از پویشِ ملیِ «طاقچه» تا سکوتِ ویترینهای «دیجیکالا» و «اسنپ»؛ هشدار درباره شکاف «دیجیتال - ملی» در روزهای جنگ و پس از آن!
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، بیش از دو ماه است که ایران در شرایط ویژه جنگی به سر میبرد. خیابانها، نمادهای شهری و اتمسفر عمومی کشور با پرچم سه رنگ و نشانههای مقاومت ملی درآمیخته است؛ اما در همین حال، نگاهی به ویترین پلتفرمهای بزرگی همچون دیجیکالا، اسنپ و سایر ابراپلیکیشنها، تصویری متفاوت ارائه میدهد.
گویی در این «حاکمیتهای مجازی»، زمان متوقف شده و پیوند این غولهای خدماتی با واقعیتِ جاری در رگهای کشور گسسته است. سوال کلیدی اینجاست: آیا اکوسیستم استارتاپی ایران، خود را بخشی از پیکره ملی میباند یا به عنوان یک «جزیره بیطرف» تنها به دنبال تداوم چرخه تجاری است؟
فاصلهگذاری بیش از حد این پلتفرمها از موضوعی که فراتر از سیاست، یک مسئله کاملاً ملی و سرزمینی است، این شائبه را ایجاد میکند که مدیریت این فضاها، نوعی «جداسازی تصنعی» میان زندگی روزمره و سرنوشت کشور را دنبال میکند. این در حالی است که در تمام دنیا، برندهای بزرگ در لحظات تاریخی و بحرانهای ملی، پیشقراول مسئولیت اجتماعی و بازتابدهنده غرور ملی هستند.
طاقچه؛ الگویی برای شکستن یخ بیتفاوتی
در میان این سکوتِ معنادار، اقدام اخیر طاقچه نشان داد که میتوان میان «کسبوکار» و «درد ملی» پیوند برقرار کرد. پویش «امیدهای فردای ایران» فراتر از یک کمپین بازاریابی، یک واکنش انسانی و میهنی بود.
اقدام مثبت: رایگان کردن ۴۰۰۰ کتاب برای کودکان (با همراهی ناشران بزرگی چون کانون پرورش فکری و افق).
پیام: زندهنگهداشتن امید در دل روزهای سخت و ادای احترام به خون پاک کودکان سرزمین، از جمله کودکان میناب.
این اقدام ثابت کرد که میتوان خدمات داد و در عین حال، نسبت به آنچه در «کف خیابان» و «مرزها» میگذرد، بیتفاوت نبود.

نقد عملکرد غولها: تداوم خدمات کافی نیست!
اگرچه تداوم ارائه خدمات توسط اسنپ یا دیجیکالا در شرایط جنگی، خود یک نقطه قوت پدافندی محسوب میشود و نشاندهنده تابآوری زیرساختی است، اما پیوست رسانهای و هویت بصری این پلتفرمها به شدت دچار لکنت است.
هشدار: این «سکوتِ انتخابی» و فاصله گرفتن از نمادهای ملی در روزهایی که کشور با تهدید خارجی روبروست، میتواند عوارض جبرانناپذیری در پیوند مشتری (شهروند) با برند داشته باشد. پلتفرمی که در روزهای سخت، پرچم کشورش را در نمایه خود جای نمیدهد، چطور میتواند مدعی باشد که برای رفاه همان مردم فعالیت میکند؟
شکاف میان «جنگ» و «زندگی مجازی» در پلتفرمهای ما، هشداری برای سیاستگذاران و مدیران این مجموعههاست. ملی بودن یک کسبوکار، تنها به محل ثبت شرکت یا زبانِ اپلیکیشن نیست؛ بلکه به حس تعلق در لحظات سرنوشتساز بازمیگردد.

نمیتوان از مواهب بازار ایران بهرهمند شد اما در روزی که «ایران» به همدلی نیاز دارد، پشت ویترینهای شیک و بیطرفیِ خودساخته پنهان شد. وقت آن است که غولهای فناوری ایران، همانند «طاقچه»، سهم خود را از بار معنوی و حماسی این روزها بر دوش بگیرند.