پدافند نوین ایران؛ گذار از تهدید به اقتدار از طریق مثلث بازدارندگی
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، در جهان متلاطم امروز، مفهوم «بازدارندگی» از یک دکترین صرفاً نظامی فراتر رفته و به یک اکوسیستم چندبعدی تبدیل شده است و دراین میان و پس از تحمیل سه جنگ به جمهوری اسلامی ایران (که هرکدام برای شکست و ساقط کردن یک کشور کافی بود!) ضرورت تدوین استراتژی بازدارندگی در افق آینده ایران بیش از پیش احساس میشود که مستلزم نگاهی سیستماتیک به ترکیب همافزایه «قدرت سخت» و «قدرت نرم» است.
براین اساس؛ این یادداشت بر پایه سه ضلع اصلی یک مثلث بازدارندگی نوین مبتنی بر آرایههای ژئو استراتژیک کشورمان به تحلیل و تبیین "پدافند جامع و نوین ایران" میپردازد که بر سه مولفه: بازدارندگی نظامی (قدرت سخت نظامی)، بازدارندگی اقتصادی (قدرت نرمِ ساختاری) و بازدارندگی اجتماعی (قدرت نرمِ انسانی) استوار است.
۱- پدافند نظامی؛ (محور قدرت سخت و دفاع همهجانبه)
بی تردید؛ بازدارندگی نظامی، ستون فقرات امنیت ملی و ضامن بقای حاکمیت هر کشوری است که کشورمان ایران هم از این مهم مستثنی نیست. این ضلع از مثلث مذکور، مولفه مهمی است که مستقیماً با «قدرت سخت» گره خورده و هدف آن ایجاد تلفات بالا و هزینههای سنگین به دشمن درپی هرگونه اقدام خصمانه علیه منافع حیاتی کشور است که از موارد زیر تشکیل میشود:
۱-۱) توسعه توان نظامی بومی: برای نیل به این هدف مهم دستیابی به خودکفایی در صنایع دفاعی، بهویژه در حوزه راداری، همانند حوزههای موشکی، پهپادی گامی حیاتی است. البته این امر باید با تکمیل و نوسازی تجهیزات استراتژیک داخلی به موازات تجهیز به آخرین فناوریهای نظامی خارجی از طریق کشورهای دوست و هم پیمان همراه باشد تا بازوهای توانمندی ایران کامل شوند.
۱-۲) نوسازی نیروی هوایی و پدافند سراسری: یکی از چالشهای مهم ما در جنگ تحمیلی دوم و سوم فرسودگی و اصطلاحاً پیر بودن هواگردها و تجهیزات نظامی مربوطه بود که (علیرغم مجاهدتها و جانفشانی ارکان نیروهای مسلح) کاملاً مشهود و یکی از نقاط برتری دشمن در نبرد هوایی به شمار میآید! و لذا ضرورت بهروزرسانی ناوگان هوایی و توسعه و تقویت شبکه پدافند سراسری که ترکیبی از سامانههای شناسایی هواگردها و پرتابه ها، جنگ الکترونیک است، باید در اولویت قرار گیرد.
۱-۳) دکترین دفاع فعال: در جهان امروز بازدارندگی نظامی دیگر صرفاً منفعل نیست؛ بلکه شامل توانایی پاسخدهی سریع و دقیق به تهدیدات پیش از تبدیل شدن به بحران تمامعیار است! این پاسخ به تهدیدات از همان مرحله اولیه "جنگ نرم و رسانهای" باید با قدرت شروع شود و به موازات آن در آزمایشها و رزم آیشهای ملی و منطقهای به رخ کشیده شود تا هیچ بازیگری در منطقه و جهان جرات آزمایش کردن خطوط قرمز امنیتی ایران در میدان نبرد را نداشته باشد!
۲- پدافند اقتصادی؛ (محور قدرت نرمِ اقتصادی و ژئوپلیتیک)
آنچه مبرهن است؛ اقتصاد مقاومتی نه تنها به عنوان یک موتور محرک داخلی، بلکه به عنوان اهرمی قدرتمند برای بازدارندگی در سطح بینالمللی عمل میکند. این ضلع از مثلث بازدارندگی، نماینده «قدرت نرمِ ساختاری» است که از طریق کنترل جریانهای حیاتی منطقهای و جهانی اعمال میشود و از دو بعد مهم تشکیل میشوند:
۲-۱) پایداری اقتصادی درون زا: بی تردید هرکشوری با ورود به شرایط جنگی و پس از آن با موجی از تورم و افزایش قیمت ها، مطالبات و بدهیها، خسارات صنعتی و بیکاری و هزینههای ویرانی خانهها و زیرساختها مواجه میشود که کشورمان نیز درگیر آن شده است. برای مدیریت این شرایط بحرانی، همانطوری که در نامگذاری امسال از سوی رهبر معظم انقلاب عنوان شد اقتصادی مقاومتی باید در دستور کار قرارگیرد که به توانایی یک اقتصاد ملی در حفظ رشد پایدار، اشتغال مناسب و ثبات قیمتها بدون وابستگی به عوامل خارجی اشاره دارد و بر پایه توسعه تولید داخلی، نوآوری، آموزش نیروی کار ماهر، زیرساختهای قوی و نهادهای اقتصادی کارآمد استوار است. این اقتصاد درونزا با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، در برابر تکانههای برونزا مقاومتر بوده و رفاه پایدارتری برای شهروندان ایجاد میکند!
