نقش ایالات متحده در کودتای ۲۸ مرداد؛ زخمی تاریخی بر روابط ایران و آمریکا
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران و از عمیقترین ریشههای بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن است؛ رویدادی که طی آن دولت محمد مصدق، نخستوزیری که ملی شدن صنعت نفت و مقابله با نفوذ بریتانیا را در دستور کار داشت، در نتیجه عملیاتی سازمانیافته از سوی آمریکا و انگلیس سرنگون شد.
اهمیت ۲۸ مرداد فقط به سقوط یک دولت محدود نمیشود. این کودتا مسیر سیاست ایران را برای دهههای بعد تغییر داد، نفوذ آمریکا را در ساختارهای سیاسی، نظامی و امنیتی کشور افزایش داد و خاطرهای تاریخی ایجاد کرد که هنوز بر نگاه ایران به سیاست خارجی آمریکا سایه انداخته است. به همین دلیل، برای فهم بخشی از بیاعتمادی امروز ایران به واشنگتن، نمیتوان از نقطه آغاز این رابطه در دهه ۱۳۳۰ عبور کرد.
همهچیز از نفت آغاز شد
در سالهای منتهی به کودتا، نفت به مهمترین مسئله سیاسی ایران تبدیل شده بود. دولت مصدق با ملی کردن صنعت نفت در برابر امتیاز گسترده بریتانیا ایستاد؛ اقدامی که برای جامعه ایران فراتر از یک تصمیم اقتصادی بود و به مطالبهای ملی برای پایان دادن به نفوذ خارجی و بازگرداندن اختیار منابع کشور تبدیل شد.
ملی شدن نفت منافع بریتانیا را بهشدت تهدید کرد. لندن ابتدا تلاش کرد از طریق فشار سیاسی و اقتصادی دولت مصدق را وادار به عقبنشینی کند، اما وقتی این اقدامات نتیجه مورد نظر را نداد، ایده سرنگونی دولت او جدیتر شد.
با روی کار آمدن دولت دوایت آیزنهاور در آمریکا و برجسته شدن فضای جنگ سرد، زمینه همکاری واشنگتن و لندن فراهم شد. بریتانیا تلاش کرد دولت آمریکا را متقاعد کند که ادامه فعالیت دولت مصدق میتواند ایران را در معرض نفوذ شوروی و حزب توده قرار دهد. در نهایت، آمریکا نیز وارد طرح سرنگونی دولت مصدق شد.
عملیات آژاکس؛ کودتا با پول، شبکه و عملیات روانی
سازمان سیا مأموریت یافت عملیات سرنگونی مصدق را سازماندهی کند. یکی از چهرههای اصلی این عملیات کرمیت روزولت، مأمور ارشد سیا، بود که مخفیانه وارد ایران شد و مسئولیت هماهنگی عملیات را بر عهده گرفت.
در داخل ایران نیز شبکهای از عوامل سیاسی، نظامی و اجتماعی فعال شد. برادران رشیدیان از جمله مهمترین عناصر این شبکه بودند که پیش از آن با دستگاه اطلاعاتی بریتانیا ارتباط داشتند و در جریان عملیات با سیا نیز همکاری کردند.
هدف کودتا تنها حضور نیروهای نظامی در خیابان نبود. بخشی مهم از طرح، جنگ روانی و تبلیغاتی علیه دولت مصدق بود. تلاش شد او بهعنوان فردی فاسد، طرفدار کمونیسم، مخالف اسلام یا عامل تضعیف ارتش معرفی شود. برای ایجاد آشوب نیز از شبکههای داخلی، پول و گروههای مختلف استفاده شد.
به این ترتیب، کودتاگران تلاش داشتند سقوط دولت را نه بهعنوان نتیجه دخالت خارجی، بلکه به شکل یک «قیام مردمی» و واکنش اجتماعی به عملکرد مصدق نشان دهند.
شکست ۲۴ مرداد و اجرای مرحله دوم
نخستین مرحله کودتا در ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ شکست خورد. سرهنگ نصیری مأمور بود فرمان شاه برای برکناری مصدق را به او ابلاغ کند، اما بازداشت شد و عملیات اولیه ناکام ماند. در پی این شکست، شاه از ایران خارج شد و بسیاری تصور کردند طرح کودتا پایان یافته است.
اما کرمیت روزولت ایران را ترک نکرد. او تصمیم گرفت عملیات را دوباره سازماندهی کند. فرمانهای شاه همچنان در اختیار کودتاگران بود و شبکهای از نیروهای سیاسی، نظامی و اجتماعی نیز فعال باقی مانده بود.
