از اشغال تا مهندسی سیاسی؛ نقشه مشترک واشنگتن و تل‌آویو برای لبنان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۹۸۳۸
گزارش|

از اشغال تا مهندسی سیاسی؛ نقشه مشترک واشنگتن و تل‌آویو برای لبنان

بحران بی‌سابقه اخیر لبنان فراتر از یک درگیری نظامی، صحنه تقاطع اشغالگری سیستماتیک اسرائیل و مداخلات عمیق سیاسی ایالات متحده است. در حالی که بنیامین نتانیاهو آشکارا از تثبیت دائم منطقه حائل نظامی و «آزادی عمل کامل» در جنوب لبنان سخن می‌گوید، واشنگتن با ایجاد پوشش دیپلماتیک و تداوم تأمین تسلیحاتی، عملاً شریک جرم این تجاوزات محسوب می‌شود.
لبنان

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ برخلاف روایت‌های رسمی که بحران لبنان را صرفاً یک نزاع دوجانبه با حزب‌الله معرفی می‌کنند، تحلیل داده‌های میدانی و اظهارات دیپلماتیک نشان‌دهنده یک برنامه جامع برای تغییر ژئوپلیتیک لبنان است.

طبق گزارش تاریخ ۱۹ آوریل ۲۰۲۶ پلتفرم اطلاعات بشردوستانه سازمان ملل متحد، دور جدید حملات همه‌جانبه که از دوم مارس ۲۰۲۶ شدت گرفت، منجر به آوارگی بیش از ۱.۲ میلیون شهروند لبنانی شده است. این گزارش تاکید می‌کند که تا پیش از آوریل، حدود ۸۷۴ هزار نفر در لبنان با ناامنی حاد غذایی مواجه بوده‌اند؛ وضعیتی که با مسدود‌شدن مسیر‌های کمک‌رسانی توسط کمپین‌های بمباران، به فاجعه‌ای تمام‌عیار بدل شده است. در این میان، واشنگتن به جای اعمال فشار برای توقف ماشین جنگی صهیونیست‌ها، تلاش کرده تا از این ویرانی برای مهندسی مجدد چشم‌انداز سیاسی لبنان استفاده کند.

دکترین اشغال دائم

برای درک بهتر اهداف رژیم اشغالگر در لبنان، نیازی به تحلیل‌های پیچیده اطلاعاتی نیست؛ مقامات صهیونیست برنامه‌های خود را صراحتاً اعلام کرده‌اند. در ۱۶ آوریل ۲۰۲۶، دفتر نخست‌وزیری اسرائیل (پی‌ام‌او) بیانیه‌ای رسمی از بنیامین نتانیاهو منتشر کرد که در آن، او رسماً از اشغال بخش‌هایی از خاک لبنان پرده برداشت.

نتانیاهو در این بیانیه با رد هرگونه بازگشت به خطوط مرزی بین‌المللی و قطعنامه‌های پیشین سازمان ملل اعلام کرد: «ما در یک منطقه امنیتی تقویت‌شده در لبنان باقی می‌مانیم. این یک نوار امنیتی به عمق ۱۰ کیلومتر است که از دریا آغاز شده و تا کوه دوف و کوهپایه‌های جبل الشیخ تا مرز سوریه ادامه دارد. ما آنجا هستیم و آنجا را ترک نخواهیم کرد».

او همچنین در همین سخنرانی به هماهنگی کامل خود با ایالات متحده اشاره کرد و گفت که رئیس‌جمهور آمریکا قصد دارد با دعوت از او و رئیس‌جمهور لبنان، توافقی را تحمیل کند که پیش‌شرط آن تثبیت موازنه قدرت جدید است. این روند نشان می‌دهد که اشغال لبنان نه یک عملیاتی محدود و موقت، بلکه اشغالی دائمی است. چند ماه بعد در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، روزنامه عبری جروزالم پست گزارش داد که با وجود زمزمه‌هایی مبنی بر خروج نمادین نیروها، نتانیاهو مجدداً تاکید کرده که ارتش اشغالگر آزادی عمل کامل و نامحدود خود در سراسر خاک لبنان را حفظ خواهد کرد و تا هر زمان که لازم بداند در آنجا باقی می‌ماند.

