عقبنشینی برلین و پایان بحران دیپلماتیک آلمان و گرجستان
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، سفیر گرجستان در برلین با تأخیری طولانی و پس از ماهها تنش سیاسی، سرانجام استوارنامه خود را به رئیسجمهور آلمان فدرال تقدیم کرد. دلیل اصلی این تأخیر بیسابقه، موضع خصمانه و مداخلهجویانه وزارت امور خارجه آلمان بود که تا پیش از این، از به رسمیت شناختن دولت قانونی و فعلی گرجستان امتناع میورزید.
استوارنامه دیپلماتیک و ریشههای یک بحران بیسابقه
در عرف و حقوق دیپلماتیک، «استوارنامه» یک سند رسمی و حقوقی است که اختیارات تام رئیس یک هیئت دیپلماتیک (سفیر یا فرستاده ویژه) را تأیید میکند. این سند، وضعیت و جایگاه قانونی وی را محرز ساخته و دربردارنده درخواستی رسمی از کشور میزبان است تا به اظهارات و اقدامات وی به نمایندگی از دولت متبوعش اعتماد کامل داشته باشد.
با این وجود، الکساندر کارتوزیا، دیپلمات ارشد گرجی که در سپتامبر سال گذشته میلادی به عنوان سفیر تامالاختیار گرجستان در جمهوری فدرال آلمان منصوب شده بود، در طول ۹ ماه گذشته از امکان تقدیم این سند مهم بازمانده بود.
در این مدت طولانی، هر دو طرف از پاسخگویی شفاف به پرسشهای رسانهها در خصوص دلایل پنهان این تأخیر و اینکه این کارشکنی با ابتکار کدام طرف صورت گرفته، طفره میرفتند. این مسکوت گذاشتن موضوع، خود نشاندهنده عمق شکاف سیاسی میان تفلیس و برلین بود.
انتخابات پارلمانی و کارزار عدم شناسایی دولت گرجستان
برای درک بهتر ماهیت این مناقشه دیپلماتیک میان برلین و تفلیس، باید به تحولات داخلی گرجستان نگاهی انداخت. بلافاصله پس از برگزاری انتخابات پارلمانی در اکتبر سال ۲۰۲۴، سالومه زورابیشویلی، پنجمین رئیسجمهور گرجستان که یک دیپلمات حرفهای فرانسویالاصل و دارای گرایشهای شدید غربگرایانه است، با اتخاذ مواضعی جنجالی مدعی شد که این انتخابات توسط حزب حاکم «رویای گرجستان» به رهبری بیدزینا ایوانیشویلی، میلیاردر معروف، به سرقت رفته است.
زورابیشویلی در اقدامی که با اصول دموکراتیک در تضاد بود، همگام با احزاب اپوزیسیون تحت حمایت غرب، از کشورهای غربی و نهادهای اروپایی صراحتاً درخواست کرد که نتایج انتخابات را به رسمیت نشناسند. او حتی خود را «تنها رئیسجمهور قانونی» کشور نامید؛ آن هم در شرایطی که دوره ریاستجمهوری وی به پایان رسیده بود و پارلمان منتخب و قانونی گرجستان، میخائیل کاولاشویلی را به عنوان رئیسجمهور جدید کشور انتخاب کرده بود.
از آن زمان و به مدت یک سال و نیم، وبسایت رسمی وزارت امور خارجه آلمان در اقدامی مداخلهجویانه، همچنان سالومه زورابیشویلی را به عنوان رئیسجمهور گرجستان معرفی میکرد. مقامات آلمانی در پاسخ به اعتراضات و پیگیریهای مکرر و متعجبانه مقامات گرجستان، با لحنی خشک و دیپلماتیک، این اتفاق عجیب را تنها با عنوان «دلایل فنی» توجیه میکردند.
این رویه تا زمانی ادامه یافت که الکساندر کارتوزیا توانست استوارنامه خود را به فرانکوالتر اشتاینمایر، رئیسجمهور آلمان، تقدیم کند؛ رویدادی که تنها پس از رفع به اصطلاح «نقص فنی» رخ داد و سرانجام وبسایت وزارت خارجه آلمان با اصلاح اطلاعات خود نوشت: «میخائیل کاولاشویلی به عنوان رئیسجمهور گرجستان انتخاب شده است.»
نقش مخرب سفیر آلمان؛ سایه دخالتهای خارجی بر سپهر سیاسی گرجستان
در کانون این تنشها، نام پیتر فیشر، سفیر پیشین آلمان در تفلیس، به وضوح به چشم میخورد. ایراکلی کوباخیدزه، نخستوزیر گرجستان، و شالوا پاپواشویلی، رئیس پارلمان این کشور، در طول این یک سال و نیم بارها اتفاقات رخداده را اقدامات تحریکآمیز و برنامهریزیشده پیتر فیشر توصیف کردند.
مقامات ارشد تفلیس معتقد بودند که فیشر «بیش از حد به اپوزیسیون نزدیک است» و حتی محل اقامت خود را از یک تاجر مخالف دولت به نام ماموکا خازارادزه، بانکدار و رهبر حزب «للو»، اجاره کرده است. دولت گرجستان سفیر آلمان را متهم میکرد که به بهانه تقلب در انتخابات، از تلاشهای غیرقانونی برای تغییر خشونتآمیز قدرت در گرجستان حمایت میکند.
