دستجردی: ایرانیها فرزند میخواهند؛ اگر موانع اجازه دهد/ جمعیت با مشوقهای محدود افزایش نمیابد
مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت کشور و دانشیار گروه زنان و زایمان دانشکده پزشکی علوم پزشکی تهران در گفتوگو با خبرگزاری دانشجو، با اشاره به چند بعدی بودن مسئله جمعیت گفت: موضوع جمعیت صرفاً یک مسئله آماری نیست و نمیتوان کاهش نرخ باروری را تنها با ارائه چند مشوق اقتصادی یا تسهیلات مقطعی حل کرد. این موضوع به مجموعهای از عوامل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و روانی وابسته است که در کنار یکدیگر بر تصمیم جوانان برای ازدواج و تصمیم خانوادهها برای فرزندآوری اثر میگذارند.
وی با تأکید بر اینکه ((امید به آینده)) یکی از مهمترین پیشرانهای ازدواج و فرزندآوری است، اظهار کرد: جوانی که نسبت به آینده شغلی، اقتصادی و اجتماعی خود احساس اطمینان ندارد، طبیعی است که ازدواج را به تأخیر بیندازد و پس از ازدواج نیز تصمیم برای فرزندآوری را عقب بیندازد.
دستجردی افزود: نقش رسانهها، نخبگان و فعالان فرهنگی در ایجاد و تقویت امید اجتماعی بسیار تعیینکننده است. امیدآفرینی صرفاً یک شعار نیست، بلکه بخشی از سیاست جمعیتی کشور به شمار میرود. در کنار آن نیز اشتغال پایدار، تأمین مسکن، کاهش نااطمینانیهای اقتصادی و حمایتهای مؤثر از خانواده، از عوامل اساسی اثرگذار بر تصمیم خانوادهها برای فرزندآوری هستند.
خلأهای قانون جوانی جمعیت و ضرورت بازنگری سیاستها
دبیر ستاد ملی جمعیت با اشاره به ظرفیتهای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، بیان کرد: با وجود ظرفیتهای ایجادشده، همچنان برخی موضوعات اساسی در این قانون مورد توجه کافی قرار نگرفتهاند یا در مرحله اجرا با ضعفهایی مواجه هستند.
وی وضعیت مجردان در سن باروری را یکی از این مسائل دانست و گفت: در زمینه تسهیل و تشویق ازدواج، عمدتاً با توصیههای فرهنگی مواجه هستیم، در حالی که سیاستهای عملیاتی و حمایتهای مؤثر برای رفع موانع ازدواج، بهویژه در حوزه مسکن، اشتغال و امنیت اقتصادی، باید با جدیت بیشتری دنبال شود.
او همچنین مسئله زوجهای بدون فرزند و فاصله میان ازدواج و تولد نخستین فرزند را از دیگر خلأهای موجود عنوان کرد و افزود: امروز فاصله میان ازدواج تا تولد فرزند اول در کشور به حدود چهار و نیم تا پنج سال رسیده است. این زمان طولانی، بهویژه با توجه به افزایش سن ازدواج، میتواند تأثیر مستقیمی بر فرصت فرزندآوری خانوادهها داشته باشد.
دستجردی ادامه داد: فاصلهگذاری میان فرزندان نیز افزایش یافته و اکنون به حدود شش سال رسیده است. این مسئله بهطور مستقیم بر کاهش تعداد فرزندان خانواده و در نهایت کاهش نرخ باروری اثر میگذارد، اما در سیاستگذاریهای موجود کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی با بیان اینکه سیاست جمعیتی تنها به مسئله ازدواج و تعداد موالید محدود نمیشود، مطرح کرد: موضوع مهاجرت، چه در قالب مهاجرت داخلی از روستاها به شهرها و چه مهاجرت خارجی، نیازمند توجه جدیتری است. همچنین سالمندی جمعیت، کاهش نیروی کار مولد و بازتوزیع نامتوازن جمعیت در روستاها و مناطق مرزی نیز از محورهایی است که در سیاستهای کلی جمعیت مورد تأکید قرار گرفته، اما در اجرای قانون، همچنان با خلأهایی روبهرو هستیم.
