اشغال، استعفاء و بحران؛ به مناسبت سوم شهریورماه ۱۳۲۰
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۶۷۳۶
یادداشت|

اشغال، استعفاء و بحران؛ به مناسبت سوم شهریورماه ۱۳۲۰

ساعت ۴:۱۵ بامداد ۳ شهریور ۱۳۲۰ دو خودروی دیپلماتیک با پرچم‌های بریتانیا و شوروی به محله دروازه شمیران به منزل نخست‌وزیر رجبعلی منصور رفتند و تلگرافی از طرف دول متبوع‌شان به منصور دادند.
5462
میلاد صالح‌پور، فارغ‌التحصیل کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران

 به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، ساعت ۴:۱۵ بامداد ۳ شهریور ۱۳۲۰ دو خودروی دیپلماتیک با پرچم‌های بریتانیا و شوروی به محله دروازه شمیران به منزل نخست‌وزیر رجبعلی منصور رفتند و تلگرافی از طرف دول متبوع‌شان به منصور دادند. با توجه به اینکه دولت ایران سیاست مبهمی در این موقع خطرناک در پیش گرفته و در بیرون‌راندن کارگزاران آلمانی اقدامی نکرده، واحد‌های شوروی از آذربایجان و گیلان و انگلیس از آبادان، خرمشهر و کرمانشاه وارد خاک ایران شدند. ایران در ۸۰ ساعت از شمال و جنوب اشغال شد. منصور خبر اشغال ایران را به کاخ سعدآباد و به نزد رضاشاه برد.

رضاشاه با شنیدن این خبر بر عصایش تکیه داد و گفت: "بالاخره آن لحظه شوم فرارسید. " هدف اولیه متفقین برکناری رضاشاه و در عین حال استراتژی مشترکی که دنبال می‌کردند برقراری نظم، امنیت، ثبات و آرامش در داخل کشور بود. ساعت ۱۴ ظهر رادیو تهران خبر تجاوز قوای متفقین را رسماََ اعلام کرد. رضاشاه به عضوی از حلقه قدیمی‌اش رجوع کرد و احمد امیراحمدی را فراخواند. حکم حاکم نظامی تهران را به نام وی زد؛ امیراحمدی نیز به دیدار بولارد در سفارت انگلیس رفت.

رضاشاه با رعایت احتیاط به آلمان نزدیک شده بود، اما چند اقدام قابل‌توجه انجام داد که این علاقه را علنی کرد. اولاََ همسرش تاج‌الملوک و دخترانش شمس و اشرف را همراه با محتشم‌السلطنه اسفندیاری، رئیس مجلس شورای ملّی، برای دیدار با هیتلر به آلمان فرستاد که آنها با عکسی امضاشده از هیتلر به ایران بازگشتند؛ ثانیاََ متخصصان و مهندسان آلمانی را در ساخت کارخانه‌های مختلف از جمله چند کارخانه اسلحه‌سازی به کار گرفت و راه‌آهن و جاده‌ها را با کمک آنها ساخت؛ ثالثاََ احمد متین‌دفتری که به طرفداری از آلمان شهرت داشت را نخست‌وزیر کرد؛ رابعاََ حکم ریاست بانک ملّی را به نام محمد فرزین -که طرفدار آلمان بود- زد؛ خامساََ حلقه پیرامونی رضاشاه در اواخر سلطنتش "بله قربان‌گویانی" متمایل به آلمان بودند که جایگزین حلقه سال‌های اول سلطنتش -تیمورتاش، فروغی، داور و نصرت‌الدوله- شده بودند؛ سادساََ رادیویی -که از نظر یوزف گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر) عامل مهمی برای پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی بود- وارد کرد و به‌سرعت گسترش داد و سرانجام مدتی بعد صدای فارسی رادیو آلمان هم در تهران شنیده شد.