در این مرحله، فرمان برکناری مصدق و انتصاب فضلالله زاهدی بهعنوان نخستوزیر به ابزاری برای ایجاد پوشش قانونی برای عملیات تبدیل شد. این موضوع اهمیت زیادی داشت؛ زیرا کودتاگران میخواستند اقدام خود را در قالب اجرای فرمان سلطنتی معرفی کنند.
خیابانهای تهران؛ از آشوب تا سقوط دولت
در ۲۸ مرداد، تهران به صحنه تجمعها و درگیریهای گسترده تبدیل شد. گروههایی با شعارهای مختلف وارد خیابانها شدند و با ایجاد آشوب و حمله به برخی مراکز، فضای شهر را ملتهب کردند. در ادامه، گروههای طرفدار شاه وارد میدان شدند و بخشی از نیروهای نظامی نیز به آنها پیوستند.
درگیریها به مراکز دولتی و نظامی کشیده شد و نیروهای کودتاگر سرانجام به سمت خانه مصدق حرکت کردند. پس از ساعتها درگیری، خانه نخستوزیر به تصرف درآمد و مصدق از ساختمان خارج شد.
همزمان، زاهدی از مخفیگاه خود خارج شد و با حضور در رادیو تهران خود را نخستوزیر قانونی کشور معرفی کرد. با تصرف مراکز حساس و قطع ارتباطات دولت، سقوط دولت مصدق تثبیت شد.
بنابراین، اگرچه در ۲۸ مرداد نیروهای داخلی نیز در میدان حضور داشتند و اختلافات سیاسی و اجتماعی در داخل ایران واقعاً وجود داشت، نمیتوان این واقعیت را از دخالت سازمانیافته آمریکا و انگلیس جدا کرد.
نقش خارجی در ایجاد شبکه، تأمین مالی، عملیات روانی، ارتباط با نیروهای نظامی و هدایت مراحل اصلی کودتا، بخش مهمی از اسناد و روایتهای تاریخی این واقعه را تشکیل میدهد.
آمریکا پس از کودتا چه به دست آورد؟
پس از سقوط مصدق، رابطه ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه شد. دولت زاهدی از حمایت مالی واشنگتن برخوردار شد و همکاریهای نظامی و امنیتی دو کشور گسترش پیدا کرد.
در سالهای بعد، نفوذ آمریکا در ساختارهای سیاسی، نظامی و امنیتی ایران افزایش یافت و همکاریهای اطلاعاتی نیز توسعه پیدا کرد. شکلگیری و تقویت ساختارهای امنیتی حکومت پهلوی با کمک آمریکا، یکی از پیامدهای مهم این دوره بود.
به این ترتیب، کودتای ۲۸ مرداد فقط یک تغییر دولت نبود؛ نقطهای بود که آمریکا را از یک قدرت خارجی حاضر در مناسبات ایران به یکی از بازیگران مهم و اثرگذار بر ساختار قدرت کشور تبدیل کرد.
ریشه تاریخی بیاعتمادی ایران به آمریکا
اهمیت ۲۸ مرداد برای روابط ایران و آمریکا دقیقاً در همینجا روشن میشود. بیاعتمادی ایران به واشنگتن صرفاً محصول اختلافات چند دهه اخیر یا حوادث پس از انقلاب اسلامی نیست؛ بخشی از این بیاعتمادی ریشهای بسیار قدیمیتر دارد.
از نگاه ایران، آمریکا در سال ۱۳۳۲ در شرایطی وارد عمل شد که دولت مصدق درگیر اختلاف نفتی با بریتانیا بود و تلاش میکرد کنترل منابع طبیعی کشور را در اختیار ایران قرار دهد. واشنگتن در نهایت به جای حمایت از یک روند سیاسی مستقل، در کنار لندن قرار گرفت و برای تغییر حکومت در ایران از عملیات مخفی استفاده کرد.
این تجربه تاریخی در حافظه سیاسی ایران باقی ماند: این تصور که آمریکا در بزنگاههای حساس، منافع راهبردی خود را بر تعهدات اعلامشده ترجیح میدهد و در صورت تغییر محاسباتش، ممکن است حتی در برابر توافقها یا روندهای سیاسی موجود نیز مسیر دیگری را انتخاب کند.
از همین منظر، بخشی از تردید ایران نسبت به مذاکره و توافق با آمریکا را باید در یک زنجیره تاریخی دید. کودتای ۲۸ مرداد، مداخله در ساختار سیاسی ایران پس از کودتا، افزایش حمایت از حکومت پهلوی و سپس منازعات گسترده پس از انقلاب، مجموعهای از تجربههایی را شکل دادهاند که اعتماد متقابل را دشوار کرده است.
