آتلانتیک: ترامپ باب المندب را هم از دست میدهد
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، آتلانتیک نوشت: تا هفته گذشته، به نظر میرسید جنگ ایران کمی به نفع آمریکا در حال چرخش است؛ یمنیها تحت فشار رقبای داخلی و حملات هوایی عربستان بودند، اما در روزهای اخیر نیروهای یمنی با شکستن خطوط دفاعی دشمن، شهرها و جزایر اطراف تنگه باب المندب را تصرف کردند. با این پیشروی، ترامپ که امیدوار بود کنترل تنگه هرمز را از ایران بازپس گیرد، اکنون با واقعیتی تلخ روبروست، دشمنان آمریکا هر دو تنگه حیاتی غرب آسیا را در اختیار دارند؛ آبراههایی که روزانه حدود یکسوم محمولههای نفتی جهان از آنها عبور میکند.
این شکست یک واقعیت سرسختانه را آشکار میکند: محور مقاومت به رهبری ایران، با وجود ضربات یک یا دو سال اخیر، همچنان از شور ایدئولوژیک و روحیه جمعی برخوردار است که در طرف مقابل به شدت کم است. ناکامی کشورهای خلیج فارس در هماهنگی علیه یمنیها فاجعهبار بوده و بازتاب ناکامی خود ترامپ در طراحی استراتژی منسجم علیه ایران است. کارشناسان تاکید میکنند که تصرف باب المندب به یمنیها امکان میدهد روی ساحل بنشینند و مستقیما به کشتیهای عبوری شلیک کنند و این امر کنترل آنها بر تنگه را از نظر نظامی و سیاسی تثبیت میکند.
آمریکا حتی با آغاز دور جدید حملات هوایی هم احتمالا نمیتواند این وضعیت را تغییر دهد، چون بمب و موشک بدون نیروی زمینی کارساز نیست و متحدان یمنی آمریکا اکنون پراکنده و ضعیف شدهاند. تجربه جنگ هفت هفتهای سال گذشته نشان داد که آمریکا با وجود کشتن برخی فرماندهان یمنی، نتوانست این گروه را تضعیف کند. در سوی دیگر، عربستان سعودی که سالها برای مهار یمنیها تلاش کرده، اکنون با وضعیتی بدتر روبروست؛ یمنیها تجهیزات سعودی و اماراتی جا گذاشته شده را به ارث بردهاند و اختلافات ریاض و ابوظبی باعث شده جبهه مخالف یمنیها بیش از پیش از هم بپاشد.
پیروزیهای یمنیها ارزش اتحاد مکه (پیمان دفاعی عربستان، پاکستان و ترکیه) را زیر سوال برده و نشان داده که متحدان سنتی آمریکا تمایلی به ورود به این منازعه ندارند. یمنیها برخلاف دشمنانشان، پیوندی ایدئولوژیک با ایران دارند که سربازانشان حاضرند برای آن جان بدهند و نیازی ندارند در هر نبردی پیروز شوند؛ همین که بتوانند هر از چند گاهی یک نفتکش را غرق کنند، بر همسایگان سعودی و جهان چنگ خواهند داشت. در نهایت، این تحولات نهتنها موضع ایران را تقویت کرده، بلکه نشان میدهد که ترامپ در مهار محور مقاومت و باز پسگیری کنترل آبراههای حیاتی غرب آسیا، با چالشی بسیار پیچیدهتر از آنچه تصور میکرد روبرو شده است.