فشار اقتصادی علیه ایران بیش از آنکه اقتصاد این کشور را تهدید کند، اعتبار آمریکا را زیر سوال می‌برد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۶۶۴۳
تحلیل فارن افرز؛

فشار اقتصادی علیه ایران بیش از آنکه اقتصاد این کشور را تهدید کند، اعتبار آمریکا را زیر سوال می‌برد

فارن افرز با شکست‌خورده خواندن جنگ ترامپ علیه ایران، هشدار داد تشدید فشار اقتصادی نه تهران، بلکه اعتبار و توان اثرگذاری واشنگتن را بیش از پیش تضعیف می‌کند.
ترامپ

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ اکنون ترامپ، شاید از سر استیصال، تلاش می‌کند حلقه فشار اقتصادی بر تهران را تنگ‌تر کند؛ اما روند اعمال فشار اقتصادی بیش از آنکه اقتصاد ایران را تهدید کند، اعتبار آمریکا را در معرض خطر قرار می‌دهد.۲۵ اوتنشریه فارن افرز در مقاله‌ای به بررسی سیاست آمریکا در قبال ایران و پیامدهای آن برای خود واشنگتن پرداخته و به این نتیجه رسیده است که جنگ ترامپ، راهبرد آمریکا در قبال ایران را به بن‌بست رسانده است. این مقاله توضیح می‌دهد که چگونه واشنگتن به چنین نقطه‌ای رسیده است.

 

۴۷ سال معمای ایران برای آمریکا

 

طی ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران برای رؤسای‌جمهور آمریکا به یک معما تبدیل شده است. بحران گروگان‌گیری ایران در سال ۱۹۷۹ به شکست تلاش‌های جیمی کارتر برای انتخاب مجدد کمک کرد. همچنین رسوایی ایران-کنترا در اواسط دهه ۱۹۸۰، کارنامه رونالد ریگان در سیاست خارجی را مخدوش کرد.

توافق هسته‌ای که باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ با ایران امضا کرد و با عنوان «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام شناخته می‌شود نیز شرایطی بی‌سابقه ایجاد کرد؛ تا جایی که کنگره آمریکا نخست‌وزیر یک کشور خارجی، یعنی بنیامین نتانیاهو، را به واشنگتن دعوت کرد تا علیه این توافق اعتراض کند.

در فوریه امسال، زمانی که دونالد ترامپ جنگ خود علیه ایران را آغاز کرد، اعلام کرد قصد دارد برای همیشه به این الگوی شرم‌آور پایان دهد. ترامپ مدعی بود رؤسای‌جمهور پیشین تنها درباره تهدید ایران حرف زده‌اند، اما او با درهم کوبیدن نظامی ایران و تغییر حکومت این کشور، اقدامات قاطعی برای از بین بردن این تهدید انجام خواهد داد.

اما شش ماه بعد، ترامپ نیز به رئیس‌جمهور دیگری از آمریکا تبدیل شده که با یک ناکامی جدی در قبال ایران مواجه است. پیامدهای این جنگ می‌تواند شانس حزب او را در انتخابات میان‌دوره‌ای کاهش دهد. اکنون ترامپ، شاید از سر استیصال، تلاش می‌کند حلقه فشار اقتصادی بر تهران را تنگ‌تر کند. اما این فشار اقتصادی، آن‌گونه که طراحی شده، بیش از آنکه اقتصاد ایران را تهدید کند، اعتبار آمریکا را تهدید خواهد کرد.

در واقع، جنگ چندوجهی ترامپ نه خروج از الگوی گذشته، بلکه اوج همان راهبرد معیوبی است که سیاست آمریکا در قبال ایران را از زمان تأسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ شکل داده است. نظام ایران همواره دولت‌های آمریکا را سردرگم کرده است.فشار اقتصادی علیه ایران بیش از آنکه اقتصاد این کشور را تهدید کند، اعتبار آمریکا را تهدید می‌کند.

تهران همچنان به ویژگی‌های اصلی ایدئولوژی انقلابی خود، از جمله سیاست خارجی ضدآمریکایی و ضداسرائیلی، پایبند است، اما همزمان می‌تواند هرگاه شرایط ایجاب کند، رفتاری عمل‌گرایانه داشته باشد. برای نمونه، ایران در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های اساسی بر برنامه هسته‌ای خود پذیرفت و در سال ۲۰۲۳ نیز با عادی‌سازی روابط با عربستان سعودی، دهه‌ها خصومت میان دو کشور را کنار گذاشت.

