از نقد بیرون تا بازنگری درون؛ واکاوی اندیشهورزی انتقادی در منظومه فکری رهبری شهید
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، اندیشهورزی انتقادی در منظومه فکری رهبری شهید، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه ضرورتی راهبردی برای پویایی تمدنی و استقلال فکری جامعه علمی است. اندیشهورزی انتقادی در نگاه ایشان دارای سه مؤلفه بنیادین نیاز راهبردی به تفکر بنیادین در مقولات زیربنایی، نقد منصفانه و اخلاقمحور بهمثابه موتور پیشران اصلاح و منظومهسازی فکری مبتنی بر منابع اسلامی بهعنوان هدف غایی این تفکر است.
رویکرد ایشان ضمن نقد جدی جریانهای فکری تقلیدی و وابسته به غرب، بر تولید دانش بومی و استخراج منظومههای فکری مبتنی بر منابع بومی تأکید میورزد و درعینحال، آزادی اندیشه و نقدپذیری را از لوازم اساسی هر جامعه پویا میداند. ازاینرو، اندیشهورزی در نگاه ایشان کارکردی دوگانه دارد: هم ناظر به نقد جریانهای فکری وابسته به غرب و آسیبشناسی راههای طی شده است و هم معطوف به شالوده انگاری نظری بر اساس مبانی اسلامی برای پاسخ به سؤالهای بنیادین حیات اجتماعی داخلی است.
از علم بیتفکر تا تفکرِ علمآفرین: بازخوانی یک ضرورت راهبردی
آیتالله خامنهای (ره)، ضرورت اندیشهورزی را در پیوندی تنگاتنگ با «چالشهای اساسی یک ملت» تعریف میکنند. ایشان در چهارمین نشست اندیشههای راهبردی با موضوع آزادی در سال ۱۳۹۱، نخستین هدف از برگزاری این نشستها را «نیاز شدید کشور به فکر و اندیشهورزی، بخصوص در مقولات زیربنائی» برمیشمارند و تأکید میکنند که ملت ایران «مثل رودخانهی خروشان در جریان است» و «احتیاج دارد به این که به این مسئله فکر کنیم.»
نکته کلیدی در اینجا، تمایزی است که ایشان میان «علم» و «تفکر» قائل میشوند. رهبری شهید در دیداری با دانشگاهیان، به نقل از یکی از حضار اشاره میکنند که «شما که این چند ساله اینقدر روی مسئلهی علم و پیشرفت علمی و شکوفائی علمی تکیه میکنید، روی فکر هم تکیه کنید». عدم توجه به این مقوله به «علم بدون فکر» که به باور ایشان منشأ بسیاری از سو استفادهها و بعضاً جنایتها است، میانجامد. زیرا علم گویای واقعیتها و فکر گویای بایدها و نبایدها است. تفکر در کنار تسلط بر شاخصهای علمی باعث میشود که راهها و یا شیوههای حل چالشها و مشکلات را متناسب با زمینه و محیط سیاسی - اجتماعی مختص به خودش طرحریزی کنیم و در رسیدن به دانش بومی در زمینههای مختلف سیاسی و اجتماعی توفیقات بیشتری را کسب نمائیم.
نقد منصفانه: اخلاق و روششناسی اندیشهورزی انتقادی
یکی از مؤلفههای محوری اندیشهورزی انتقادی در بیانات آیتالله خامنهای (ره) تأکید بر نقد منصفانه و اخلاقمحور است. ایشان نقد را نه یک عمل خصمانه، بلکه «عملی دوستانه» و ضرورتی برای اصلاح میدانند، اما درعینحال برای آن چارچوبهای اخلاقی و روشی مشخصی ترسیم میکنند؛ از جمله رعایت انصاف و پرهیز از کلیگویی، چنان که با استناد به قرآن که درباره مخالفان پیامبر میفرماید «أَکثَرَهُم یَجهَلون» و نمیگوید «همه آنها جاهلاند»، تأکید دارند که نقد نباید بهصورت قاطع یک مجموعه را نفی کند، چراکه ممکن است برخی از آنها مشمول آن اشکال نباشند.
