روایت فارنپالسی از «تسلیم سیاسی آمریکا در مقابل ایران»
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، نشریه آمریکایی فارن پالسی در گزارشی به بررسی پیامدهای جنگ آمریکا علیه ایران پرداخته است. این گزارش با لحنی انتقادی، جنگی را که توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، علیه ایران آغاز شد، یک «فاجعه ژئوپولیتیک» توصیف میکند؛ جنگی که نهتنها موقعیت برتر یک کشور و یک رژیم را در چند ماه گذشته از بین برد، بلکه پیامدهای گستردهتری در توازن قدرت جهانی ایجاد کرده است.
به گفته این تحلیل، جنگی که علیه ایران آغاز شد و در نهایت نیز ناکام ماند، احتمالاً باعث تغییرات عمیق در موازنه قدرت جهانی شده است؛ تغییراتی که در ماهها و سالهای آینده به تضعیف آمریکا و اسرائیل منجر خواهد شد.
بر اساس گزارش، ترامپ اکنون در داخل و خارج از کشور چهرهای بهشدت تضعیفشده دارد و ادعاهای پیشین او درباره قدرت نظامی آمریکا اعتبار خود را از دست داده است. در نتیجه، توان ایالات متحده برای نمایش قدرت، نهتنها در خاورمیانه بلکه در مناطق دیگر مانند اروپا نیز کاهش یافته است.
این گزارش همچنین اشاره میکند که تفاهمنامه اخیر میان طرفها عملاً نوعی «تسلیم سیاسی» از سوی واشنگتن محسوب میشود. در ازای امضای این سند و آغاز ۶۰ روز مذاکره و همچنین بازگشایی تنگه هرمز، ایران امتیازات اقتصادی دریافت خواهد کرد؛ از جمله آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده و تسهیل صادرات نفت و محصولات انرژی و خدمات مالی مرتبط.
نویسنده گزارش تأکید میکند که در مجموع، آمریکا در این جنگ دستاورد ملموسی به دست نیاورده است؛ در حالی که میلیاردها دلار هزینه نظامی پرداخت کرده، هزاران کشته (از جمله دستکم ۱۳ آمریکایی) برجای گذاشته و همزمان به اقتصاد داخلی خود که با فشار تورمی روبهروست آسیب زده است. علاوه بر این، این جنگ باعث تضعیف متحدان آمریکا، افزایش قدرت نسبی چین و کاهش اعتماد متحدان خلیج فارس به واشنگتن شده است.
در مقابل، ایران—که تا پیش از این جنگ در وضعیت فشار اقتصادی قرار داشت—اکنون توانسته جایگاه ژئوپولیتیکی خود را تقویت کند. حتی با وجود آسیبهای نظامی، تهران اکنون به بازیگری مهمتر در معادلات منطقهای تبدیل شده و انتظار میرود از امتیازات مالی قابل توجهی بهرهمند شود. ایران همچنین توانسته از این درگیری برای تقویت روایت داخلی خود استفاده کند؛ روایتی که بر مقاومت در برابر قدرتهای جهانی تأکید دارد.
یکی از مهمترین محورهای گزارش، موضوع تنگه هرمز است که بنا بر آن، ایران اکنون به اهمیت راهبردی این گذرگاه کاملاً آگاه شده است. به گفته کارشناسان، تهران احتمالاً از این موقعیت برای تضعیف تدریجی نظام تحریمهای بینالمللی استفاده خواهد کرد.
در بخش دیگری از گزارش، به واکنش اروپا اشاره شده است. ترامپ در جریان نشست گروه هفت در فرانسه، برای جلب حمایت متحدانی تلاش کرد که پیشتر بارها آنها را مورد انتقاد قرار داده بود. هرچند بسیاری از رهبران اروپایی بهطور خصوصی نسبت به امتیازدهی به ایران نگران بودند، اما در نهایت از توافق حمایت کردند، زیرا آن را تنها راه پایان دادن به جنگی میدانستند که هیچکدام از آنها با آن موافق نبودند.
