تبدیل دیپلماسی نرم به تحریم ذهن با سیاستهای تبعیضآمیز نهادهای آمریکایی علیه شهروندان ایرانی
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، سعید پرتوی، تصویر منتشر شده از وبسایت «دولینگو» مبنی بر عدم ارائه خدمات به کاربران ایرانی و افرادی که مدارک شناسایی ایرانی دارند، تنها یک خبر ساده از یک پلتفرم آموزشی نیست؛ بلکه نمادی عریان از یک «آپارتاید دیجیتال» است که سالهاست تحت لوای «تحریمهای هدفمند» در حال اجراست. این اتفاق، بیش از هر چیز، پوچی شعارهایی را افشا میکند که غرب و حامیان مداخله نظامی، سالها بر طبل آن کوبیدهاند: «حمایت از مردم ایران در برابر حکومت».
تناقض در کلام و عمل
سیاستمداران آمریکایی و لابیهای جنگطلب، همواره مدعی بودهاند که تحریمها تنها متوجه حاکمیت است و به مردم آسیبی نمیرساند. اما وقتی یک شهروند عادی ایرانی حتی برای شرکت در یک آزمون تعیین سطح زبان و یا آزمون یک تخصص حرفه¬ای، با در بسته مواجه میشود، این دقیقاً به معنای هدف قرار دادن «سرمایه انسانی» و «آینده جوانان» یک کشور است. محدودیتهای موسوم به مجوز (General License) یا (G) که قرار بود راه¬گشای دسترسی مردم به خدمات باشد، حالا خود به ابزاری برای فیلترینگ آموزشی و علمی تبدیل شده است.
این پرسشِ بنیادین مطرح است: آیا آزمون گرفتن از یک دانشجو یا متخصص ایرانی، تهدیدی علیه امنیت ملی ایالات متحده است؟ یا اینکه این سیاست، دقیقاً در راستای زمینگیر کردن پتانسیلهای علمی ایران طراحی شده است؟
پاسخی به تئوریپردازان مداخله
این یادداشت، فرصتی است برای خطاب قرار دادن آن طیف اندکی که در توهم «نجاتبخش بودنِ قدرت نظامی» و «تحریمهای حداکثری»، آرزوی فشارهای بیشتر یا حتی گزینه نظامی را برای ایران داشتند. کسانی که باور داشتند آمریکا با فشارهای فلجکننده، راه را برای پیشرفت یا آزادی هموار میکند، اکنون باید پاسخگو باشند:
کجای محروم کردن یک جوان ایرانی از حق یادگیری و رقابت جهانی، به نفع مردم است؟
چگونه میتوان دم از حقوق بشر زد، اما سادهترین ابزارهای توسعه فردی (مثل آزمونهای تخصصی و حرفه¬ای بینالمللی) را از یک ملت دریغ کرد؟
این رویکرد نه تنها آزادیخواهانه نیست، بلکه دقیقاً در تقابل با حقوق اولیه بشر قرار دارد. وقتی شرکتی مانند Pearson یا پلتفرمهایی مثل Duolingo، به جای ارائه خدمات آموزشی، به بازوی اجرای سیاستهای ضدایرانی تبدیل میشوند، عملاً در حال اعمال تحریم فکر هستند.
نتیجهگیری؛ سیاست تاریکخانه
آنچه در حال رخ دادن است، نه یک سیاست حقوقی صرف، بلکه یک استراتژی امنیتی قدیمی است: (تنگتر کردن حلقه پیرامون نخبگان). غرب در حالی که مدعی باز بودن دروازههای علم و تمدن است، با این اقدامات، به شکل سیستماتیک در حال حذف ایرانیان از فضای رقابت علمی و شغلی جهان است.
کسانی که در داخل یا خارج از مرزها، روزگاری برای چنین فشارهایی هورا میکشیدند و تصور میکردند فشار بیشتر، نتیجهبخشتر است، اکنون شاهد میوهی تلخ آن ایدئولوژی هستند. این تحریمها نه به تغییر، بلکه به انزوا ختم میشود؛ نه به پیشرفت، بلکه به فرسایش.
تاریخ این رفتارها نشان میدهد که نهادهای آمریکایی، فارغ از شعارهای سیاسی، در نهایت به دنبال محدودسازی پتانسیلهای ایرانی هستند؛ و این واقعیت، باید زنگ خطری باشد برای تمام کسانی که هنوز در دام فریب حمایت غرب از مردم ایران گرفتارند.
سعید پرتوی، داشنجوی دکتری مدیریت پروژه و ساخت
انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*