از سویی بهترین راه کمک‌رسانی به شوروی، ایران بود. چراکه نه مثل ترکیه نزدیک میدان جنگ قرار داشت و نه مثل افغانستان کوهستانی و صعب‌الاعبور بود؛ از همه مهم‌تر ایران هم راه‌آهن جدیدالاحداثی داشت که از خلیج‌فارس به دریای خزر کشیده شده بود و هم نفت و پالایشگاه نوسازی که می‌توانستند سوخت هواپیما‌ها و تانک‌هایشان را تامین کنند. روس‌ها می‌خواستند از شمال به جنوب اسیران لهستانی را منتقل کنند. آنها می‌خواستند یکصدوپنجاه‌هزار مرد، زن و کودک لهستانیِ اسیر را از راه ایران به آفریقا و فلسطین بفرستند. اقدامات مزبور از سوی حکومت رضاشاه و فشار‌های مقامات انگلیسی مجموعه عواملی بود که سبب تجاوز متفقین به خاک مقدَّس ایران شد.

ارتش ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰، ۱۸ لشگر داشت که شامل سه نیروی زمینی، هوایی و دریایی بود. بخش عمده ارتش را نیروی زمینی تشکیل می‌داد؛ نیرویی که بسیار خوب رژه می‌رفت و مانور می‌داد، اما توانایی جنگی نداشت؛ مسئله‌ای که خارجیان نیز آن را فهمیده بودند؛ به طوری که در یکی از رژه‌ها رضاشاه از ژنرال ریگان فرانسوی پرسیده بود ارتش من چقدر می‌تواند در برابر [تهاجم]ارتش روسیه و انگلیس مقاومت کند؟ پاسخ شنیده بود "۲۴ ساعت"؛ رضاشاه عصبانی شد و رفت؛ ژنرال فرانسوی به بقیه فرماندهان گفت من برای خوشایندی شاه این عدد را گفتم ولی این ارتش حتی ۲۴ دقیقه هم نمی‌تواند مقاومت کند! نیروی زمینی ۱۸ لشگر، ۱۰۰ تانک و ۲۸ خودروی زره‌ای داشت که بعضی از آنها در ایران مونتاژ می‌شد؛ نیروی هوایی نیز ۲۸۳ هواپیما داشت که برای ماموریت‌های داخلی -از جمله ریختن اعلامیه‌های تهدید و یا بمباران بر سر عشایر- بود؛ نیروی دریایی نیز در این زمان ۱۵ ناو داشت.

اولین تلفات در حمله متفقین به ایران به این ناو‌ها وارد شد. غلامعلی بایندر، فرمانده نیروی دریایی ایران در خرمشهر و برادرش یدالله بایندر فرمانده بندرانزلی بودند. این دو برادر در کنار ده‌ها عضو دیگر این نیرو در شمال و جنوب کشور، هدف گلوله‌های روسی و انگلیسی قرار گرفتند و به درجه رفیع شهادت رسیدند. کشتی پرسپولیس اولین کشتی جنگی مدرن ایران به شمار می‌رفت که قدمتش به ۱۵۰ سال پیش می‌رسید. این کشتیِ چهارتوپه را ناصرالدین‌شاه از آلمان‌ها خرید. با خرید آن پایه اولین نیروی دریایی مدرن ایران ریخته شد، اما عمر این نیرو مانند عمر این کشتی کوتاه بود به زیر آب رفت. روز‌هایی که کشتی پرسپولیس در ساحل بوشهر به‌سوی نابودی و غرق شدن می‌رفت، رضاشاه نیروی دریایی جدیدی در خوزستان و با کشتی‌های ایتالیایی سامان می‌داد.

