انسجام اجتماعی؛ سرمایه‌ای که از فرهنگ عمومی آغاز می‌شود
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۷۷۰۳

انسجام اجتماعی؛ سرمایه‌ای که از فرهنگ عمومی آغاز می‌شود

رهبر انقلاب در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت، یک مرز روشن ترسیم کردند: «ارتکاب هر آنچه به‌ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.» این هشدار را می‌توان فراتر از یک توصیه خطاب به دولت و مسئولان دید؛ چراکه انسجام اجتماعی پیش از آنکه در بخشنامه‌ها و ساختارهای رسمی ساخته شود، در متن فرهنگ عمومی یک جامعه شکل می‌گیرد. خانواده، مدرسه، مسجد، رسانه، هنر و نهادهای اجتماعی، هرکدام می‌توانند به تقویت این سرمایه کمک کنند یا ناخواسته بر شکاف‌های موجود بیفزایند.
رهبر انقلاب

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، وقتی از انسجام اجتماعی سخن گفته می‌شود، گاهی این مفهوم صرفاً در نسبت با سیاست و حکومت فهم می‌شود؛ حال آنکه بخش مهمی از انسجام، در رفتارهای روزمره مردم و در نهادهایی شکل می‌گیرد که سبک زندگی و نگرش عمومی جامعه را می‌سازند.


جامعه منسجم جامعه‌ای نیست که در آن همه یکسان فکر کنند؛ بلکه جامعه‌ای است که با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، بر سر اصول و منافع مشترک، امکان گفت‌وگو و همکاری را حفظ می‌کند. از همین منظر، انسجام اجتماعی بیش از آنکه به معنای حذف اختلاف‌ها باشد، به معنای مدیریت اختلاف‌ها بدون تبدیل آنها به شکاف‌های فرساینده است.

تأکید رهبر انقلاب بر اینکه هر اقدام در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید «پیوست مربوط به انسجام اجتماعی» داشته باشد، از همین زاویه اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این پیوست تنها برای تصمیم‌های دولت نیست؛ فرهنگ عمومی نیز باید دائماً نسبت خود را با انسجام اجتماعی بسنجد.



خانواده؛ نخستین مدرسه انسجام



اولین جایی که فرد در آن «دیگری» را تجربه می‌کند، خانواده است. کودک در خانواده می‌آموزد که تفاوت سلیقه الزاماً به معنای دشمنی نیست، گفت‌وگو می‌تواند جایگزین پرخاشگری شود و اختلاف نظر، رابطه را از بین نمی‌برد.

به همین دلیل، خانواده‌ای که در آن تحمل نظر متفاوت، احترام متقابل و گفت‌وگو تمرین می‌شود، در مقیاس بزرگ‌تر به تربیت شهروندانی کمک می‌کند که ظرفیت زندگی در یک جامعه متکثر را دارند. در مقابل، عادی شدن تحقیر، برچسب‌زنی و حذف «نظر مخالف» از محیط خانواده می‌تواند همان الگو را در سطح جامعه بازتولید کند.



مدرسه؛ تمرین زندگی مشترک



مدرسه نیز تنها محل انتقال دانش نیست؛ یکی از مهم‌ترین نهادهای شکل‌دهنده فرهنگ عمومی است. دانش‌آموز در مدرسه باید یاد بگیرد که شهروند یک جامعه است؛ جامعه‌ای که در آن آدم‌هایی با سلیقه‌ها، طبقات اجتماعی و دیدگاه‌های متفاوت، در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند.

تقویت کار جمعی، گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، احترام به قانون و آموزش مهارت حل اختلاف، بخشی از همان فرهنگی است که بعدها می‌تواند در برابر دوقطبی‌سازی‌های مخرب مقاومت ایجاد کند.

اگر جامعه‌ای از کودکی فقط رقابت و پیروزی بر دیگری را بیاموزد، اما همکاری و شنیدن صدای دیگری را تمرین نکند، نمی‌توان در بزرگسالی انتظار داشت اختلاف‌ها به شکاف‌های اجتماعی تبدیل نشوند.



مسجد و محله؛ بازسازی پیوندهای اجتماعی



در فرهنگ ایرانی و اسلامی، مسجد همواره فراتر از یک مکان عبادی، ظرفیت شکل‌دهی به ارتباطات اجتماعی را داشته است. مسجد می‌تواند محل پیوند گروه‌های مختلف مردم، گفت‌وگوی نسل‌ها و مشارکت در مسائل عمومی محله باشد.