کاهش مستمر ازدواج و فرزندآوری
دبیر ستاد ملی جمعیت با اشاره به روند نزولی ازدواج در کشور اظهار کرد: بررسی روندهای جمعیتی نشان میدهد که از ابتدای دهه ۶۰ بهتدریج با کاهش میزان ازدواج مواجه بودهایم. بالاترین میزان ثبت ازدواج مربوط به سال ۱۳۸۹ با بیش از ۸۹۱ هزار ازدواج بوده است، اما پس از آن روندی نزولی آغاز شد و تعداد ازدواجها در سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۳۱ هزار مورد رسید؛ به بیان دیگر، طی این مدت میزان ازدواج در کشور تقریبا ۵۰ درصد کاهش یافته است.
وی با اشاره به روند کاهشی ولادتها بیان کرد: در حوزه ولادت نیز شرایط نگرانکنندهای مشاهده میشود. در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۹۲ هزار ولادت در کشور ثبت شده است. البته باید توجه داشت که کشور طی این سال با دو جنگ تحمیلی در فاصلهای کوتاه مواجه بود و طبیعی است که شرایط جنگی بر ازدواج و فرزندآوری اثر مستقیم بگذارد. با این حال، روند کلی ولادت همچنان کاهشی است و امید میرود با بازگشت آرامش و ثبات، زمینه برای افزایش ازدواج و فرزندآوری فراهم شود
کاهش نگرانکننده تولد فرزند اول، دوم و سوم
وی تحلیل روند ولادت بر اساس ((مرتبه فرزند)) را یکی از شاخصهای مهم در سیاستگذاری جمعیتی دانست و اظهار کرد: آمارها نشان میدهد تعداد تولد فرزندان اول از حدود ۳۴۸ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۲۰ هزار مورد در سال ۱۴۰۴ رسیده که بیش از هشت درصد کاهش را نشان میدهد.
دستجردی افزود: تعداد تولد فرزندان دوم نیز از حدود ۳۵۵ هزار مورد به حدود ۳۱۵ هزار مورد کاهش یافته که افتی بیش از ۱۱ درصد را نشان میدهد.
او در ادامه اشاره داشت: در خصوص فرزندان سوم نیز، با وجود آنکه بخش مهمی از مشوقهای قانون جوانی جمعیت، مانند واگذاری زمین و خودرو و برخی حمایتهای اقتصادی، به خانوادههای دارای سه فرزند و بیشتر اختصاص دارد، باز هم شاهد روند کاهشی هستیم به طوری که تولد فرزندان سوم از حدود ۱۸۱ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۶۴ هزار مورد در سال ۱۴۰۴ رسیده و بیش از ۹ درصد کاهش یافته است
وی این روند را نشانه ناکافی بودن مشوقهای محدود اقتصادی دانست و گفت: مسئله جمعیت صرفاً با ارائه یک وام، تسهیلات یا چند مشوق اقتصادی حل نمیشود. تصمیم برای فرزندآوری تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی قرار دارد و بدون ایجاد ثبات و امید نسبت به آینده، نمیتوان انتظار داشت که صرفاً با چند مشوق، روند باروری تغییر اساسی پیدا کند.
سهم اندک فرزندان چهارم و پنجم در نرخ باروری
وی با اشاره به آمار تولد فرزندان چهارم و پنجم اظهار کرد: تعداد این موالید در مقایسه با فرزندان اول و دوم بسیار محدود است. در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۷ هزار مورد تولد فرزند چهارم ثبت شده و این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۵۵ هزار مورد رسیده است. در خصوص فرزندان پنجم و بالاتر نیز با وجود افزایش جزئی در تعداد موالید، این افزایش تأثیر معناداری بر نرخ باروری کل کشور ندارد.