محمدرضاشاه سال‌ها بعد در طی سخنرانی درباره اشغال ایران گفت: "در جنگ بین‌المللی دوم در اثر خوش‌باوری و اینکه احترام ملل محفوظ می‌ماند، در قفس طلاییِ به اصطلاح "بی‌طرفیِ" خودمان آرامیده بودیم تا اینکه به ما کسانی که صاحب زور بودند [انگلستان و شوروی]معنی بی‌طرفی را نشان دادند. باز تکرار می‌کنم اگر در آن روز ما آنطور خوش‌باور نبودیم و آمادگی آن را داشتیم که قبل از اینکه مملکت ما تحت اشغال قرار بگیرد و از حدود استعداد دفاعی ما خارج باشد که از آن دفاع کنیم، مملکت را به کسی سالم تحویل نمی‌دهیم، اتفاقات شهریور ۱۳۲۰ احتمالاََ پیش نمی‌آمد و نیروی دریایی جوان ایران نابود نمی‌شد؛ ولی هر ملّتی از تاریخ باید پند بگیرد. "

شاه در سخنرانی دیگری که مربوط به کنگره بزرگداشت سالگرد انقلاب سفید بود چنین عنوان کرد: "دو مرتبه از روی حُسن نیت [اشاره به اعلام بی‌طرفیِ ایران]مملکت ما اشغال شد و جنگ بین‌المللی اول و دوم [شکل گرفت]و چه‌ها ما کشیدیم از این اشغال؛ این دویی است که "سه" نخواهد شد، اگر هم بشود از روی نعشه ما خواهد شد. " اکثر پژوهشگران بر این باورند که اصلی‌ترین دلایل علاقه جنون‌آمیز شاه به خرید و واردات سلاح و جنگ‌افزار‌های نظامی، اولاََ واهمه وی از قدرت روزافرون و بازدارندگی در برابر خطر حمله همسایه قدرتمندش -شوروی- بوده است؛ ثانیاََ برای احقاق ایفای نقش ژاندارم -به‌ویژه از دهه ۱۳۵۰- در منطقه به‌منظور سرکوب انقلاب‌ها و جلوگیری از تشکیل حکومت‌های کمونیستیِ طرفدار شوروی -نظیر آنچه در سرکوب شورش ظفاّر در عمان رخ داد- بوده است؛ اما بنده (ضمن عدم رد استدلال‌های مزبور) بر این باور هستم که اصلی‌ترین واهمه محمدرضاشاه از تکرار آنچه بود که در شهریور ۱۳۲۰ برای پدرش رخ داد؛ برکناری از قدرت و سلطنت توسط دولت یا دولت‌های خارجی و مرگ در تبعید.

به همین دلیل او تقویت بنیه نیرو‌های مسلّح را از همان آغاز سلطنتش -به‌ویژه پس از وقایعی مانند کودتای ۱۹۵۸م قاسم در عراق- سرلوحه سیاست‌های کلان و اصلی‌اش قرار داد. در واقع شاه در سخنان مزبور تلویحاََ هم سیاست بی‌طرفیِ پدرش را مورد انتقاد قرار داد و هم دلیل خود مبنی بر چراییِ تاکید بر افزایش توان نظامی کشور را مطرح کرد. در پایان درود می‌فرستیم بر روانِ شهدای ارتش کشورمان در شهریور ۱۳۲۰ که در راه حفظ استقلال و تمامیت ارضی مملکتمان از جان خود گذشتند و هر یک ستاره‌ای شدند در آسمانِ پُرستاره ایران؛ سرلشکر محمود امین، سروان ولی مکری‌نژاد، ستوان دوم عطاللّه مجتهدی، سروان حبیب‌الله مافی، سرگرد مصطفی گل‌سرخی، سروان علی‌اصغر مالک، ناخدا دوم حسن میلانی، ستوان یکم علی‌اصغر طوفان، دریادار غلامعلی بایندر، ناوبان حسن کهنمویی، ناوبان یکم یدالله بایندر، ناو سروان نصرالله نقدی، سرگرد داراب جهانسوزی، سرهنگ نصرالله پارسا، ستوان دوم احمد اقبالی، سروان احمد نهضتی، سروان محمدباقر بیضاوی، ناوبان یکم ابراهیم هریسچی، ستوان دوم مهدی فخری، سروان محمود ثنایی، ستوان دوم حسن وثوق، سروان شکرالله شعبانی، ناوبان یکم مهدی ریاضی و ستوان سوم محمدعلی سمیعی.

پربازدیدترین آخرین اخبار