خنجر یمن بر شاهرگ نفتی سعودی؛ چرا آرامکو برای عربستان اهمیت دارد؟
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، حملات پیاپی یمنیها به زیرساختهای انرژی عربستان، معادله جنگ را از میدان نبرد به قلب اقتصاد سعودی کشانده است. درگیری میان عربستان سعودی و یمن در حال ورود به مرحلهای است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک رویارویی نظامی دانست. با افزایش حملات یمنیها به تأسیسات نفتی و انرژی عربستان، شرکت آرامکو و زیرساختهای حیاتی این کشور به یکی از اصلیترین نقاط آسیبپذیر ریاض تبدیل شدهاند؛ نقطهای که هرگونه اختلال در آن میتواند هم اقتصاد عربستان و هم بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
معادلهای که یمنیها از آن با عنوان «محاصره در برابر محاصره» و «تشدید در برابر تشدید» یاد میکنند، در هفتههای اخیر شکل عملیتری به خود گرفته است. نیروهای یمنی در چند نوبت از حمله به تأسیسات آرامکو در جیزان خبر دادهاند و پیشتر نیز ینبع و دیگر زیرساختهای نفتی عربستان در فهرست اهداف اعلامشده قرار گرفتهاند. گزارشهای اخیر نیز از تداوم حملات به پالایشگاه جیزان حکایت دارد.
پیام اصلی این حملات روشن است: اگر فشار نظامی و محاصره علیه یمن ادامه پیدا کند، هزینه آن قرار نیست فقط در داخل یمن پرداخت شود.
آرامکو؛ قلب تپنده اقتصاد عربستان
برای فهم اهمیت حملات اخیر باید از خود آرامکو شروع کرد.
شرکت نفتی آرامکو فقط یک شرکت بزرگ نفتی نیست؛ این شرکت در عمل ستون اصلی اقتصاد عربستان محسوب میشود. از اکتشاف و استخراج نفت گرفته تا پالایش، انتقال و صادرات، بخش بزرگی از زنجیره انرژی عربستان به شبکه گسترده تأسیسات آرامکو وابسته است.
درآمدهای این شرکت نیز نقش مهمی در تأمین منابع مالی دولت سعودی دارد و به همین دلیل امنیت آرامکو مستقیماً با امنیت اقتصادی عربستان گره خورده است.
ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده با پروژههایی مانند «چشمانداز ۲۰۳۰»، نئوم، توسعه گردشگری و سرمایهگذاری در صنایع جدید، وابستگی خود به نفت را کاهش دهد، اما واقعیت این است که نفت همچنان ستون اصلی اقتصاد این کشور است.
به همین دلیل، حمله به زیرساخت نفتی عربستان فقط به معنای آسیب زدن به چند پالایشگاه یا مخزن نیست؛ چنین حملاتی میتواند بر درآمدهای دولت، صادرات، هزینه بیمه و حملونقل و حتی برنامههای توسعهای ریاض اثر بگذارد.
جیزان؛ نقطهای حساس در جنوب عربستان
جیزان در جنوب غربی عربستان و در نزدیکی مرز یمن قرار دارد و به دلیل برخورداری از تأسیسات مهم انرژی، موقعیتی حساس دارد.
پالایشگاه آرامکو در جیزان ظرفیت پالایش حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز دارد و مجموعهای از مخازن ذخیرهسازی و تأسیسات مرتبط با فرآوری انرژی در اطراف آن قرار گرفته است.
از اوایل ماه اوت، حملات ادعایی یمنیها به این پالایشگاه چند بار تکرار شده است. در یکی از موارد اخیر، مقامهای سعودی از مهار آتشسوزی در یکی از تأسیسات جیزان خبر دادند، در حالی که نیروهای یمنی مسئولیت حمله را بر عهده گرفتند.
تکرار این حملات از یک جهت اهمیت بیشتری از خود یک حمله منفرد دارد؛ زیرا مسئله اصلی اکنون میزان خسارت یک عملیات نیست، بلکه این است که آیا زیرساختهای انرژی عربستان میتوانند در برابر فشار مستمر مقاومت کنند یا خیر.

