از جنگ تا دیپلماسی؛ همه تیرهای ترامپ در ایران به سنگ خورده است!
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ یادداشت تفاهمی که پیشتر با هدف توقف درگیریها و ایجاد فرصت برای مذاکرات ایران و آمریکا تدوین شده بود، نتوانسته اختلافات بنیادین دو طرف را برطرف کند. وعدم تعهد آمریکاییها به مفاد این تفاهم عملا چیزی از آن باقی نگذاشته است.
اکنون رئیسجمهور تروریست آمریکا با انتخابی دشوار روبهرو است؛ یا باید امیدوار باشد فشارهای اقتصادی در نهایت ایران را به پذیرش شرایط واشنگتن وادار کند، یا با تشدید عملیات نظامی، هزینه بیشتری بر تهران تحمیل کند.
هر دو گزینه اما با مخاطرات جدی همراه هستند. انتظار، زمانبر است و میتواند اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ تشدید جنگ نیز خطر گسترش درگیری به سراسر منطقه را افزایش میدهد.
دو هدف اصلی آمریکا از حملات نظامی
واشنگتن عملیات نظامی خود را با دو هدف اصلی از سر گرفت.
هدف نخست، نابودی توانایی ایران برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز بود. در همین چارچوب، آمریکا مراکز پرتاب و نگهداری موشک، پهپادها، قایقهای تندرو و سامانههای راداری ساحلی را هدف قرار داد.
هدف دوم، وارد کردن فشار اقتصادی از طریق حمله به زیرساختهای ایران بود تا تهران به پذیرش توافقی جدید تن دهد.با وجود این هیچیک از این دو هدف محقق نشد.
ایران همچنان توانایی استفاده از پهپادها و موشکهای کروز برای هدف قرار دادن کشتیها را حفظ کرده و همین مسئله موجب شده است رفتوآمد دریایی در تنگه هرمز همچنان با اختلال جدی مواجه باشد.
در مرکز تمام اختلافات، مسئله تنگه هرمز قرار دارد.
ایران بر این باور است که به عنوان یکی از کشورهای ساحلی، در تعیین سازوکار امنیت و مدیریت عبور کشتیها نقش اساسی دارد و بر اعمال مقررات مربوط به عبور و حتی دریافت هزینه خدمات دریایی تأکید میکند.
در ادامه تنشها، آمریکا مجوزهای تعلیق تحریم صادرات نفت ایران را لغو و محاصره دریایی کشتیهای ایرانی را دوباره برقرار کرد.پس از آن نیز حملات به زیرساختهای حملونقل ایران، از جمله جادهها، خطوط راهآهن و پلها آغاز شد.
گسترش دامنه بحران در منطقه
تنشها تنها به ایران و آمریکا محدود نماند.
نصارالله یمن محاصره دریایی عربستان در دریای سرخ و بابالمندب را اعلام کرد و اندکی بعد، حملات متقابل میان یمن و عربستان آغاز شد.این تحولات، نگرانیها درباره گسترش بحران به کل منطقه و تأثیر آن بر بازار جهانی انرژی را افزایش داده است.

فشار اقتصادی؛ سلاحی که دو لبه دارد
یکی از گزینههای پیش روی ترامپ، ادامه محاصره اقتصادی ایران است.
دولت آمریکا امیدوار است کاهش درآمدهای نفتی، تهران را ناچار به پذیرش توافقی جدید کند.با این حال، این راهبرد با یک مشکل اساسی روبهرو است؛ افزایش قیمت نفت و گاز تنها به اقتصاد ایران آسیب نمیزند، بلکه اقتصاد جهانی و حتی مصرفکنندگان آمریکایی را نیز تحت فشار قرار میدهد.
در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، افزایش قیمت سوخت میتواند به مسئلهای سیاسی برای کاخ سفید تبدیل شود و بر موقعیت دولت ترامپ تأثیر بگذارد.
از سوی دیگر سالها تحریم ناعادلانه و یکجانبه بر ایران، تاب آوری کشور را بالا برده و مقاومت بیشتری نسبت به دشمن آمریکایی-صهیونی در برابر سیل مشکلات و حوادث دارد.
گزینه نظامی؛ پرهزینه و پرریسک
گزینه دیگر، افزایش حملات نظامی است.
آمریکا در هفتههای اخیر نیروهای بیشتری شامل جنگندهها، نیروهای ویژه و تجهیزات پزشکی به منطقه اعزام کرده و گزارشهایی نیز درباره بررسی اجرای حملات گستردهتر منتشر شده است.اما چنین تصمیمی با مخاطرات قابل توجهی همراه خواهد بود.
گسترش حملات به تأسیسات انرژی ایران میتواند با پاسخ متقابل تهران علیه زیرساختهای انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس همراه شود؛ رخدادی که پیامدهای سنگینی برای بازار جهانی نفت خواهد داشت.
از سوی دیگر، ایران هشدار داده است در صورت تشدید حملات، دامنه پاسخ خود را گسترش خواهد داد.
در کنار حملات هوایی، احتمال اجرای عملیات محدود زمینی نیز مطرح شده است.
هرچند آمریکا توان کافی برای اشغال ایران را ندارد، اما ممکن است عملیاتهای کماندویی علیه برخی اهداف نظامی یا اقتصادی انجام دهد.در مقابل، این اقدام میتواند خطر افزایش تلفات نیروهای آمریکایی، تشدید مخالفت افکار عمومی و گسترش دامنه جنگ را به همراه داشته باشد.
به همین دلیل، ترامپ همچنان دیپلماسی را مطلوبترین گزینه میداند.میانجیهای عمانی، قطری و پاکستانی همچنان در تلاش برای کاهش تنش هستند و رایزنیها برای تدوین توافقی جدید ادامه دارد.
گزارشها همچنین از کاهش موقت حملات روزانه آمریکا علیه ایران با هدف فراهم کردن فرصت بیشتر برای مذاکرات حکایت دارد.
آیا توافق جدید ممکن است؟
با وجود تمایل دو طرف به جلوگیری از یک جنگ فراگیر، اختلاف اساسی درباره تنگه هرمز همچنان پابرجاست.
پیشنهادهایی برای تشکیل سازوکاری منطقهای با حضور ایران، عمان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس جهت نظارت بر عبور کشتیها مطرح شده است.
کارشناسان معتقدند هر توافق جدید، برخلاف توافق قبلی، باید بهطور شفاف درباره نحوه عبور کشتیها، مسئولیت تأمین امنیت و چارچوب اداره تنگه هرمز تعیین تکلیف کند؛ در غیر این صورت، احتمال تکرار شکست آتشبس قبلی وجود خواهد داشت.

بنبست پیش روی ترامپ
در نهایت، دولت ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که هیچ گزینه کمهزینهای در اختیار ندارد.
از یک سو، ادامه فشارهای اقتصادی ممکن است زمان زیادی نیاز داشته باشد و هزینههای آن متوجه اقتصاد جهانی نیز شود. از سوی دیگر، تشدید عملیات نظامی خطر گسترش جنگ در سراسر خاورمیانه و افزایش هزینههای آمریکا را به دنبال خواهد داشت.
در چنین شرایطی، آینده بحران بیش از هر چیز به سرنوشت مذاکرات درباره تنگه هرمز گره خورده است؛ آبراهی که همچنان مهمترین نقطه اختلاف میان تهران و واشنگتن و یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان به شمار میرود. بحرانی خودساخته که در نهایت میتواند ترامپ و حزب جمهوری خواه را کاملا نابود کند.