مداخله در امور داخلی و تسلیح هدفمند

ایالات متحده به صورت تاریخی همواره از کلیدواژه «حاکمیت ملی لبنان» استفاده کرده، اما بررسی عملکرد واشنگتن نشان می‌دهد که این مفهوم تنها زمانی کاربرد دارد که در خدمت منافع استراتژیک متحد اولش، یعنی رژیم صهیونیستی باشد.

بر اساس تحلیل اخیر اندیشکده شورای روابط خارجی، واشنگتن از سال ۲۰۰۶ تاکنون بالغ بر ۳ میلیارد دلار کمک امنیتی به نیرو‌های مسلح لبنان (اِل‌اِی‌اِف) تزریق کرده است. با این حال، هدف از این بودجه‌ها، تقویت ارتش ملی لبنان برای دفاع از مرز‌های کشور در برابر تهاجم خارجی نبوده است؛ بلکه واشنگتن این نیرو‌ها را صرفاً وزنه تعادلی برای تضعیف بازیگران داخلی مقاومت و خلع سلاح آنها می‌بیند. گزارش‌های همین اندیشکده در اوایل سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که آمریکا با استفاده از اهرم‌های مالی و سیاسی، مستقیماً در پارلمان لبنان مداخله کرده تا زمینه را برای مهندسی و انتخاب یک رئیس‌جمهور حامی غرب فراهم کند.

دخالت‌های سیاسی آمریکا در لبنان در این مقطع به اوج خود رسید. در ۱۴ آوریل ۲۰۲۶، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده میزبان اولین مذاکرات مستقیم و سطح بالای لبنان و رژیم اشغالگر از سال ۱۹۹۳ در ساختمان وزارت خارجه آمریکا بود. در این مذاکرات، به جای تلاش برای پایان‌دادن به اشغالگری و بحران انسانی، تمرکز واشنگتن بر اعمال فشار‌های ساختاری و تغییرات بنیادین در سیاست داخلی لبنان استوار بود. تنها دو روز پس از این دیدار دیپلماتیک و در ۱۶ آوریل ۲۰۲۶، دفتر نخست‌وزیری اسرائیل طرح مشترک خود با کاخ سفید برای تثبیت کمربند امنیتی و اشغال دائمی ۱۰ کیلومتر از خاک لبنان را رسماً تایید کرد؛ رویداد‌هایی که توالی آنها به روشنی از هماهنگی واشنگتن و تل‌آویو برای بهره‌برداری سیاسی از ویرانی‌های جنگ حکایت دارد.

 

از اشغال تا مهندسی سیاسی؛ نقشه مشترک واشنگتن و تل‌آویو برای لبنان

 

پنهان‌سازی جنایات جنگی در سایه حمایت دیپلماتیک

مهم‌ترین بخش همدستی آمریکا در بحران لبنان، وتوی قطعنامه‌ها و ارائه معافیت‌های دیپلماتیک به رژیم صهیونیستی برای دورزدن قوانین بین‌المللی است. در غیاب فشار‌های بازدارنده از سوی واشنگتن، رژیم اشغالگر به نقض سیستماتیک حقوق بشر دست زده است.

در گزارشی تحقیقی و تکان‌دهنده که در ژوئن ۲۰۲۶ توسط سازمان عفو بین‌الملل با عنوان «لبنان: اسرائیل مرتکب جنایت جنگی انتقال غیرقانونی می‌شود» منتشر شد، ابعاد فاجعه‌بار این اقدامات تشریح شده است. عفو بین‌الملل با استفاده از تحلیل تصاویر ماهواره‌ای و بررسی ۴۴۷ دستور نظامی، مستند کرده که ارتش اشغالگر با صدور دستورات «تخلیه دسته‌جمعی» و ایجاد مناطق «پرواز ممنوع و بدون بازگشت»، ده‌ها هزار غیرنظامی را به طور دائم از خانه‌های خود بیرون رانده است.