رابطه ایران با منافع ملی آمریکا نیز پیچیده است. با این حال، ایران برای بیشتر آمریکایی‌ها موضوعی درجه دوم محسوب می‌شود. جنگی که زیرساخت‌های ایران را در مقیاسی گسترده نابود کرد، اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار داد و به کشته شدن بخش بزرگی از نخبگان رهبری و همچنین هزاران نظامی و غیرنظامی انجامید، تأثیر چندانی بر آمریکا نداشت؛ جز آنکه قیمت سوخت را افزایش داد.

برای مقابله با این دوگانگی، واشنگتن اغلب جزئیات ظریف سیاست‌گذاری را کنار گذاشته و راهبرد خود را بر «فشار» به‌عنوان ابزار اصلی مهار ایران و وادار کردن این کشور به تغییر رفتار بنا کرده است. این راهبرد فشار بر دو پایه استوار بوده است: اثبات وجود یک تهدید نظامی معتبر و اعمال فشار اقتصادی. اما این رویکرد به جای حل تناقضات پیچیده‌ای که جمهوری اسلامی ایجاد می‌کند، تنها آنها را عمیق‌تر کرده است؛ به‌ویژه اکنون که ترامپ در حال تشدید راهبرد فشار است.

اعتراضات داخلی در ژانویه نشان داد که ایران با مشکلات جدی داخلی مواجه است، اما جنگ ثابت کرد که جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست و تسلیم نخواهد شد. حملات هوایی از نظر نظامی به حکومت ایران آسیب زد، اما در داخل کشور به تقویت جایگاه آن کمک کرد. ایران نیاز خود به کاهش تحریم‌ها را می‌پذیرد، اما همزمان می‌داند زمان به سود آن است و کنترل بر تنگه هرمز به تهران امکان می‌دهد در برابر فشارها، هزینه‌های متقابلی ایجاد کند.

پارادوکس جنگ شکست‌خورده ترامپ علیه ایران و مذاکرات پراکنده او برای پایان دادن به جنگ این است که این جنگ، توانایی واشنگتن برای اعمال فشار بر تهران را به‌شدت کاهش داده است؛ به‌گونه‌ای که هیچ دولت آینده آمریکا دیگر نمی‌تواند به‌سادگی به رویکرد سنتی خود بازگردد. شاید این تنها جنبه مثبت جنگی باشد که خسارات سنگینی به ذخایر تسلیحاتی آمریکا و اقتصاد جهانی وارد کرده است. این جنگ می‌تواند و باید واشنگتن را مجبور کند راهبرد ۴۷ ساله شکست‌خورده خود را به‌طور اساسی بازنگری کرده و رویکرد آمریکا را برای همیشه تغییر دهد.پارادوکس جنگ شکست‌خورده ترامپ علیه ایران این است که این جنگ توانایی واشنگتن برای اعمال فشار بر تهران را به‌شدت تضعیف کرده است.

 

یا راه ما، یا هیچ‌چیز

 

هنری کیسینجر، وزیر خارجه پیشین آمریکا، در سال ۲۰۰۶ در روزنامه واشنگتن‌پست نوشت رهبران ایران باید «تصمیم بگیرند که نماینده یک ملت هستند یا یک آرمان». او استدلال می‌کرد که ایران باید میان دو گزینه انتخاب کند: اولویت دادن به ثبات و رفاه مردم خود از طریق تعامل منطقی با دیگر کشورها، یا ادامه دادن مسیر جاه‌طلبی‌های انقلابی و ایدئولوژیکی که انقلاب ۱۹۷۹ ایران را شکل داده بود.

این دیدگاه تقریباً نیم قرن سیاست آمریکا در قبال ایران را بازتاب داده است. واشنگتن تلاش کرده ایران را وادار کند از ریشه‌های انقلابی خود فاصله بگیرد و سیاست خود را در راستای تحقق این هدف تنظیم کرده است. آمریکا همواره تلاش کرده با ترکیبی از تطمیع و تهدید، نفوذ ایران را مهار و تهران را به رفتار به‌اصطلاح عقلانی وادار کند؛ در این میان، تهدید به حمله آمریکا قوی‌ترین ابزار تهدید بوده است.

اما تهران هرگز خود را مجبور به چنین انتخاب قاطعی ندیده است. جمهوری اسلامی گاهی همچون کشوری با مواضع سیاسی و گاهی همچون یک دولت عقل‌گرا رفتار کرده است. با وجود لفاظی‌های تند و علنی، حکومت ایران برای مدت طولانی تلاش کرده از رویارویی مستقیم با آمریکا اجتناب کند.

