بهار؛ غنچهای که در طوفان دیماه نیشابور پرپر شد
به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو
در روزهای میانی دیماه، فضای شهر نیشابور بهیکباره تحت تأثیر ناآرامیهای غیرمنتظره قرار گرفت. در این بخش، خانواده شهیده با اشاره به فضای عمومی شهر در آن روز، روایت خود را از شرایطی آغاز میکنند که به سرعت به ناامنی کشیده شد. آنها از روزی سخن میگویند که خورشیدِ زندگیشان، یعنی «بهار»، در میان هیاهوی نامانوس خیابان، به شکلی ناگهانی در مرکزِ تلاطمهای اجتماعی قرار گرفت.
توالی حوادث و موقعیت خانواده
خانواده بهار سیفی به تشریح موقعیتِ مکانی و زمانی دقیق حادثه میپردازند. آنها بازگو میکنند که چگونه حضورِ عادیشان در خیابان به دلیل بروز خشونت و تجمعات، به یک محاصره ناخواسته تبدیل شد. در این گفتگو، خانواده به جزئیاتِ تلاشهای خود برای حفظ امنیت کودک در میان آن جمعیتِ غیرقابلکنترل اشاره دارند؛ لحظاتی که ترس بر عقلانیت غلبه کرده بود و راهِ گریزی باقی نمانده بود.
لحظه عروج؛ پرواز غنچه ۳ ساله
دردناکترین قسمت روایت است؛ لحظهای که حادثه رخ داد. خانواده در این بخش توضیح میدهند که چگونه در یک چشم بر هم زدن، بهارِ کوچکشان مورد اصابت یا آسیب ناشی از تجمعات قرار گرفت. توصیفِ آنها از آن ثانیههای مرگبار، روایتِ عجز و ناتوانیِ والدین در برابر خشونتی است که هیچ حریمی برای یک کودک قائل نبود. این بخشِ گزارش، سندی بر مظلومیتِ بهار است که در اوج کودکی، فرصتِ ادامه زندگی را از دست داد
داغِ روی دل؛ زندگی در سایه فقدان
خانواده بهار از دنیای پس از حادثه میگویند. از خانهای که اسباببازیهای بهار در آن باقی مانده، اما صدای خندههایش خاموش شده است. آنها از روحیاتِ این کودک ۳ ساله، شیرینزبانیها و امیدهایی که برای آینده او داشتند، سخن میگویند. روایتِ مادر و پدر در این بخش، بازتابی از دردی عمیق است که با هیچ کلمهای توصیف نمیشود؛
داغی که بر پیشانیِ خانوادهای نشانده شده که زندگیشان برای همیشه تغییر کرد
فریادِ عدالت؛ خون بهار پایمال شدنی نیست
در پایان خانواده شهیده بهار سیفی، پیامِ صریح خود را به جامعه و دستگاههای مسئول میرسانند. آنها با تأکید بر اینکه خونِ کودک بیگناهشان نباید در لایههای سیاستزدگی یا فراموشی گم شود، از نهادهای قضایی مطالبه میکنند که عاملان و مسببانِ ایجاد ناامنی که منجر به شهادت این کودک شد، شناسایی و محاکمه شوند. پیامِ نهایی آنها این است: «امنیت، حقِ تمام کودکان است و ما تا روشن شدنِ حقیقت و اجرای عدالت، آرام نخواهیم نشست.»