همچنین بر پرهیز از افراطوتفریط در لحن تأکید کرده و هشدار میدهند که لحن انتقاد را خیلی تند نکنید و جوری حرف نزنید که مورداستفاده طرف مقابل برای محکومکردن قضایی شما قرار بگیرد. ازسویدیگر، بهصراحت میان «نقد منصفانه» و «بدبینی تخریب گرا» تمایز قائل میشوند و اشاعه بدبینی به سپاه، دولت، مجلس و دیگر نهادها را نکوهش میکنند، درحالیکه تأکید دارند انتقاد نهتنها اشکال ندارد، بلکه لازم است و برای اصلاح ضروری میباشد. در دیداری دیگر با دانشجویان میفرمایند نقدکردن با تهمتزدن تفاوت دارد و توصیه میکنند که همیشه احتمال یک محاسبه درست را نیز بدهید.
این رویکرد نشان میدهد که اندیشهورزی انتقادی در نظام فکری ایشان، هم ناظر به نقد بیرونی (نقد وضع موجود) است و هم دربرگیرنده خود انتقادی و نقد درونی مبتنی بر انصاف میباشد، چنانچه در جای دیگر تصریح میکنند: «ما در مواجهه با حوادث دائم باید به خودمان بپریم، مدام به خودمان انتقاد کنیم.»
از نقد تا منظومهسازی: هدف غایی اندیشهورزی انتقادی
آنچه اندیشهورزی انتقادی آیتالله خامنهای (ره) را از صرف نقد وضع موجود فراتر میبرد، تأکید بر منظومهسازی فکری بهعنوان هدف غایی این تفکر است. بارها شاهد نقدهای مختلف از جانب روشنفکران، اساتید، اندیشهورزان و... بودهایم، اما کمتر فردی در میان این فرهیختگان چشمانداز یا به عبارتی راهحلهای جایگزینی باتوجهبه شرایط سیاسی - اجتماعی و موقعیتی که ایران در آن قرار گرفته است، ارائه میدهد. ازاینرو آیتالله خامنهای (ره)، در کنار نقد «تقلید از نظرات غربی»، بر ضرورت «استخراج منظومه فکری اسلام در مقولههایی مثل آزادی» و... تأکید میکنند و میفرمایند:
«ما باید برویم به سمت منظومهسازی؛ یعنی قطعات مختلف این پازل را در جای خود بنشانیم، یک ترسیم کامل درست کنیم؛ به این احتیاج داریم. این هم کار یک ذره، دو ذره نیست؛ کار یک جلسه، دو جلسه نیست؛ کار جمعی است و تسلط لازم دارد؛ هم تسلط به منابع اسلامی، هم تسلط به منابع غربی». هم چنین، در ادامه با آسیبشناسی جریان روشنفکری مشروطه، به این نتیجه میرسند که «خاصیت فکر تقلیدی این است که زایش به وجود نمیآید» و تأکید دارند که «ما یکدانه از آنها (منظومههای فکری مدون) را در کشورمان به وجود نیاوردیم؛ با اینکه منابع ما زیاد است، ما فقر منبع نداریم».
در اینجا، پیوندی آشکار میان اندیشهورزی انتقادی ایشان و نقد استعماری معرفت به معنای شیوههای کسب و گسترش دانش دیده میشود. جهان غرب با تحمیل «نقشههای راه یکدست» از تولید دانش، «هژمونی خود را بازتولید کرده» و «سایر شیوههای تفکر و دانستن را به حاشیه رانده است». ازاینرو آیتالله خامنهای (ره)، ضمن نقد جدیِ تمدن غرب و «واقعیتهای تلخِ جامعه غربی» از جمله «تبعیض، زورگوئی، جنگافروزی و برخوردهای گزینشی با حقوق بشر» بر این باورند که «مراجعه ما به نظرات متفکرین غربی، با تضارب آرائی که آنها دارند... برای متفکرین ما مفید خواهد بود، اما به یک شرط؛ و آن شرط، عدم تقلید است؛ چون تقلید، ضد آزادی است.» ایشان با تأکید بر «عدم تقلید»، دقیقاً به دنبال گسست از این وابستگی معرفتی و تولید دانشی متناسب با بافت اسلامی - ایرانی هستند؛ بنابراین، آیتالله خامنهای (ره) با طرح ضرورت «منظومهسازی فکری» بر پایه میراث اسلامی - ایرانی، دقیقاً به دنبال خروج از این انفعال معرفتی و تولید دانشی است که ریشه در منابع بومی و اسلامی دارد، نه تقلید صرف از الگوهای غربی.
