کد خبر:۱۴۰۹۰۶
نقد و تحليل فيلم سينمايي«پرونده شماره 39»
معصوميت مهيب يك كودك روان پريش
در فيلم سينمايي «پرونده شماره 39»،محصول سال 2011 آمريكا با يك تريلر وحشت آور پر تعليق دلهره آور، اكشن و روان پريشانه روبه رو هستيم، متن و اصل مضمون فيلم بر مبناي همين روان پريشي منتشر در كاراكتر اصلي و كودك فيلم شكل ميگيرد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در فيلم سينمايي «پرونده شماره 39» با يك تريلر وحشت آور پر تعليق دلهره آور، اكشن و روان پريشانه روبه رو هستيم. متن و اصل مضمون فيلم بر مبناي همين روان پريشي منتشر در كاراكتر اصلي و كودك فيلم شكل مي گيرد.
داستان فيلم با يك تلفيق هنرمندانه توانسته است گذشته و امروز دو شخصيت اصلي فيلم را به هم پيوند بزند و در واقع نوعي تداعي نوستالوژيك را در دامنه اي از روان پريشي، انتقام و خون ريزي دنبال كند.
فيلم داستان زندگي عجيب و غريب و خاص يك كودك آسيب ديده روحي است كه به مرور و با پيش رفتن داستان و روايت فيلم متوجه مي شويم كه اين روان پريشي اختلال و آسيب ديدگي روحي نه تنها نتيجه اتفاقات بيروني و شرايط محيطي نيست بلكه تراوشات همان وضعيت عجيب و غريب كودك است.
كودكي كه در ظاهر بسيار معصوم، نهيف و برانگيزاننده حس همدردي و لطافت در مخاطب است اما با هرچه نزديكتر شدن به وضعيت او و ديدن ويژگي هاي رفتاري اش متوجه مي شويم كه با يك شخصيت ديو صفت و به شدت وحشتناك در قالب يك كودك معصوم روبه رو ايم.
اين كنتراست بالا و تمايز جدي و پررنگ ميان شمايل ظاهري و روحيات باطني حس قدرت مندي را در مخاطب پديد مي آورد و كاراكتر كودك را براي او جذاب مي سازد كه در ادامه فيلم با پيوندي كه ميان كودك و كاراكتر زن پليس كه در جانب حمايت از او مي پردازد داستان را جذاب تر و وارد فضاي جديدتري مي كند تا اينكه در نهايت در فضاي هيجاني و اكشن مخاطب را در دريايي از عمل ها و عكس العمل هاي ناشي از موقعيت پاياني فيلم قرار مي دهند.
موقعيتي كه دقيقا بر خلاف آنچه در لحاظات آغازين فيلم در ذهن بيننده شكل گرفته بود، به سرانجام مي رسد و او را دچار شگفتي مي كند.
فيلم «پرونده شماره 39» را مي توان اثر متمايزي از ساير آثار مشابه اين گونه سينمايي دانست و اين شاخصه بيشتر به دليل تلاقي بين دو كاراكتر زن پليس و كودك آسيب ديده فيلم پديد مي آيد كه البته شخصيت زن پليس در فيلم بيشتر وجه و شمايلي از يك مددكار اجتماعي را به ذهن متبادر مي كند تا ويژگي هايي كه از يك پليس زن توقع داريم.
در واقع هرچه روايت داستان به پيش مي رود و موقعيت آدم هاي فيلم روشن تر مي شود به همان اندازه پيچيدگي شخصيت پردازانه كاراكترها هم بالاتر مي رود و در واقع ما شاهد هستيم كه يك ارتباط تاريخي ميان گذشته كاراكتر پليس زن و اكنون كودك روان پريش و شخصيت عجيب و غريبش وجود دارد و در واقع اين پيوندها و تلاقي ها فيلم را از ميانه به بعد وارد فضاي جديدي مي كند كه به طور كلي با روند ابتدايي و نوع مواجه اي كه مخاطب با شخصيت ها مي يابد، متفاوت است.
«پرونده شماره 39» به لحاظ ساختاري فيلم متوسطي است و به لحاظ داستاني و روايي قابليت هرچه بهتر شدن و روايت گري هر چه سينمايي تر را دارد و در واقع به نظر مي رسد فيلم در كليتش در عين حال كه حائز ويژگي هاي خوبي است اما به نحوي قرباني سنگ بزرگي مي شود كه كارگردان برداشته و ظاهرا از پس پرتاب كردن آن بر نيامده است.
در حالي كه با دقتمندي و تلاش و ظرافت و سينماورزي بهتر و بيشتري از سوي سازندگان و به ويژه نويسنده و كارگردان فيلم، «پرونده شماره 39» مي توانست تبديل به يكي از بهترين و جذابترين سوژه هاي حوزه روان شناسي گردد كه البته اين اتفاق نيفتاده است.
با اين حال فيلم از لحظات و سكانس هاي خوب و گيرا و قابل توجه بي بهره نيست به ويژه به لحاظ ريتم و سكانس هاي حرفه اي و اكشن و نيز جلوه هاي ويژه شاهد لحظات و موقعيت هاي خوبي در فيلم هستيم كه مخاطب را با خود درگير و همراه مي كند.
«پرونده شماره 39» بيان سينماورزانه يك ايده روان پريشانه به شدت جذاب و قابل توجه است كه در پرداخت سينمايي تبديل به يك اثر متوسط شده است اثري كه با اين حال از خيلي از فيلم هاي سال اخير سينماي جهان متمايز تر و قابل توجه تر است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