بر اساس این گزارش، تنها در عرض چند روز در سال ۲۰۲۶، ارتش اسرائیل دستور تخلیه تمامی مناطق جنوب رودخانه لیتانی و سپس جنوب رودخانه زهرانی را صادر کرد که تقریباً شامل ۱۰ درصد از کل مساحت لبنان و محل زندگی بیش از ۸۰۰ هزار نفر بود. سازمان عفو بین‌الملل صراحتاً اعلام کرد: «استفاده مکرر ارتش اسرائیل از دستورات تخلیه دسته‌جمعی و ممانعت از بازگشت صد‌ها هزار شهروند لبنانی، نقض آشکار حقوق بین‌الملل بشردوستانه است. این اقدامات مصداق بارز انتقال و کوچ اجباری غیرقانونی بوده که نقض شدید کنوانسیون چهارم ژنو محسوب شده و به معنای واقعی کلمه یک جنایت جنگی است».

در گزارش سال ۲۰۲۶ نهاد دیده‌بان حقوق بشر نیز تاکید شده که استفاده از قحطی، محاصره اقتصادی و جلوگیری از ورود اقلام حیاتی به مناطق جنگ‌زده از جمله لبنان، بخشی از استراتژی کلان اسرائیل در منطقه است که با تسلیحات تامین‌شده توسط ایالات متحده صورت می‌گیرد.

تحولات دیپلماتیک و میدانی سال ۲۰۲۶

نگاهی به توالی رویداد‌ها در سال ۲۰۲۶، ماهیت این همدستی ویرانگر را ملموس‌تر می‌کند. دور جدید این فاجعه در دوم مارس ۲۰۲۶ و با فروپاشی کامل آتش‌بس موقت پیشین و آغاز موجی از حملات بی‌امان هوایی و زمینی کلید خورد که نتیجه مستقیم آن آوارگی بیش از یک میلیون نفر بود. در پی این تحولات، دیپلماسی آمریکایی به جای مهار بحران، در مسیر بهره‌برداری از آن گام برداشت.

در ۱۴ آوریل، مذاکرات به میزبانی مارکو روبیو در واشنگتن برگزار شد که هدف آن فشار برای تغییر موازنه قدرت داخلی در لبنان بود. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، خروجی عملی این حمایت سیاسی تنها دو روز بعد در ۱۶ آوریل نمایان شد؛ زمانی که نخست‌وزیر اسرائیل به پشتوانه کاخ سفید، رسماً خروج از مناطق اشغالی جنوب لبنان را رد کرد. این روند فرسایشی در نهایت به قرارداد‌های آتش‌بسی در اول و هفدهم ژوئن ۲۰۲۶ منتهی شد. با این حال، حتی در این توافقات نیز ایالات متحده با گنجاندن بند‌های استثنایی بی‌سابقه، عملاً به اسرائیل چراغ سبز نشان داد تا حملات هوایی و بمباران برخی مناطق در جنوب لبنان را تحت لوای آتش‌بس ادامه دهد.

استراتژی زمین سوخته

یکی دیگر از مصادیق بارز جنایت در لبنان، تلاش عامدانه برای غیرقابل‌سکونت کردن اراضی جنوبی است. ئیسرائیل کاتز، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در مارس ۲۰۲۶ صراحتاً هشدار داد که لبنان «هزینه‌های فزاینده‌ای از طریق نابودی زیرساخت‌ها و از دست دادن قلمرو» پرداخت خواهد کرد.

در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶، رولا الحسینی، تحلیلگر برجسته مقاله‌ای با عنوان «توافق آمریکا و ایران برای حاکمیت لبنان چه معنایی دارد؟» برای پایگاه تحلیلی مرکز عربی واشنگتن دی‌سی منتشر کرد و به واکاوی ابعاد هولناک این استراتژی پرداخت. بر اساس گزارش الحسینی، در فوریه ۲۰۲۶، وزارت کشاورزی لبنان اعلام کرد که در نتیجه سم‌پاشی‌های ارتش اسرائیل با علف‌کش‌های شیمیایی (نظیر گلایفوسیت)، غلظت سموم در مزارع کشاورزی جنوب لبنان به ۲۰ تا ۳۰ برابر حد مجاز رسیده است. این اقدام عملاً یک نوار بیابانی بایر در مرز ایجاد کرده است.

