیه ایران بود دست یابد، و در تنگنای تنگه هرمز گرفتار شده، اکنون شهید سلیمانی با صدای قاطع و با ابهت خود بار دیگر او را تحقیر میکند که شش سال قبل نقشهی امروز کشیده شده و ایران گویی به انتظار دست از پا خطا کردن قماربازان عالم نشسته بود.
با مرور سخنرانیهای رئیس جمهور آمریکا در آن مقطع زمانی و در این دوره از مسئولیت او، مشخص میشود او هر کجا میخواهد به بزرگی اقدام و اهمیت اقدام خود اشاره کند ناگزیر است که نامی از شهید سلیمانی به میان آورد. چه آنجا که در پارلمان اسرائیل نتانیاهو در تمجید از ترامپ، ترور شهید سلیمانی را بازگشت آمریکا به دوران اوج خود میخواند و ترامپ تایید میکند؛ چه در سخنرانی دیگری گفت اگر شهیدسلیمانی بود امروز باید به گونهای دیگر صحبت میکردم تا همین آخر که در میانه نبرد ایران و آمریکا برای فرار از انتقادها مجبور بود بار دیگر به نقش آفرینی شهید سلیمانی اشاره کند و اقدام خود را چنین توجیه نماید. گویی او سایهای از شهید سلیمانی را در گوشه و کنار عالم میبیند و همچنان اولین حریف خود را شهید سلیمانی میداند.
به قول شهید آوینی حلقومها را میتوان برید، اما فریادها را هرگز! طنین صدای سلیمانی از آن ساعت «خونین» ترور رساتر از قبل در فریاد بانگ آزادی و مقاومت ویادآوری باختهای پی در پی آمریکا و نظام سلطه، موجب «هراس» و تحقیر آقای ترامپ قمار بازخواهد بود ودر گوش تاریخ ماندگار خواهد ماند.