ورود علاقمندان و عاشقان سينما ممنوع!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ اين هم از معايب و عجايب وخيم و تكان دهند سينماي ماست كه فيلم اول يك كارگردان مي شود اثري مثل «طاووس هاي بي پر» و در فيلم دومش به معجوني همچون «ورود زنده ها ممنوع» مي رسد.
سيستم سينماي ايران آنقدر وخيم و فاسد شده است كه استعدادهاي جوان و ناشكفته را يكي پس از ديگري هدر و هرز مي دهد و خلاقيت هاي ارزشمند آنها را در سيطره مافيايي زر و زور و تزوير و در چنبره تيشه و ابتذال و سخافت نابود مي كند.
فيلم «ورود زنده ها ممنوع» دومين ساخته جواد مزدآبادي پس از اثر ارزشمندي به نام «طاووس هاي بي پر» است و در نقد و تحليل فيلم دوم اين كارگردان و بيان موقعيت ساخت و پرداخت آن همين بس كه آن را با اثر قبلي اش مقايسه كنيم و كيفيت اين دو را بسنجيم و به عمق فاجعه نائل آييم و تشخيص دهيم كه يك كارگردان جوان چطور و در چه فضا و سيستمي ممكن است به چنين موقعيتي دچار شود و روند پيشروي او در حيطه كارگرداني سينما به چنين پس رفتي منجر گردد.
شايد بررسي مصاديق چنين وضعيتي كه متاسفانه تعدادش در سينماي ايران كم هم نيست مهم ترين و مفيدترين راه چاره براي سينماي اين روزگار ما باشد تا با حسرت نگاه دقيق، صريح، موشكافانه و نقادانه به اين موقعيت بتوان راه گريزي از آن يافت و از اين وضعيت خارج شد.
با مقايسه دو فيلم «طاووس هاي بي پر» و «ورود زنده ها ممنوع» به اين نكته مي رسيم كه دقيقا تمام مؤلفه هايي كه در اثر اول وجود داشت در فيلم دوم موجود نيست و اساسا فيلم «ورود زنده ها ممنوع» نتيجه فكر و دنياي ديگر و دغدغه هاي ديگر است كه كمترين و كوچكترين ربط و شباهتي با اثر قبلي ندارد.
«طاووس هاي بي پر» به عنوان اولين ساخته بلند سينماي كارگردانش و با توجه به فضاي فيلم، شرايط ساخت و ساير زمينه ها و عقبه اثر، فيلمي خوش ريتم، قصه گو و با لطافت بود كه مخاطب را با خود همراه مي كرد به ويژه كه با دو بازي خوب، گيرا و قابل دفاع از فريبرز عرب نيا و هنگامه قاضياني همراه شده بود.
اما در فيلم «ورود زنده ها ممنوع» همه چيز نسبت به فضاي فيلم قبلي دچار يك چرخش 180 درجه اي شده بود و خلاصه اينكه همه مؤلفه هاي يك اثر گيشه اي و ساده پسند و با هدف جلب عام ترين نوع مخاطب در چيدماني كه نشانه هاي آشناي سينماي مبتذل اين روزها را دارا است كنار هم قرار گرفته اند.
از جمله اين نشانه ها مي توان به حضور بازيگران كليشه اي و تابلو شده اين نوع سينما همچون مجيد صالحي و بهاره رهنما اشاره كرد و يا عنوان فيلم را يادآور شد كه باز تداعي كننده همين فضا است كه البته در اين ميان به صورت اتفاقي يك رخداد عجيب و غريب ديگر هم به مابقي زمينه هاي فيلم اضافه شده و آن تشابه اسمي اين فيلم با يكي از فيلم هاي ديگر اكران اخير سينماي ايران است به نام «ورود آقايان ممنوع» كه البته گرچه هر دو اثر مشابهت هاي به لحاظ نشانه گذاري هايي دارند اما نمي توان آن دو را در يك طيف قرار داد؛ چرا كه هم به لحاظ ساختاري و هم از جنبه قصه گويي و انسجام و قوام درماتيك تفاوت هاي قابل توجهي ميان اين دو فيلم وجود دارد.
فيلم «ورود زنده ها ممنوع» گوياي اين حقيقت است كه وضعيت سينماي امروز ايران به جاي رسيده و سياست هاي سينمايي غلط در كنار فضاي سخيف و مبتذل حاكم بر بدنه اين سينما كار را به جاي رسانده كه كارگردان خوش قريحه اي كه در فيلم اولش يعني «طاووس هاي بي پر» بارقه هايي از اميدواري را با تلاش و سينماورزي موجدانه اي به تصوير مي كشد مجبور مي شود تسليم فضا و شرايط حاكم بر اين سينما گردد و به ساخت اثري در حد و اندازه فيلمي همچون «ورود زنده ها ممنوع» تن دهد.
فيلمي كه علاوه بر امتداد دادن به نشانه هاي كليشه اي سينماي نازل اين روزها يك عقب گرد مأيوس كننده نسبت به تجربه كوچك اما موفق پيشين كارگردانش محسوب مي شود. ديدن «ورود زنده ها ممنوع» علاوه بر ساير تركش هاي ناشي از وضعيت خود فيلم حاوي تلنگرهاي تكان دهنده و تلخي از اين دست بود كه شايد لازم باشد نظر مديران و اصحاب هنر سينما در جامعه ما را به خود جلب كند هر چند خيلي بعيد است اين اتفاق بيفتد! خيلي بعيد!