علاوه بر بوم‌کشی، سیاست نابودسازی سکونتگاه‌ها نیز در دستور کار قرار دارد. الحسینی در تحلیل خود اشاره می‌کند که نابودی نظام‌مند خانه‌ها و حتی تخریب مکان‌های باستانی ثبت‌شده در میراث جهانی یونسکو، تصادفی نیستند، بلکه بخشی از یک برنامه حساب‌شده برای پاک کردن حافظه تاریخی و جلوگیری از بازگشت مردم به مناطق اشغالی محسوب می‌شوند. نواف سلام، نخست‌وزیر لبنان در ماه می ۲۰۲۶ رژیم صهیونیستی را به تلاش برای «ریشه‌کن‌کردن حافظه لبنان و پاک‌کردن تاریخ مردم آن» متهم کرد.

 

از اشغال تا مهندسی سیاسی؛ نقشه مشترک واشنگتن و تل‌آویو برای لبنان

 

چرخه مخرب فقدان حاکمیت

تحلیلگران سیاسی معتقدند که بحران لبنان فراتر از یک جنگ فیزیکی است. رولا الحسینی در یادداشت ژوئن ۲۰۲۶ خود، مفهوم حاکمیت در لبنان را یک «توهم دیپلماتیک» می‌خواند که توسط بازیگران خارجی به ویژه آمریکا، سلاح‌سازی شده است. او معتقد است ضعف حاکمیت لبنان توسط یک چرخه بازخورد مخرب تداوم می‌یابد. ضعف نهاد‌ها راه را برای مداخله آمریکا و اسرائیل باز می‌کند و هر مداخله جدید، توانایی بیروت برای اعمال کنترل را بیشتر از بین می‌برد.

به باور الحسینی، آتش‌بس‌های مقطعی که توسط ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۶ مهندسی شدند، نه برای حفظ لبنان، بلکه به عنوان ابزاری در راستای استراتژی‌های منطقه‌ای واشنگتن بودند. او اشاره می‌کند که در توافقات ژوئن، آمریکا استثنائاتی قائل شد که به اسرائیل اجازه می‌داد بمباران در جنوب لبنان را به رغم وجود «آتش‌بس» ادامه دهد؛ سازوکاری که نشان‌دهنده نقض صریح تمامیت ارضی یک کشور است و هیچ دولت مستقلی در جهان زیر بار آن نمی‌رود.

شواهد میدانی و اسناد بین‌المللی در سال ۲۰۲۶ جای هیچ شکی باقی نمی‌گذارد که بحران لبنان محصول تقاطع تجاوزگری نظامی و مهندسی سیاسی-نظامی ایالات متحده است. اظهارات صریح بنیامین نتانیاهو مبنی بر حفظ نامحدود منطقه حائل در عمق خاک لبنان و «آزادی عمل کامل»، در کنار گزارش‌های نهادهایی، چون عفو بین‌الملل درباره جنایات جنگی و کوچ اجباری، نشان می‌دهد که یک بحران حقوق بشری تمام‌عیار روبه‌روییم.

در این سناریو، ایالات متحده نه تنها نقش میانجی بی‌طرف را ایفا نکرده، بلکه با فراهم‌ساختن پوشش دیپلماتیک برای دکترین «زمین سوخته» اسرائیل، ارسال بی‌وقفه تسلیحات، و وتوی هرگونه قطعنامه بازدارنده مستقل، شریک اول این ویرانی است. تا زمانی که واشنگتن و متحدانش لبنان را نه به عنوان یک کشور مستقل با حقوق بنیادین بین‌المللی، بلکه به عنوان صحنه شطرنج جنگ‌های نیابتی خود می‌بینند، دستیابی به صلح واقعی و بازسازی حاکمیت ملی لبنان رویایی دست‌نیافتنی خواهد ماند.

پربازدیدترین آخرین اخبار