آیت‌الله روح‌الله خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، در جمله‌ای مشهور گفته بود که تهران از ارتش آمریکا هراسی ندارد.

زمانی که نویسنده در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ عضو تیم مذاکره‌کننده ایران در دولت ترامپ بوده، از این موضوع شگفت‌زده شده که تمرکز مذاکره‌کنندگان ایرانی کمتر بر کاهش تحریم‌ها و بیشتر بر دریافت تضمین‌هایی برای عدم حمله از سوی آمریکا و اسرائیل بوده است.

گریز از جنگ مستقیم با آمریکا یکی از دلایل ایجاد شبکه گروه‌های نیابتی ایران بوده است. تهران می‌دانست که نمی‌تواند در یک درگیری مستقیم پیروز شود؛ بنابراین تلاش کرد در نقاط دیگر دستاوردهایی به دست آورد.

اما جنگ امسال سه درس جدید به جمهوری اسلامی آموخت.

نخست اینکه ایران دریافت می‌تواند در برابر حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل که به کشته شدن رهبران آن و وارد آمدن خسارات سنگین به زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی منجر می‌شود، مقاومت کند. با وجود همه این خسارات، توانایی‌های ایران در زمینه پهپاد و موشک همچنان به اندازه‌ای باقی مانده است که تهران می‌تواند پاسخ دهد و حرکت کشتی‌ها در تنگه هرمز را مختل کند.

دوم اینکه تهران دریافت آمریکا تمایلی به اعزام نیروهای زمینی به خاک ایران ندارد. در آغاز جنگ امسال، آمریکا و اسرائیل انجام عملیات زمینی برای خارج کردن مواد هسته‌ای ایران را بررسی کردند، اما هرگز این عملیات را اجرا نکردند؛ زیرا آن را بسیار پرخطر و از نظر تأثیرگذاری بر تصمیمات حکومت ایران کم‌فایده می‌دانستند.

جنگ امسال نشان داد تغییر حکومت در ایران بدون تهاجم زمینی امکان‌پذیر نیست؛ اما حتی تندروترین سیاست‌گذاران آمریکایی نیز علناً چنین اقدامی را توصیه نکرده‌اند. این مسئله به تهران نشان می‌دهد که توانایی واشنگتن برای شکست نظامی ایران در عمل محدود است.

سوم اینکه ایران روی توانایی خود برای مقاومت در برابر آمریکا در یک جنگ فرسایشی حساب کرد و تاکنون این محاسبه درست از آب درآمده است. در مقابل، آمریکایی‌ها عموماً جنگ را غیرضروری و حتی یک باتلاق فزاینده می‌دانند. ترامپ بارها تهدید به تشدید درگیری کرده، اما هرگاه قیمت انرژی به‌شدت افزایش یافته، عقب‌نشینی کرده است.

پس از جنگ، تهدید استفاده از قدرت نظامی دیگر ارزش سابق را ندارد. به همین دلیل تهدیدهای نظامی مکرر ترامپ از زمان نخستین آتش‌بس در آوریل، نتوانسته رفتار تهران را به شکل قابل‌توجهی تغییر دهد.ایران روی توانایی خود برای مقاومت در برابر آمریکا در یک جنگ فرسایشی حساب کرد و تاکنون این محاسبه درست از آب درآمده است.

 

سازوکار فشار یک‌طرفه

 

اجبار اقتصادی دومین ستون تاریخی راهبرد فشار آمریکا محسوب می‌شود. برخی تحریم‌ها، مانند تحریم‌هایی که برای محدود کردن توانایی ایران در فروش نفت طراحی شده‌اند، تأثیر قابل‌توجهی بر اقتصاد ایران داشته‌اند؛ اما این تحریم‌ها در اغلب موارد نتوانسته‌اند تغییرات سیاسی مورد نظر آمریکا را ایجاد کنند.

پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۷۹، کارتر مجموعه‌ای از اقدامات تنبیهی، از جمله ممنوعیت سرمایه‌گذاری و تجارت آمریکا با ایران را اعمال کرد.

این اقدام به شراکت تجاری و دفاعی عمیق پیشین میان دو کشور پایان داد، اما تأثیر چندانی بر صادرات ایران به سایر نقاط جهان نداشت. در سال ۱۹۹۶ نیز کنگره آمریکا دامنه فشار اقتصادی را با تصویب قانون تحریم ایران گسترش داد؛ قانونی که حتی توانایی شرکت‌ها و افراد غیرآمریکایی برای سرمایه‌گذاری در بخش انرژی ایران را محدود می‌کرد.