ینبع؛ گلوگاه نفتی در دریای سرخ
در سوی دیگر، ینبع قرار دارد؛ شهری در ساحل دریای سرخ که یکی از مراکز مهم پالایش و انتقال نفت عربستان محسوب میشود.
پالایشگاه ینبع و مجموعههای صنعتی اطراف آن، این منطقه را به یکی از حلقههای مهم زنجیره نفت عربستان تبدیل کردهاند. اهمیت ینبع زمانی بیشتر میشود که مسیرهای صادراتی سنتی عربستان با محدودیتهای امنیتی روبهرو باشند.
در شرایط فعلی، تهدید مسیرهای دریای سرخ و بابالمندب نیز بر اهمیت این بندر افزوده است. شرکتهای پالایشی آسیایی در هفتههای اخیر برای دریافت نفت سعودی به مسیرهای جایگزین روی آوردهاند؛ مسیری که زمان حمل را افزایش داده و هزینه انتقال نفت را بالا برده است.
در واقع، حتی پیش از آنکه تولید نفت عربستان متوقف شود، ناامنی در مسیر انتقال میتواند هزینه سنگینی بر صادرات این کشور تحمیل کند.
تجربه بقیق؛ کابوسی که هنوز فراموش نشده است
عربستان یک بار پیش از این نشان داده که آسیبپذیری زیرساختهای نفتی تا چه اندازه میتواند برای اقتصاد این کشور و بازار جهانی خطرناک باشد.
در سپتامبر ۲۰۱۹، تأسیسات بقیق و خریص هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند. در پی این حملات، حدود ۵.۷ میلیون بشکه از تولید روزانه نفت عربستان موقتاً از مدار خارج شد؛ رقمی که در آن زمان بخش قابلتوجهی از عرضه جهانی نفت را شامل میشد.
بازار نفت نیز بلافاصله واکنش نشان داد و قیمتها جهشی قابلتوجه را تجربه کردند.
آن حادثه یک پیام مهم داشت: حتی بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان نیز در برابر حمله به زیرساختهای حیاتی مصون نیستند.
اکنون تکرار حملات به جیزان و تلاش برای تحت فشار قرار دادن دیگر تأسیسات انرژی عربستان، بار دیگر همان نگرانی را مطرح کرده است.
«محاصره در برابر محاصره» چگونه اقتصاد سعودی را هدف میگیرد؟
معادلهای که یمنیها مطرح کردهاند، صرفاً به حمله موشکی یا پهپادی به یک تأسیسات محدود نمیشود. منطق این راهبرد، انتقال هزینه جنگ به حوزهای است که عربستان بیشترین وابستگی را به آن دارد: اقتصاد و انرژی.
در چنین شرایطی، یک حمله موفق به پالایشگاه میتواند تنها آغاز ماجرا باشد. افزایش ریسک امنیتی در بنادر و خطوط انتقال، هزینه بیمه کشتیها را افزایش میدهد، شرکتهای کشتیرانی را محتاطتر میکند و ممکن است خریداران نفت را به دنبال مسیرهای جایگزین بفرستد.
نمونه آن اکنون در بازار آسیا دیده میشود. برخی پالایشگران برای دور زدن محدودیتهای دریای سرخ، نفت سعودی را از مسیرهایی طولانیتر دریافت میکنند. در نتیجه، زمان انتقال نفت افزایش یافته و هزینه حمل نیز بالاتر رفته است.
این یعنی حتی در شرایطی که چاههای نفت عربستان همچنان در حال تولید باشند، صادرات نفت میتواند با مشکل مواجه شود.
آیا نوبت به میادین نفتی میرسد؟
یکی از نگرانیهای اصلی ریاض، احتمال گسترش دامنه حملات از پالایشگاهها و پایانهها به میادین اصلی نفتی است.