با این حال، دیپلماتهای اروپایی تأکید کردند که این توافق نشاندهنده شکنندگی شدید نظم اقتصادی و امنیتی جهان است. در همین چارچوب، برخی گزارشها نشان میدهد که ترامپ همزمان تحت فشار اروپا، موضع خود درباره اوکراین و روسیه را نیز تا حدی تغییر داده است.
گزارش سپس به نکتهای مهمتر میپردازد، ضعف راهبردی ترامپ در برابر فشارهای اقتصادی. به باور تحلیلگران، ایران و دیگر بازیگران جهانی اکنون دریافتهاند که رئیسجمهور آمریکا نسبت به نوسانات بازار و واکنش اقتصادی داخلی بسیار حساس است؛ ضعفی که میتواند در آینده برای اعمال فشار علیه او مورد استفاده قرار گیرد.
چین بهعنوان رقیب اصلی آمریکا، نخستین کشوری بود که این ضعف را آزمایش کرد و از طریق محدود کردن صادرات مواد معدنی حیاتی، واشنگتن را به عقبنشینی در جنگ تعرفهای وادار کرد. اکنون گمان میرود پکن در حال بررسی میزان آمادگی آمریکا برای دفاع از تایوان باشد.
در بخش پایانی، گزارش به تغییر موضع ترامپ نسبت به سیاستهای پیشین خود اشاره میکند. او اکنون از مداخله در امور داخلی کشورها و سیاستهای تغییر رژیم فاصله گرفته و حتی بر ضرورت اجتناب از بیثباتی اقتصادی تأکید دارد. ترامپ همچنین بهطور ضمنی پذیرفته که بازارهای مالی نقش تعیینکنندهای در سیاستگذاری او دارند.
در مورد ایران، تفاهمنامه جدید شامل همکاریهای گسترده اقتصادی، از جمله طرح بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری با مشارکت کشورهای عربی خلیج فارس و همچنین لغو تدریجی تحریمهای نفتی است. این در حالی است که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که ترامپ آن را «بدترین توافق تاریخ» مینامید، شامل محدودیتهای بسیار سختگیرانهتر و نظارتهای بینالمللی گستردهتری بود.
در بخش مربوط به اسرائیل، گزارش به شکاف عمیق میان تلآویو و واشنگتن اشاره میکند. به گفته نویسنده، سیاستهای تهاجمی نتانیاهو باعث شده اسرائیل نهتنها ایران را تقویت کند، بلکه روابط خود با آمریکا را نیز تضعیف کند. این اختلاف حتی به سطحی رسیده که اسرائیل از توافق اخیر کنار گذاشته شده است.
برخی مقامات آمریکایی نیز بهطور علنی از رویکرد اسرائیل انتقاد کرده و هشدار دادهاند که ادامه سیاستهای تهاجمی میتواند حمایت آمریکا را از اسرائیل کاهش دهد. در داخل اسرائیل نیز نگرانیهایی درباره کاهش حمایت دوحزبی در آمریکا، بهویژه در میان دموکراتها و حتی بخشی از جریان راستگرایان، در حال افزایش است.
در پایان، گزارش نتیجه میگیرد که هرچند ترامپ تلاش کرده این جنگ را یک موفقیت دیپلماتیک معرفی کند، اما شواهد نشان میدهد که محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا بار دیگر آشکار شده است. ایران، با وجود فشارها، توانسته موقعیت خود را تثبیت کند و اکنون دست بالا را در برخی معادلات منطقهای در اختیار دارد.
به گفته تحلیلگران، مهمترین پیامد این جنگ شاید این باشد که نظم جهانی وارد دورهای از «عقبنشینی آمریکا» شده است؛ دورهای که در آن قدرتهای رقیب، بهویژه چین و ایران، بیش از گذشته قادر به بهرهبرداری از نقاط ضعف واشنگتن هستند.