در سال ۲۰۱۲، کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا درآمدهای نفتی و بانک مرکزی ایران را هدف قرار دادند و صادرات نفت ایران تقریباً یک‌شبه به نصف کاهش یافت. این محدودیت‌ها در چارچوب توافق هسته‌ای کاهش یافت، اما پس از خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ دوباره از سوی آمریکا اعمال شد و اروپا نیز در سال ۲۰۲۵ با فعال کردن آنچه «مکانیسم ماشه» نامیده می‌شود، تحریم‌ها را بازگرداند.

راهبرد «فشار حداکثری» دولت نخست ترامپ در ابتدا به‌عنوان ابزاری برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای بهتر معرفی شد. اما پس از شکست این تلاش، اعمال تحریم علیه ایران به هدفی مستقل تبدیل شد. اکنون بیش از ۳ هزار تحریم آمریکایی تقریباً تمام جنبه‌های حکومت و اقتصاد ایران را هدف قرار داده‌اند.

این تحریم‌ها به دلیل پیچیدگی و همپوشانی در اختیارات قانونی، به‌سختی قابل لغو هستند؛ با این حال، بسیاری از آنها جنبه نمادین دارند. با گذشت زمان، فشار اقتصادی و به‌ویژه تحریم‌ها، به سیاستی آسان برای دولت آمریکا تبدیل شده‌اند؛ حتی اگر بسیاری از این اقدامات تأثیر ملموسی نداشته باشند. دلیلش این است که تحریم‌ها این تصور را ایجاد می‌کنند که واشنگتن در حال اقدام است، در حالی که شهروندان آمریکایی به‌ندرت هزینه مستقیمی بابت آن می‌پردازند.

در جنگ کنونی، ترامپ فشار اقتصادی را با اعمال محاصره بر بنادر ایران به اوج رساند؛ اما جنگ در نهایت پیامدهای سنگینی برای افکار عمومی آمریکا ایجاد کرد، زیرا ایران تنگه هرمز را بست و زیرساخت‌های انرژی در خلیج فارس را هدف قرار داد و خسارات قابل‌توجهی به انتقال انرژی در جهان وارد شد.

اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز با فشارهای شدیدی مواجه بود و محاصره این فشارها را افزایش داد. اما ترامپ پس از ۶۶ روز از محاصره نخست دست کشید و اخیراً محاصره دوم و کارزار فشار گسترده‌تری را آغاز کرده که هدف آن کاهش بخش باقی‌مانده تجارت ایران است؛ کارزاری که ترامپ در شبکه‌های اجتماعی از آن با عنوان «مخرب‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه هر کشوری» یاد می‌کند.

تردیدی نیست که این کارزار به ایران و اقتصاد آن آسیب خواهد زد، اما احتمالاً تهران را مجبور به تسلیم نخواهد کرد. تاریخ معاصر نشان می‌دهد ایران به جای تسلیم شدن در برابر فشارها، از برنامه موشکی و پهپادی خود برای تحمیل هزینه‌های اقتصادی سنگین بر اقتصاد جهان استفاده خواهد کرد؛ چه در تنگه هرمز و چه علیه کشورهای خلیج فارس، تا محاسبات ترامپ درباره خطرات و هزینه‌ها را بار دیگر تغییر دهد.

جمهوری اسلامی به توانایی خود برای مقاومت در برابر اراده آمریکا در اعمال فشار اقتصادی باور دارد؛ همان‌گونه که معتقد است می‌تواند در برابر فشار نظامی آمریکا نیز مقاومت کند.

جنگ شکست‌خورده و محاصره، در کنار رویکرد ترامپ در مذاکرات امسال، کارآمدی فشار اقتصادی را به‌طور اساسی تغییر خواهد داد. پیش از این، کاهش تحریم‌ها پاداشی بود که آمریکا می‌توانست در ازای محدود کردن جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران ارائه کند. اما ترامپ در ماه مارس، بدون دریافت هیچ امتیازی از ایران، معافیت‌هایی برای صادرات نفت صادر کرد و در ماه ژوئن نیز این اقدام را در ازای تنها تعهد ایران برای باز نگه داشتن تنگه هرمز تکرار کرد.ایران معتقد است می‌تواند در برابر اراده آمریکا برای اعمال فشار اقتصادی مقاومت کند، همان‌طور که در برابر فشار نظامی نیز مقاومت می‌کند.