فیشر اگرچه این اتهامات را رد میکرد، اما هرگز نارضایتی عمیق خود را از آنچه وی «مسیر ضد دموکراتیک مقامات گرجستان - کشوری که نامزد عضویت در اتحادیه اروپا است» مینامید، پنهان نمیساخت و علناً انتخابات ۲۰۲۴ را غیرشفاف و ناعادلانه میدانست.
نکته قابل تأمل اینجاست که رفع «خطای فنی» وبسایت وزارت امور خارجه آلمان دقیقاً زمانی امکانپذیر شد که ماموریت دیپلماتیک فیشر به پایان رسید و او تفلیس را ترک کرد. این تقارن زمانی به وضوح نشان میدهد که مواضع شخصی و سوگیریهای دیپلماتهای غربی تا چه حد میتواند بر روابط دوجانبه کشورها سایه افکند و در امور داخلی کشورهای مستقل دخالت کند.
چشمانداز روابط؛ آیا «بازنشانی» دیپلماتیک امکانپذیر است؟
علیرغم حلوفصل ظاهری این بحران دیپلماتیک و پذیرش سفیر جدید گرجستان، کارشناسان و تحلیلگران سیاسی در تفلیس نسبت به چشمانداز آینده روابط گرجستان و آلمان به شدت با دیده تردید مینگرند.
پائاتا زاکاریشویلی، وزیر امور خارجه پیشین گرجستان در امور آشتی و برابری مدنی، در گفتوگو با خبرنگاران تصریح کرد که گرجستان تحت حاکمیت دولت فعلی، دیگر تمایل و اشتیاق چندانی برای پیوستن به اتحادیه اروپا ندارد. وی آلمان را رهبر بلامنازع اتحادیه اروپا دانست که به طور سنتی و سختگیرانه بر رعایت هنجارهای به اصطلاح دموکراتیک در کشورهای شریک نظارت میکند.
زاکاریشویلی در تحلیل این وضعیت میگوید: «بسیاری از شرکای آلمان، این کشور را آغازگر دو جنگ خونین جهانی و ایجادکننده یک رژیم استبدادی و فاشیستی در قلب اروپا میدانستند. دقیقاً به همین دلیل است که آلمان دموکراتیک مدرن در مسائل مربوط به دموکراسی بسیار حساس و وسواسی عمل میکند و طبیعتاً در تلاش است تا در این زمینه، کاتولیکتر از پاپ ظاهر شود. بنابراین، جمهوری فدرال آلمان در آینده نیز به انتقادات تند خود علیه حزب "رویای گرجستان" ادامه خواهد داد و در مقابل، مقامات گرجستان نیز تلاش خواهند کرد تا زیر بار این انتقادات و دیکتههای غربی نروند.»
پتره مامارادزه، رئیس پیشین نهاد ریاستجمهوری گرجستان نیز در ارزیابیهای خود محتاطانه عمل میکند.
وی تأیید کرد که سهم عمده مسئولیت سقوط روابط دوجانبه به ورطه یک بحران دیپلماتیک، بر دوش پیتر فیشر، سفیر آلمان در تفلیس بوده است. با این وجود، او معتقد است که اکنون وضعیت رو به بهبودی گذاشته، اما برای ارزیابی میزان پایداری و استحکام این روند مثبت، به زمان بیشتری نیاز است.
مامارادزه ضمن انتقاد از رویکرد برلین اظهار داشت: «سفیر فیشر و همچنین آنالنا بربوک، وزیر امور خارجه سابق آلمان، در عمل با آن دسته از نیروهای رادیکال در گرجستان که خواهان انقلابهای رنگی و براندازی دولت قانونی بودند، همصدا و هماهنگ عمل میکردند. عدم به رسمیت شناختن رئیسجمهور کاولاشویلی و دولت فعلی تفلیس با بهانه مضحک و خندهدار "مشکلات فنی در وبسایت" توجیه میشد؛ آن هم در کشوری مانند آلمان فدرال که قطب فناوری است! با این حال، امیدواریم که روابط به تدریج بهبود یابد و دیگر شاهد تکرار چنین حوادث تأسفبار و مداخلهجویانهای نباشیم.»
مامارادزه در پایان سخنان خود یادآور شد که روابط میان تفلیس و برلین از زمان روی کار آمدن ادوارد شواردنادزه، دومین رئیسجمهور گرجستان، همواره نزدیک به ایدهآل و بسیار دوستانه بود؛ شخصیتی که در جایگاه وزیر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی، سهم بسزا و تاریخی در اتحاد دوباره آلمان ایفا کرده بود. اکنون باید دید آیا برلین از سیاستهای مداخلهجویانه خود دست برداشته و به اصل احترام متقابل به حاکمیت ملی کشورها بازخواهد گشت یا همچنان به دنبال اعمال فشار بر دولت مستقل گرجستان خواهد بود.