وقايع نگاري ژانر از دست رفته وحشت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۱۶۷
نقد و تحليل فيلم سينمايي «جيغ 4»

وقايع نگاري ژانر از دست رفته وحشت

فيلم سينمايي «جيغ 4» را شايد بتوان نموداري واقعي و بازتابي روشن دانست از يك اتفاق تأثر برانگيز كه همانا از دست رفتن و پرپر شدن يكي از پرمخاطب‌ترين و جذاب‌ترين ژانرهاي سينمايي باشد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فيلم سينمايي «جيغ 4» را شايد بتوان نموداري واقعي و بازتابي روشن دانست از يك اتفاق تأثر برانگيز كه همانا از دست رفتن و پرپر شدن يكي از پرمخاطب ترين و جذاب ترين ژانرهاي سينمايي باشد.
 
ژانر وحشت؛ فراموش نمي كنيم كه زماني ژانر وحشت را در تاريخ سينما و حتي سينماي معاصر با آثاري همچنين «سكوت بره ها»، «تلالو» و امثالشان به ياد مي آورديم و حالا چه اتفاقي افتاده است كه سينماي معاصر دنيا بايد شاهد آثاري همچون «جيغ» باشد تا خود را در جريان ژانري مغفول مانده و از دست رفته به حساب آورد.

فيلم «جيغ» ابدا فيلم قابل دفاعي نيست و من حيث المجموع به يك فيلم نيمه بلند تفنني مي ماند كه مي تواند تجربه اي اوليه و ابتدايي و يا يك كار كودكانه دانشگاهي به حساب آيد.

فيلمي كه مطلقا از ارزش هاي سينمايي قابل دفاعي برخوردار نيست؛ فيلمي كه شبه داستان نيم بندش صرفا يك لودگي دستمالي شده است و آن ايده فيلم در فيلم و به اصطلاح غافل گيري پي در پي اش هم از فرط تكرار و كليشه به طرز فجيعي حال به هم زن است.
 
منتهي چيزي كه درفيلم «جيغ» بيش از هر چيز ديگري براي مخاطب حرفه اي جلب نظر مي كند از دست رفتن يك پارچه همه آن چيزهاي است كه زماني به عنوان زيبايي شناسي بصري و ارزش هاي تصويري به ويژه در ژانر وحشت محسوب مي شد.

فيلم قصه ندارد، تعليق ندارد، همه چيز سردستي و سمبل شده است، خيلي كليشه اي و فورماليته از كاراكترها گرفته تا موقعيت هاي به اصطلاح دلهره آور. هرچند بايد گفت اساسا نه شخصيتي در كار است نه دلهره اي هر چه هست مشتي تصاوير بي جان، بي هويت و سرد و زمخت و سست است كه به هر نحوي شده به هم وصله پينه شده اند و به ظاهر سر و شكل يك فيلم سينمايي را به خود گرفته اند گرچه بايد گفت فيلم «جيغ» حتي يك فيلم تلويزيوني هم نيست چه برسد به يك اثر سينمايي.

اين چه جور شخصيت پردازي است كه نه عمقي دارد نه جلوه اي و چه جور فيلم سينمايي ژانر وحشتي كه از پس اصلي ترين و ابتدايي ترين وظيفه اش يعني ايجاد تعليق و دلهره بر نمي آيد همه چيز به طرز وحشتناكي آبكي است آبكي و بي مزه.

آن ايده فيلم در فيلم باسمه اي اول فيلم هم كه بيشتر يك جور شوخي است تا يك ترفند غافلگير كننده سينمايي.

فيلم «جيغ» در بخش چهارمش و پس از گذران يك پروسه قابل توجه مخاطب گيري به بن بست عجيبي خورده و گرفتاري عجيبي پيدا كرده. فيلمي كه هر گز نتوانست حتي از پس تجربه هاي قبلي جيغ يك و دو و سه هم برآيد و نهايتا منجر به مجموعه تصاوير آبكي نيم بند، بي جان و نااميد كننده شد.

به نظر مي رسد بزرگان سينما و اهالي هنر و كارگردانان جدي و معتبر و آنان كه ذوق و شوق و علاقه اي نسبت به ژانر مهم وحشت دارند بايد آستين ها را بالا بزنند و فكري به اين ژانر مغفول و مهجور مانده بكنند.
 
ظاهرا حواسمان نيست كه ما از فيلمي مانند (ديگران) به اثري همچون «جيغ» رسيده ايم و اين خيلي نگران كننده است.نيست؟!
 
پربازدیدترین آخرین اخبار