صرف‌نظر از نتیجه این جنگ، آمریکا دیگر نمی‌تواند به راهبردی بازگردد که طی ۴۷ سال گذشته روابط این کشور با ایران را شکل داده است.

دو نامزد احتمالی جمهوری‌خواه برای جانشینی ترامپ، یعنی معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، و وزیر خارجه، مارکو روبیو، درباره گام بعدی آمریکا اختلاف نظر جدی دارند.

روبیو در اظهارات علنی اخیر خود از گسترش راهبرد فشار حمایت کرده است. او اوایل ماه اوت به شبکه فاکس‌نیوز گفت نظام ایران «باید تغییر کند» و تأکید کرد آمریکا باید «هزینه» سرسختی ایران را افزایش دهد.

با این حال، راهبرد فشار، اگر نگوییم ناکارآمد، دست‌کم دیگر پایدار نیست؛ زیرا تا زمانی قابل دوام بود که هزینه زیادی از مردم آمریکا مطالبه نمی‌کرد.

اکنون با کنترل جدید ایران بر تنگه هرمز، تهران توانایی بسیار بیشتری برای وادار کردن آمریکا و متحدان اصلی آن در خاورمیانه به پرداخت هزینه فشار دارد.

در مقابل، به نظر می‌رسد ونس به کاهش حضور آمریکا در ایران و خاورمیانه به‌طور کلی تمایل دارد؛ رویکردی که تا حدی شبیه سیاست ترامپ و جو بایدن در قبال افغانستان است؛ سیاستی که تلفات آمریکا را به‌طور کامل کاهش داد، اما ایران کشوری نیست که بتوان به‌سادگی از آن خارج شد.

برنامه هسته‌ای ایران و موقعیت راهبردی این کشور، اهرم فشاری مستقیم بر آمریکا و اقتصاد جهانی در اختیار تهران قرار می‌دهد؛ چیزی که افغانستان هرگز در اختیار نداشت.

هنوز برای دانستن اینکه یک دولت دموکرات چه مسیری را انتخاب خواهد کرد زود است و هیچ راه‌حل ساده‌ای برای نحوه برخورد با ایران وجود ندارد. احتمالاً درخواست‌هایی برای دادن نقش محوری به دیپلماسی در سیاست آمریکا مطرح خواهد شد. با این حال، همانند فشار، دیپلماسی نیز نمی‌تواند به هدفی مستقل تبدیل شود.

هر رویکرد جدیدی باید نقش در حال تغییر آمریکا در خاورمیانه را به رسمیت بشناسد. طی ۲۰ سال، حضور گسترده آمریکا در منطقه نتوانسته ثبات ایجاد کند و افزایش این حضور نیز نتایج بهتری به همراه نداشته است.

واشنگتن به جای تلاش برای ایجاد بی‌پایان نفوذ بیشتر، باید از نفوذی که تاکنون انباشته کرده، بهتر استفاده کند.

بهترین کاری که آمریکا در این مرحله می‌تواند انجام دهد، این است که از اقدام بدون فکر دست بردارد. سیاست‌گذاران آمریکایی باید درس‌های گذشته را با دقت بیشتری بررسی کنند.

درست است که فشار نظامی و اقتصادی گاهی بر روند تصمیم‌گیری ایران تأثیر گذاشته است. فشارها به ایران کمک کردند در دولت جورج دبلیو بوش به‌طور موقت برنامه هسته‌ای خود را تعلیق کند و بعدها نیز پذیرش توافق هسته‌ای را برای تهران آسان‌تر کردند. اما فشار نتوانست جمهوری اسلامی را سرنگون کند، آمریکا را امن‌تر نکرد و زندگی مردم عادی ایران را بهبود نبخشید؛ برعکس، احتمالاً راهبرد فشار آمریکا رنج غیرنظامیان ایرانی را افزایش داده است.

در نهایت، چه بخواهیم و چه نخواهیم، جمهوری اسلامی در تعیین آینده ایران نقش خواهد داشت. ۴۴ سال اولویت دادن به فشار، سرانجام به جنگی پرهزینه منجر شد که محدودیت‌های این رویکرد را آشکار کرد.

اگر شکست جنگ علیه ایران بتواند واشنگتن را وادار کند پیش‌فرض‌های خود درباره ایران و راهبرد سنتی‌ای را که آمریکا را به این بن‌بست رسانده، بازنگری کند، می‌توان آن را دست‌کم یک نتیجه مثبت از این جنگ دانست.

پربازدیدترین آخرین اخبار