البته این به معنای آن نیست که اختلافات ایران و آمریکا فقط به سال ۱۳۳۲ بازمیگردد یا همه تحولات بعدی را میتوان با کودتا توضیح داد. اما ۲۸ مرداد یکی از نخستین و مهمترین نقاطی است که در آن، سیاست مداخلهگرانه آمریکا بهصورت مستقیم در حافظه سیاسی ایران ثبت شد.
به همین دلیل، هنگامی که امروز در ایران درباره مذاکره با آمریکا، توافقهای سیاسی یا ضمانت اجرای تعهدات واشنگتن بحث میشود، منتقدان مذاکره بدون تضمینهای قابل اتکا به چنین سابقهای استناد میکنند. مسئله از نگاه آنان تنها اعتماد به دولت وقت آمریکا نیست؛ پرسش این است که آیا ساختار سیاست خارجی آمریکا در برابر تغییر شرایط، به تعهدات خود پایبند خواهد ماند یا منافع راهبردی خود را در اولویت قرار خواهد داد.
آیا ۲۸ مرداد فقط یک «اختلاف داخلی» بود؟
در طول دهههای گذشته روایتهای متفاوتی درباره ۲۸ مرداد مطرح شده است. برخی تلاش کردهاند این واقعه را عمدتاً نتیجه نارضایتیهای داخلی از مصدق یا یک شورش مردمی معرفی کنند.
تردیدی نیست که در داخل ایران اختلافات سیاسی جدی وجود داشت. بخشی از نیروهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی با مصدق اختلاف داشتند و عملکرد دولت او نیز مخالفانی داشت. اما وجود اختلاف داخلی، نقش خارجی را منتفی نمیکند.
اسناد منتشرشده و آثار پژوهشگران مختلف نشان میدهد که آمریکا و بریتانیا برای سرنگونی دولت مصدق برنامه مشخصی داشتند، منابع مالی اختصاص دادند، با عوامل داخلی ارتباط برقرار کردند، با فرماندهان نظامی تماس گرفتند و عملیات تبلیغاتی و روانی را پیش بردند.
حتی در برخی آثار تاریخی که الزاماً با روایت رسمی جمهوری اسلامی همسو نیستند، نقش سازمان سیا و کرمیت روزولت در عملیات آژاکس مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، تصویر ۲۸ مرداد بهعنوان یک حرکت کاملاً خودجوش داخلی، با مجموعهای از شواهد تاریخی سازگار نیست.
چرا ۲۸ مرداد هنوز اهمیت دارد؟
هفت دهه پس از کودتا، مسئله اصلی فقط این نیست که چه کسی در ۲۸ مرداد پیروز شد یا چه دولتی سقوط کرد. اهمیت این واقعه در پیامدهای بلندمدت آن برای سیاست ایران و روابط تهران و واشنگتن است.
کودتا به جامعه ایران نشان داد که یک قدرت خارجی میتواند با استفاده از شبکههای اطلاعاتی، منابع مالی، عملیات روانی، نفوذ سیاسی و همکاری با نیروهای داخلی در روند سیاسی کشور مداخله کند. همین تجربه بعدها به یکی از پایههای نگاه بدبینانه ایران به سیاست آمریکا تبدیل شد.
از این منظر، ۲۸ مرداد را باید یکی از ریشههای تاریخی شکاف اعتماد میان دو کشور دانست؛ زخمی که با گذشت زمان از حافظه سیاسی ایران پاک نشده است.امروز نیز هر زمان سخن از مذاکره، توافق و امکان اعتماد به آمریکا مطرح میشود، این پرسش در پسزمینه وجود دارد: اگر واشنگتن در سال ۱۳۳۲ برای تغییر دولت ایران وارد یک عملیات مخفی شد، چه تضمینی وجود دارد که در شرایط تغییر منافع و محاسبات، تعهدات خود را حفظ کند؟
پاسخ به این پرسش البته صرفاً تاریخی نیست و به سازوکارهای حقوقی، ضمانتهای اجرایی و رفتار واقعی دولتها در مذاکرات امروز نیز بستگی دارد. اما نمیتوان انکار کرد که بدون درک ۲۸ مرداد، فهم ریشههای این بیاعتمادی دشوار خواهد بود.
کودتای ۲۸ مرداد در نهایت فقط داستان سقوط دولت مصدق نیست؛ داستان نقطهای است که در آن دخالت خارجی، منافع نفتی، رقابت جنگ سرد و اختلافات داخلی به هم پیوند خوردند و مسیر روابط ایران و آمریکا را برای دههها تغییر دادند.
به همین دلیل، ۲۸ مرداد همچنان در حافظه تاریخی ایران زنده است؛ نه فقط بهعنوان یک واقعه متعلق به هفت دهه پیش، بلکه بهعنوان تجربهای که هنوز بر نگاه ایران به وعدهها، توافقها و سیاست خارجی آمریکا اثر میگذارد.