در شرایطی که بخشی از روابط اجتماعی به فضای مجازی منتقل شده و ارتباطات چهره‌به‌چهره کاهش یافته است، ساختارهای محله‌محور می‌توانند به بازسازی سرمایه اجتماعی کمک کنند؛ از فعالیت‌های خیرخواهانه و گروه‌های داوطلبانه گرفته تا برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی که افراد را حول یک مسئله مشترک گرد هم می‌آورد. انسجام زمانی عمق پیدا می‌کند که مردم فقط «درباره یکدیگر» صحبت نکنند، بلکه با یکدیگر کاری مشترک انجام دهند. رسانه؛ میان روایت اختلاف و روایت اشتراک شاید هیچ ساختاری به اندازه رسانه در شکل دادن به ادراک عمومی از «ما» و «دیگری» اثرگذار نباشد. بخشی از هشدار رهبر انقلاب درباره «سخن ناامیدکننده» و «دوگانه‌سازی‌های موهوم» را می‌توان از همین منظر در فرهنگ رسانه‌ای کشور نیز دنبال کرد.

رسانه می‌تواند اختلاف را به مسئله‌ای برای گفت‌وگو تبدیل کند یا آن را به نزاعی دائمی میان دو گروه تبدیل سازد. می‌تواند مشکلات کشور را روایت کند، بدون آنکه جامعه را به این نتیجه برساند که هیچ راهی برای عبور از آنها وجود ندارد.

مسئله، حذف نقد نیست؛ تفکیک نقد از تخریب و مسئله‌گویی از ناامیدسازی است. جامعه‌ای که مشکلاتش را می‌بیند اما همزمان توانایی‌های خود را نیز می‌شناسد، از جامعه‌ای که همه چیز را شکست‌خورده و بن‌بست‌رسیده می‌بیند، ظرفیت بیشتری برای حفظ انسجام دارد.



هنر و فرهنگ؛ ساختن «ما»ی مشترک



سینما، ادبیات، موسیقی، تئاتر و دیگر قالب‌های فرهنگی نیز می‌توانند میدان مهمی برای تقویت حس تعلق مشترک باشند. فرهنگ عمومی زمانی به انسجام کمک می‌کند که بتواند روایت‌هایی بسازد که بخش‌های مختلف جامعه خود را در آن ببینند.

ایران فقط مجموعه‌ای از اختلاف‌های سیاسی و اجتماعی نیست؛ تاریخ، سرزمین، زبان‌ها و فرهنگ‌های متنوع، تجربه‌های مشترک، خانواده‌ها، خاطرات جمعی و تعلق به ایران، مجموعه‌ای از نقاط اتصال جامعه‌اند که می‌توان آنها را برجسته کرد. در این میان، هنر می‌تواند به‌جای آنکه همواره جامعه را در قاب «ما و آنها» نشان دهد، ظرفیت دیدن «ما»ی بزرگ‌تری را ایجاد کند.



پیوست انسجام؛ مطالبه‌ای برای فرهنگ عمومی



پیام اخیر رهبر انقلاب را می‌توان از این منظر، دعوتی به بازنگری در بسیاری از رفتارهای روزمره فرهنگی و اجتماعی دانست. اگر هر تصمیم حکمرانی نیازمند پیوست انسجام اجتماعی است، رفتار فرهنگی ما نیز بی‌نیاز از چنین ملاحظه‌ای نیست.

پیش از انتشار یک محتوا، اظهارنظر درباره یک گروه اجتماعی، ساخت یک اثر هنری، طراحی یک برنامه تلویزیونی یا حتی شکل دادن به یک گفت‌وگوی عمومی، می‌توان یک سؤال ساده اما مهم پرسید: این رفتار، بر پیوندهای جامعه می‌افزاید یا بر شکاف‌های آن؟

این نگاه به معنای چشم‌پوشی از مشکلات، اختلاف‌ها یا نقدها نیست. اتفاقاً جامعه منسجم جامعه‌ای است که بتواند مشکلات خود را بدون فروپاشی اعتماد و رابطه میان گروه‌های مختلف حل کند.

ایران امروز بیش از هر چیز به تقویت همین نقاط اتصال نیاز دارد؛ به خانواده‌ای که گفت‌وگو را تمرین کند، مدرسه‌ای که همکاری را بیاموزد، مسجد و محله‌ای که مردم را کنار هم بنشاند، رسانه‌ای که امید و واقعیت را همزمان روایت کند و فرهنگی که به جای برجسته کردن شکاف‌ها، اشتراکات یک ملت را به یاد بیاورد.

در چنین نگاهی، «انسجام اجتماعی» یک شعار یا حتی صرفاً یک سیاست دولتی نیست؛ بخشی از فرهنگ عمومی و مسئولیتی مشترک میان همه مردم و ساختارهای اجتماعی کشور است.

و شاید معنای عمیق هشدار رهبر انقلاب همین باشد: اختلاف نظر می‌تواند طبیعی باشد، اما هیچ اختلافی نباید آن‌قدر بزرگ شود که سرمایه مشترک یک ملت را قربانی خود کند.

پربازدیدترین آخرین اخبار