نخستوزیر جدید انگلیس در قبال اسرائیل همان مسیر را ادامه میدهد!
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از میدل ایستآی؛ دوران تازهای در بریتانیا آغاز شده است. اندی برنهام جایگزین کییر استارمر بهعنوان نخستوزیر شده است. حزب کارگر که به نظر میرسید سقوطش متوقفنشدنی است، ظاهراً از اشتباهات خود درس گرفته، آماده بازگشت به عرصه حکمرانی شده و قصد دارد به نگرانیهای مردم عادی پاسخ دهد. اعتماد به سیاست نیز ظاهراً احیا شده است.
دستکم تصویری که در دو هفته نخست نخستوزیری برنهام بهدقت ساخته شده، چنین است.
شهردار پیشین منچستر بزرگ با پیامی صریح برای ایجاد تغییر وارد عالیترین مقام اجرایی کشور شد. او در نخستین سخنرانی رسمی خود در مقابل داونینگ استریت وعده داد حضورش نقطهای برای «قطع مسیر قبلی» در سیاست بریتانیا باشد.
او هفته گذشته نیز تأکید کرد: «این آغاز بازطراحی کامل ساختار قدرت اقتصادی و سیاسی است.»
شواهد نشان میدهد افکار عمومی بریتانیا این استدلال را پذیرفته است. برای نخستین بار طی بیش از یک سال، حزب کارگر در نظرسنجیها از حزب «رفرم بریتانیا» به رهبری نایجل فاراژ پیش افتاده و محبوبیت شخصی برنهام نیز بالاست.
تقریباً نیمی از بریتانیاییهای شرکتکننده در نظرسنجی گفتهاند ترجیح میدهند در انتخابات بعدی، دولت کارگری به رهبری برنهام پیروز شود. روزنامه آبزرور نیز نوشته است که دوران ماهعسل نخستوزیری او در اوج خود قرار دارد.
اما بهویژه در مسائل مهم سیاست خارجی، فاصله میان واقعیت و تصویری که ارائه میشود، چشمگیر است.
اقدامات فوری دولت، از جمله تعیین سقف دو پوندی برای کرایه اتوبوس، طرح پایان دادن به بیخانمانی در خیابانها و اصلاحات در حوزه آموزش و خدمات اجتماعی، پیام دولتی را تقویت کردهاند که مدعی است در حال ایجاد تغییرات فوری است.
«اشتباه کردیم»
یکی از نخستین اقداماتی که برنهام پیش از تصدی نخستوزیری انجام داد، عذرخواهی بابت واکنش حزب کارگر به حملات اسرائیل به غزه بود.
او گفت: «واکنش اولیه حزب کارگر به وضعیت غزه آسیب و رنج زیادی ایجاد کرد. ما اشتباه کردیم و بابت آن متأسفم.»
او وعده داد که عملکرد بهتری داشته باشد. برنهام اخیراً در مصاحبهای بار دیگر بر این موضع تأکید کرد و گفت حزب کارگر برای درخواست آتشبس بیش از حد تعلل کرده بود.
اما اگر قرار بود این ادبیات همراه با تأمل و بازنگری، نمادی از رویکرد جدید دولت باشد، در عمل بیشتر به نوعی فرار حسابشده از اصل مسئله شباهت دارد.
ناکامیهای حزب کارگر در قبال غزه بسیار فراتر از تأخیر در درخواست آتشبس است. زمانی که مقامهای اسرائیلی از قصد خود برای اجرای کارزاری با هدف نابودی سیستماتیک غزه سخن میگفتند، حزب کارگر، در مقام حزب مخالف، از آن حمایت کرد و امکان شکلگیری صدایی انتقادی در برابر روند کشتار را از میان برد.
هر فرصتی برای ایجاد گسست روشن با گذشته از دست رفته است. از همین رو، جدی گرفتن عذرخواهی برنهام یا ابراز تأسف ظاهری او درباره غزه دشوار است.
حزب کارگر پس از رسیدن به قدرت نیز در شرایطی که فلسطینیان قتلعام میشدند، به اسرائیل سلاح داد و به پروازهای جاسوسی بریتانیا که اطلاعات مورد استفاده اسرائیل را تأمین میکردند، اجازه ادامه فعالیت داد؛ اقدامی که به تداوم کشتار اسرائیل کمک کرد.
این پروازهای جاسوسی زیر نظر وزیر دفاع پیشین، جان هیلی، انجام میشد. با این حال، سابقه او در قبال آنچه نویسنده آن را همدستی با نسلکشی میداند، نهتنها موجب مجازاتش نشد، بلکه برنهام او را به مقام وزیر خزانهداری ارتقا داد.
هر فرصتی برای قطع رابطه با سیاستهای گذشته یکی پس از دیگری از دست رفته است. هنگامی که شرکتهای تسلیحاتی اسرائیلی، که در تأمین سلاحهای مورد استفاده برای ویران کردن غزه نقش دارند، در نمایشگاه بینالمللی هوایی فارنبرو اخیر حضور یافتند، برنهام ترجیح داد در این رویداد سخنرانی کند و به حضور آنها مشروعیت ببخشد، نه اینکه از آن فاصله بگیرد.
بنابراین، وقتی عذرخواهی برنهام درباره غزه با هیچ اراده اخلاقی برای اقدام همراه نشده، دشوار است آن را جدی بگیریم. این مسئله به الگوی اصلی عملکرد او تبدیل شده است.