دبیرستاد ملی جمعیت تاکید کردهاست: این آمارها نشان میدهد که سیاستگذاری جمعیتی باید بر واقعیتهای آماری و روندهای مؤثر تمرکز کند. تجربه جهانی نیز همین موضوع را تأیید میکند. کشورهای اروپایی که نزدیک به نیم قرن زیر سطح جانشینی جمعیت قرار داشتهاند، بسیار زودتر از ایران سیاستهای تشویقی افزایش جمعیت را آغاز کردند و تجربه آنها نشان میدهد که بیشترین تأثیر بر نرخ باروری، مربوط به فرزندان اول و دوم است
دستجردی ادامه داد: امروز در ایران حدود ۷۲ درصد موالید مربوط به فرزندان اول و دوم، حدود ۱۸ درصد مربوط به فرزند سوم و تنها بخش اندکی مربوط به فرزندان چهارم و بالاتر است؛ بنابراین اگر هدف، حفظ پایداری جمعیت کشور باشد، اولویت نخست باید تسهیل ازدواج و سپس حمایت از تولد فرزند اول و دوم باشد. این در حالی است که بخش مهمی از مشوقهای موجود بیشتر متوجه فرزند سوم و بالاتر است و خانوادههای دارای فرزند اول و دوم کمتر از این حمایتها بهرهمند میشوند
وی همچنین افزود: زمانی که نرخ باروری کل به زیر ۱.۵ فرزند میرسد، همانند وضعیتی که امروز ایران با آن مواجه است، سهم فرزندان سوم، چهارم و پنجم در تغییر نرخ باروری بسیار محدود میشود. از اینرو، لازم است توزیع مشوقها و حمایتهای جمعیتی بهصورت متوازن و عادلانه بازنگری شود.
شکاف میان فرزند ایدهآل و فرزند واقعی
دبیر ستاد ملی جمعیت یکی از نکات امیدبخش در مطالعات اجتماعی کشور را فاصله میان «تعداد فرزند ایدهآل» و «تعداد فرزند واقعی» عنوان کرد و گفت: یکی از نکات امیدبخش در مطالعات اجتماعی کشور، فاصله میان «تعداد فرزند ایدهآل» و «تعداد فرزند واقعی» است. بر اساس پیمایشهای ملی انجامشده، میانگین تعداد فرزند ایدهآل از نگاه مردم ایران حدود دو و نیم فرزند است؛ یعنی هنوز نگرش عمومی جامعه نسبت به خانواده چندفرزندی از بین نرفته است.
او همچنین در ادامه اذعان کرد:، اما در عمل، نرخ باروری کشور اکنون به کمتر از یک و نیم فرزند رسیده است. این فاصله نشان میدهد که مسئله اصلی، تغییر کامل نگرش مردم نیست، بلکه وجود موانع جدی در مسیر ازدواج و فرزندآوری است.
دستجردی با پرداختن به یافتههای پژوهش مطرح کرد: در همین پیمایشها، جوانان مهمترین عوامل مؤثر بر تمایل به فرزندآوری را شرایط اقتصادی، حمایتها و تسهیلات رفاهی دولت، نگرانی نسبت به آینده فرزندان و استحکام خانواده عنوان کردهاند. حدود ۷۵ درصد پاسخدهندگان، مسائل اقتصادی را مهمترین عامل تصمیمگیری برای فرزندآوری دانستهاند؛ موضوعی که نشان میدهد سیاستهای اقتصادی و اجتماعی تا چه اندازه در آینده جمعیتی کشور اثرگذار است.
وی در نهایت تاکید داشت: مسئله جمعیت نیازمند سیاستهای پایدار، عمیق و اثرگذار است و نمیتوان آن را صرفاً با اقدامات کوتاهمدت حل کرد. عبور از وضعیت فعلی، نیازمند همراهی همه دستگاهها، نهادهای فرهنگی، رسانهها و فعالان اجتماعی است