۲-۲) لزوم دلارزدایی از اقتصاد ملی: طی دهههای اخیر، کشورمان ایران ضمن وابستگی شدید به درآمدهای نفتی همزمان با تحریمهای اقتصادی بی سابقهای مواجه بوده است. در این شرایط، دلارزدایی از اقتصاد ایران به یک ضرورت آینده نگرانه مبدل شده، زیرا وابستگی به دلار آمریکا، کشور را در برابر تحریمها، محاصرههای جنگی و نوسانات ارزی بیشتر آسیبپذیر میکند! بنابراین تنوعبخشی به ارزهای مورد استفاده در تجارت خارجی، استفاده از ارزهای ملی در مبادلات دوطرفه (مانند یوان، یورو، روپیه)، و تقویت پول ملی از طریق تثبیت اقتصاد کلان، از مهمترین راهکارهای کاهش این وابستگی محسوب میشوند. این فرآیند نهتنها مقاومت اقتصادی کشور را افزایش میدهد، بلکه استقلال سیاستهای پولی و مالی را نیز تقویت میکند.
۲-۳) کنترل هوشمند تنگه هرمز: تنگه هرمز به عنوان شاهرگ انرژی جهان، "مهمترین اهرم بازدارندگی اقتصادی ایران" در آینده است! حفظ کنترل بر این آبراه استراتژیک و به تعبیری "رگولاتوری هوشمند تنگه هرمز"، به معنای توانایی تأثیرگذاری مستقیم بر قیمتهای جهانی انرژی و امنیت لجستیک جهان است و ایران از این پس باید با حفظ کنترل در این ابراه در قالب پیادهسازی نظامهای پیشرفته ایمنی دریایی و مدیریت هوشمند ترافیک کشتیها به ویژه در مورد کشورهای متخاصم، نقش خود را از یک «ناظر» به یک «تضمینکننده امنیت» ارتقا دهد! همچنین "دریافت عوارض ترانزیت" با ایجاد سازوکارهای مالی و ترانزیتی هوشمند، به گونهای که عبور و مرور کالاها منوط به رعایت منافع ملی و منطقه باشد، ابزاری قدرتمند برای اعمال فشار نرم بر بازیگران خارجی است. این نوع بازدارندگی اقتصادی، بدون شلیک یک گلوله، هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی را بر دوش رقبای استراتژیک و دشمنان تحمیل میکند!
۳- پدافند اجتماعی؛ (محور قدرت نرمِ انسانی و انسجام ملی)
شاید قابلتوجهترین دستاورد اخیر ایران در جنگ تحمیلی سوم، اثبات کارآمدی «قدرت نرمِ انسانی» در صحنه مقاومت داخلی و بین المللی باشد. بازدارندگی اجتماعی به معنای ایجاد مقاومت در برابر جنگ ترکیبی، تحریمهای روانی و توطئههای براندازانه است که ابعاد زیر را دربر میگیرد:
۳-۱) الهام از حضور میلیونی مردم: موج حضور و حماسه حیرتانگیز و بینظیر عموم مردم در خیابانها طی دو ماه اخیر، نشاندهنده بلوغ سیاسی و وفاداری ملت به نظام و رهبری است. این حضور، بازدارندگی اجتماعی را از حالت تئوریک به یک واقعیت میدانی تبدیل کرده است!
۳-۲) حفظ وحدت و پرهیز از دوقطبیسازی: کلید اصلی این ضلع، تعمیق انسجام ملی است. بازدارندگی اجتماعی زمانی کامل میشود که شکافهای سیاسی، قومی، مذهبی و نسلی پر شود و جامعهای یکپارچه در برابر هرگونه تلاش برای دوقطبیسازی و تفرقه، سپری نفوذناپذیر باشد.
۳-۳) مقاومت فرهنگی و روانی: وقتی مردم خود را بازوهای استراتژیک کشور در مواجهه با هجوم دشمن به سرزمین شان بدانند، هرگونه تلاش خارجی برای ایجاد ناامیدی یا ناآرامی داخلی، با شکست مواجه میشود. این ضلع، پشتوانه انسانی برای دو ضلع دیگر (نظامی و اقتصادی) است و بدون آن، هیچ توانمندی مادی پایدار نخواهد بود! که در پیامهای اخیر مقام معظم رهبری نیز بارها به آن اشاره و تامید شده است.
جمعبندی و نتیجهگیری
براساس آنچه به اختصار به آن اشاره شد پدافند جامع و مثلث بازدارندگی نوین ایران، ترکیبی متعادل از "قدرت سخت نظامی"، "قدرت نرم اقتصادی-ژئوپلیتیک" و "قدرت نرم اجتماعی-انسانی"است. این سه ضلع به گونهای به هم پیوستهاند که هرگونه ضربه و ضعف احتمالی در یکی، با همپوشانی اضلاع دیگر قابل جبران است و هرگونه تقویت در آنها، بازدارندگی کلان را چندبرابر میکند!
ایران آینده با تکیه بر این سه مولفه، دیگر تنها یک بازیگر منطقهای نیست؛ بلکه با بهرهگیری از پتانسیلهای بومی، موقعیت ژئواستراتژیک تنگه هرمز و انسجام ملی بیسابقه مردم، در آستانه تبدیل شدن به یک "ابرقدرت جدید" است.
بی شک تثبیت جایگاه ایران در منطقه و جهان، نه از طریق توسل به جنگ، بلکه از طریق ایجاد تعادل هراسآور و پشیمان کننده در ابعاد نظامی، اقتصادی و اجتماعی محقق خواهد شد. این پدافند و بازدارندگی جامع، پیامی روشن به جهان دارد که؛ " ایران، کشوری است که همزمان دارای اراده آهنین، ابزارهای قدرتمند و پشتوانه مردمی است و هیچ قدرتی نمیتواند بدون هزینهها و تلفات و خسارات بالا با آن روبهرو شود"