کد خبر:۱۴۵۳۷۳
طنز//
بسته پیشنهادی برای حل بحران دریاچهی ارومیه!
سطح دریاچهی ارومیه بعد از خشکی، آکنده از نمک است، پیشنهاد میشود در سرتاسر این دریاچه، خیار کاشته شود و خیارشور برداشت شود؛ با توجه به وسعت دریاچهی ارومیه، حجم و غلظت نمک آن، این امر، ایران را به رتبه اول جهان، در تولید خیارشور خواهد رساند
دریاچهی ارومیه و خشکی آن، چند سالی میشود که موضوع داغ و غیرداغ رسانهها است و بسیاری از افراد دلسوز، نگران وضعیت این سرمایهی طبیعی کشور هستند. از آنجایی که تدابیری که برای حل این مشکل تا به حال اندیشیده شده، یا اجرایی نشده و یا اگر اجرایی شده خوب اجرایی نشده و یا اگر خوب اجرایی شده، تدبیر خوبی نبوده که به درد حل این مشکل بخورد، بنده سه راه حل مدیریتی زیر را، برای حل این مشکل بصورت خلاصه ارائه میدهم. به امید آنکه این راه حلها به دست مسؤلین و دلسوزان منابع طبیعی رسیده و با امید به خدا و آزمون و خطا، یکی از راهکارهای پیشنهاد شده، گره از کار دریاچهی ارومیه باز کند. انشاء الله
1- کانال
به خاطر دارم سالها پیش، طرح آبادانی کویر لوت و بیابانهای مرکزی ایران مطرح بود. در آن طرح، پیشنهاد شده بود که با حفر کانال، آب دریای خزر را به مناطق بیابانی منتقل کرده و با آن آب، مناطق را آبیاری و آباد کنیم.
وقتی آن زمان، طرح انتقال آب تا بیابانهای مناطق مرکزی کشور، منطقی به نظر رسیده، چطور نتوان با الگوبرداری از آن طرح، کانالی تا دریاچه ارومیه که بیخ گوش دریای خزر است، حفر نکرد؟
نکتهای که در این میان باید به آن توجه داشت این است که با برنامهریزی موجود در حوزهی منابع طبیعی، بحث خشکی دریاچهی ارومیه هنوز حل نشده باقی میماند و ممکن است بعد از گذشت چند وقت از انتقال آب دریای خزر به دریاچه ارومیه، هم دریاچهی ارومیه و هم دریای خزر، هر دو خشک شوند و مجبور شویم برای حل این خشکی از دریای عمان و خلیج فارس تا این دو دریاچه، کانال حفر کنیم. هرچند این کار، همچون سد سازی، باعث اشتغالزایی و پیشرفت در «صنعت حفر کانال» میشود ولی زمانبرو پرهزینه است. ضمن اینکه زیبایی کشور را از بین میرود و جهانگردانی که برای رونق صنعت توریسم و گردشگری به ایران آمدهاند، از داخل هواپیما، شیار بزرگی که از جنوب به شمال کشور کشیده شده است، میبینند و این اصلاً خوب نیست. اینجاست که مسؤلین، دلسوزان محیط زیست و مردم مجبور به انتخاب یکی از دو موضوع هستند. یا محیط زیست یا صنعت گردشگری.
2- دریاجة العربیة الارومیة!
تا کنون رسم بر این بوده که تا کشورهای همسایه، به ویژه کشورهای عربی به منابع و منافع ملی ما چشم طمع دوختهاند، آن منابع برای ما عزیزتر شده است؛ مانند اتفاقی که برای «خلیج فارس» افتاد و کشورهای عربی با وقاحت تمام آن را خلیج العربی نامگذاری کردند. به یاد بیاورید، جنبش و قیام خودجوشی که به راه افتاد. چه فیلمها، آهنگها و مستندهایی که ساخته نشد. چه ترانهها و شعرهایی که سروده نشد. چه بحثهایی که در مناظرات انتخاباتی نشد. چه نامههایی که نوشته نشد. چه اسناد موجودی که رو نشد.
همه و همه، دولتی و غیردولتی، مرد و زن و پیرو جوان و بزرگ و کوچک، دست در دست هم دادند (البته با رعایت موازین شرعی) تا این حق ضایع شده را باز پس گیرند و به لطف خدا موفق شدند. لذا با توجه به این اتفاق و تجربهای که از جانب آن به دست آمد، پیشنهاد میشود فعالین محیط زیست به دور از چشم مسؤلین و یا مسؤلین بدون اطلاع عمومی و دور از چشم مردم و فعالین محیط زیست، بصورت ناشناس، به ترتیب با فعالان محیط زیستی و مسؤلین کشورهای عربی وارد مذاکره بشوند و آنها را برای مصادرهی دریاچه ارومیه به نفع خود و تغییر نام آن از دیاچه ارومیه به « دریاجة العربیة الارومیة»، ترغیب و تحریک کنند. بعد از چند وقت، یک همّت همگانی برای رفع این مشکل به راه خواهد افتاد و به این مسأله نیز حل خواهد شد.
3- تبدیل تهدید به فرصت
شاید از دست دادن و خشک شدن یک دریاچه، اتفاق ناگواری باشد ولی با توجه به تئوری نیمهی پر لیوان و همچنین نظریهی تبدیل تهدید به فرصت میتوان از این رویداد ناخوشایند، نهایت استفاده را در مسیر پیشرفت کشور برد.
نظر به اینکه سطح دریاچهی ارومیه بعد از خشکی، آکنده از نمک است، پیشنهاد میشود در سرتاسر این دریاچه، خیار کاشته شود و خیارشور برداشت شود. با توجه به وسعت دریاچهی ارومیه، حجم و غلظت نمک آن، این امر، ایران را به رتبه اول جهان، در تولید خیارشور خواهد رساند.
طنز از رضا احسان پور//
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