میدانهایی مانند غوار، بقیق، خریص و شیبه برای حفظ ظرفیت تولید عربستان اهمیت ویژهای دارند. هرگونه آسیب جدی به این مجموعهها میتواند بسیار پرهزینهتر از حمله به یک تأسیسات جانبی باشد.
با این حال، فاصله میان حمله به زیرساختهای صادراتی و هدف قرار دادن میادین اصلی از نظر راهبردی بسیار مهم است. هرچه حملات به بخشهای بالادستی صنعت نفت نزدیکتر شوند، احتمال تأثیرگذاری مستقیم بر میزان تولید افزایش پیدا میکند.
از همین رو، تداوم حملات اخیر را باید بیش از یک رشته عملیات پراکنده دید؛ این حملات میتوانند بخشی از تلاش برای ایجاد یک بازدارندگی اقتصادی باشند.
آرامکو؛ قدرت عربستان یا نقطه ضعف آن؟
آرامکو بزرگترین ابزار قدرت اقتصادی عربستان است، اما همین وابستگی شدید میتواند آن را به یکی از آسیبپذیرترین نقاط این کشور تبدیل کند.
هرچه سهم نفت در تأمین درآمدهای دولت بیشتر باشد، اهمیت حفظ امنیت تأسیسات نفتی نیز افزایش پیدا میکند. عربستان در سالهای اخیر میلیاردها دلار برای توسعه زیرساختها، پروژههای شهری و طرحهای بزرگ اقتصادی هزینه کرده است؛ طرحهایی که در نهایت به توان مالی دولت و درآمدهای نفتی وابستگی قابلتوجهی دارند.
بنابراین اگر اختلال در صنعت نفت موقت و محدود باشد، عربستان میتواند با استفاده از ذخایر و مسیرهای جایگزین آن را مدیریت کند. اما اگر حملات به یک روند طولانیمدت تبدیل شوند، مسئله میتواند به سطحی فراتر از خسارت به چند تأسیسات برسد.
نفت سعودی هنوز راه فرار دارد
البته نباید از یک نکته مهم غافل شد: عربستان تنها یک مسیر برای صادرات نفت ندارد.
ریاض در هفتههای اخیر تلاش کرده بخشی از صادرات خود را از مسیرهای جایگزین انجام دهد. آرامکو حتی برای برخی خریداران آسیایی، مسیرهایی خارج از تنگه هرمز و از طریق انتقال کشتی به کشتی در نزدیکی فجیره پیشنهاد کرده است. همچنین بخشی از نفت از طریق ینبع و مسیر بندر سیدی کریر مصر منتقل میشود.
اما این مسیرهای جایگزین ارزان و بیدردسر نیستند. افزایش مسافت، هزینه حمل و ریسک امنیتی میتواند حاشیه سود صادرات نفت را کاهش دهد.
در مورد ینبع نیز فشارها جدیتر شده است؛ گزارشهای اخیر حاکی از آن است که صادرات از این بندر در مقایسه با ظرفیت پیش از محاصره کاهش محسوسی داشته و عربستان برای حفظ جریان صادرات مجبور به استفاده از گزینههای جایگزین شده است.
خنجر یمن روی شاهرگ سعودی
درگیری یمن و عربستان اکنون وارد عرصهای شده که در آن نفت میتواند به اندازه موشک و پهپاد اهمیت داشته باشد.
صنعا با طرح معادله «محاصره در برابر محاصره» تلاش میکند هزینه فشار بر یمن را برای طرف مقابل افزایش دهد. در این میان، آرامکو طبیعیترین هدف اقتصادی است؛ شرکتی که هم نماد قدرت اقتصادی عربستان است و هم بخش مهمی از زنجیره انرژی این کشور را در اختیار دارد.
حملات اخیر به جیزان و دیگر تأسیسات انرژی نشان میدهد که این تهدید دیگر صرفاً یک هشدار روی کاغذ نیست. در ماههای اخیر نیز تأسیسات آرامکو در جیزان چند بار هدف حملات ادعایی قرار گرفتهاند و همزمان مسیرهای دریایی صادرات نفت سعودی با ریسکهای بیشتری روبهرو شدهاند.