حتی پیش از آنکه برنهام نخستوزیر شود، او در مصاحبهای مفصل با روزنامه گاردین حاضر نشد وضعیت فاجعهبار غزه را «نسلکشی» توصیف کند. این موضع نه احتیاطی متوازن بود و نه انتخاب واژگانی محتاطانه برای جلوگیری از دور شدن حامیان احتمالی از کارزار انتخاباتی او؛ بلکه نشانهای زودهنگام از رویکرد او به رنج فلسطینیان بود که در بهترین حالت، چیزی جز بیطرفی منفعلانه نخواهد بود.
ابهامگوییهای دیپلماتیک
اخیراً گروهی از نمایندگان پارلمان در نامهای خطاب به برنهام از او خواستند نسلکشی در غزه را به رسمیت بشناسد و تحریمهایی علیه اسرائیل اعمال کند.
اما این درخواست با بیتفاوتی مواجه شد و وزارت خارجه بریتانیا بار دیگر اعلام کرد که دولت «خستگیناپذیر برای دستیابی به صلحی پایدار میان فلسطین و اسرائیل تلاش خواهد کرد».
این نوع زبان مبهم و تشریفاتی به یکی از ویژگیهای ثابت دولت جدید تبدیل شده است.
وزیر خارجه جدید، اد میلیبند، تاکنون چندین بیانیه منتشر کرده و در آنها از مردم فلسطین سخن گفته، از «رنج هولناک» آنها ابراز تأسف کرده و وضعیت غزه را «غیرقابل تحمل» خوانده است.
اگرچه میلیبند در استفاده از صفتهای توصیفی مهارت قابلتوجهی دارد، شاید بهتر باشد شناختی به همان اندازه جدی از اختیارات و ظرفیتهای مقام خود نیز پیدا کند. او در موقعیتی قرار دارد که میتواند تغییر ایجاد کند و اطمینان دهد سیاست بریتانیا در قبال فلسطین ــ سیاستی که دولت کنونی خود اذعان دارد عملکردی فاجعهبار داشته است ــ سرانجام از گذشته فاصله بگیرد.
اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، تصویر متفاوتی نمایان میشود. بر اساس یک تحلیل اخیر، انتظار نمیرود وزیر خارجه بریتانیا در واکنش به اذعان دولت درباره ضرورت بهبود عملکردش در قبال غزه، بهسرعت اقدامی انجام دهد.
برنهام همچنین از بررسی اقداماتی علیه شهرکهای غیرقانونی اسرائیل در کرانه باختری اشغالی سخن گفته است. این پیشنهاد نیز ظاهراً با تردید دیپلماتهای وزارت خارجه مواجه شده و بعید است به مرحله اجرا برسد.
این اتفاق همزمان با انتشار گزارشی از سوی «دوستان اسرائیل در حزب کارگر» رخ داده است؛ گزارشی که علیه اعمال محدودیتهای تجاری فراگیر علیه شهرکهای اسرائیلی استدلال میکند. بیش از یکسوم اعضای کابینه جدید نیز عضو این گروه هستند.
ممکن است اینها صرفاً یک تصادف باشند. یا شاید ماشین سیاسی دقیقاً همانگونه که باید کار میکند.
فلج سیاسیِ گزینشی
فلسطینیان همچنان در غزه، در شرایطی که آتشبس این تصور را ایجاد کرده که جنگ پایان یافته است، بهشدت کشته میشوند و حتی چشمانداز اندک برای دستیابی به امنیت و آرامش نیز هر روز دورتر میشود؛ در حالی که روند الحاق و اشغال غزه از سوی اسرائیل بیش از پیش تثبیت میشود.
همزمان در کرانه باختری اشغالی، سرقت زمینها و سرکوب فلسطینیان شدت گرفته و خشونت شهرکنشینان نیز با حمایت کامل دولت اسرائیل به آن دامن میزند.
در تمام این مدت، عذرخواهی بریتانیا بابت کوتاهی در اقدام بهموقع نیز با ادامه بیعملی همراه شده است.
اما این فلج سیاسی بهشکل عجیبی گزینشی است. هر جا که دولت اراده اقدام داشته، سرعت عمل قابلتوجهی نشان داده است.
برنهام تنها چند روز پس از تصدی نخستوزیری، به ایالات متحده اجازه داد از پایگاههای نظامی بریتانیا در عملیات بمباران علیه ایران استفاده کند. همزمان، وزیر دفاع جدید، وس استریتینگ، وعده داد اولویت را به ارتش نسبت به سایر حوزههای هزینهکرد دولت بدهد.
پس این پشیمانی و تغییر واقعی دقیقاً کجاست؟
تیترهای رسانهها، نتایج نظرسنجیها و تحلیلهای سیاسی همگی از نوسازی و آغاز دورهای جدید سخن میگویند. با این حال، بریتانیا همچنان همان چیزی است که سالها بوده است: دولتی عمیقاً پیوندخورده با ماشین جنگی، تابع جاهطلبیهای امپریالیستی سیاست خارجی آمریکا و برخوردکننده با سرکوب و پاکسازی قومی مستمر فلسطینیان بهعنوان مناقشهای بیش از حد پیچیده؛ پوششی که از آن برای شانه خالی کردن از تعهدات خود در قبال حقوق بینالملل استفاده میکند.
کاپیتان تغییر کرده، اما سفر نمادین کشتی همچنان در همان مسیر ادامه دارد.
همه اصرار دارند که سکان به دست فردی جدید سپرده شده و کشتی قرار است در مسیری تازه حرکت کند. خود کاپیتان نیز همین را میگوید. اما کشتی همچنان در همان مسیر قبلی پیش میرود، بدون کوچکترین انحراف.