نتیجهگیری
همانطور که پیشتر نیز بیان شد، اندیشهورزی انتقادی، صرفاً یک توصیه روشنفکرانه یا رویکردی حاشیهای در نظام فکری رهبری شهید نیست، بلکه رکنی راهبردی و زیربنایی در هندسه فکری تمدنسازی اسلامی به شمار میآید. این نوع اندیشهورزی در یک نگاه کلان، از سه مؤلفه بههمپیوسته تشکیل میشود که هر یک در تکمیل و تقویت دیگری نقشآفرینی میکنند:
نخست، تأکید بر ضرورت راهبردی تفکر بنیادین در مقولات زیربنایی؛ اندیشهای که از روزمرهگویی فراتر میرود و به سراغ مبانی هویتساز و تمدنساز میرود. این نگاه، ریشه در این باور دارد که ملتی که بهمثابه «رودخانهای خروشان» در مسیر تاریخ جریان دارد، هرگز نمیتواند با انباشت صرف علم، بینیاز از تفکر نقادانه باشد؛ بلکه باید پیوسته مبانی فکری خود را بازبینی و بازآفرینی کند.
دوم، نقد منصفانه و اخلاقمحور که نه تخریبگر، بلکه اصلاحگر و سازنده است؛ نقدی که ریشه در انصاف و عدالت دارد، از کلیگویی و تهمت پراکنی میپرهیزد، لحنی متعادل و استدلالی دارد و در عین نگاه نقادانه به بیرون، خود انتقادی درونی را نیز بهعنوان واجبی اخلاقی و معرفتی مطرح میکند. در این نگاه، نقد بهمثابه «موتور پیشران اصلاح» و «خودآگاهیِ جمعی» عمل میکند و جامعه را از رکود و انجماد فکری میرهاند.
سوم، منظومهسازی فکری مبتنی بر منابع اسلامی که نقطه عطف این اندیشهورزی انتقادی است؛ یعنی حرکت از نقد وضع موجود به سمت خلق نظامهای فکری نوین، منسجم و پاسخگو به نیازهای جامعه اسلامی. این منظومهسازی، نه تقلید از غرب است و نه انفعال در برابر آن، بلکه رویکردی است که ضمنِ بهرهگیری مشروط از دستاوردهای فکریِ بشر، هسته مرکزی خود را از منابع وحیانی و سنت اصیل اسلامی میگیرد.
برآیند این سه مؤلفه، ارائه الگویی از عقلانیت انتقادی توحید محور است که در آن، همزمان با پایبندی راسخ به اصول اسلامی، هرگونه جمود، تحجّر و تقلید کورکورانه به چالش کشیده میشود. در این الگو، نقد از یک امر حاشیهای و اختیاری، به جوهره پویایی فکری و شرط اساسی پیشرفت تمدنی ارتقا مییابد. به عبارت روشنتر، نقد در این منظومه، نه یک «ابزار اصلاحی موقت»، بلکه «ماهیت همیشگی یک تمدن زنده و بالنده» تلقی میشود.
در نهایت، اندیشهورزی انتقادی در نگاه آیتالله خامنهای (ره)، نه یک نظریه انتزاعی فلسفی، بلکه روش زیست تمدنی یک امت است؛ روشی که با نقد جسورانه، عقلانیت متعهد و منظومهسازی خلاقانه، مسیر نیل به «تمدن نوین اسلامی» را هموار میکند و جامعه را بهسوی خودآگاهی، استقلال معرفتی و بالندگی همهجانبه سوق میدهد.