بریکس علیه محاصره؛ چگونه ایران پروژه انزوا را به بنبست کشاند؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ حضور رئیسجمهور در اجلاس سران بریکس در دهلینو، نقطه عطف آرایش سیاسی ایران در دوران گذار به یک نظم چندقطبی است؛ صحنهای که بیش از هر دستاورد تجاری مقطعی، وزن ژئوپلیتیک و اعتبار استراتژیک جمهوری اسلامی را در چشمانداز جهانی بازتعریف میکند. در بزنگاهی که واشنگتن تمام ظرفیت دیپلماتیک، رسانهای و امنیتی خود را به کار بسته تا پروژه طرد دیپلماتیک و انزوای بینالمللی تهران را تثبیت کند، تکیه زدن نماینده عالی ایران بر صندلی تصمیمگیری در کنار سران قدرتهای نوظهور جهان، تیر خلاصی است به ادعای انحصارگرایی غرب در نظم بینالملل. این حضور حامل یک پیام صریح است: جهان بسیار فراتر از پایتختهای غربی است و اراده تحمیل ژئوپلیتیکی آمریکا در جنوب جهانی دیگر خریدار ندارد.
وزن بیبدیل بریکس؛ آمارهایی که یکجانبهگرایی آمریکا را به چالش میکشد
برای درک اهمیت دیپلماتیک این سفر، باید دید ایران بر صندلی چه ائتلافی تکیه زده است؛ آمارهای عینی نشان میدهند که بریکس دیگر صرفاً یک تشکل همکاری نیست، بلکه مرکز ثقل جدید قدرت در جهان معاصر است:
بریکس پلاس با عضویت کشورهای بزرگی، چون چین و هند، نزدیک به نیمی از جمعیت جهان (حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد، بیش از ۳.۵ میلیارد نفر) و بالغ بر ۳۰ درصد از مساحت جغرافیایی کره زمین را در بر میگیرد؛ گسترهای که عظیمترین بازار یکپارچه مصرف و بزرگترین نیروی انسانی تاریخ را در اختیار دارد.
در ترازوی اقتصادی و بر مبنای شاخص «برابری قدرت خرید» (PPP) که شاخص واقعی تولید کالا و خدمات است، سهم اعضای بریکس از کیک اقتصاد جهان به مرز ۴۰ درصد رسیده و با فاصلهای آشکار، بلوک سنتی غرب (گروه هفت با سهم تقریبی ۳۰ درصد) را پشت سر گذاشته است. دو موتور پیشران اقتصاد دنیا یعنی چین (بزرگترین اقتصاد جهان در PPP) و هند، به همراه روسیه و برزیل، ستونهای این غول اقتصادی هستند.
با حضور ایران، روسیه، امارات و برزیل، این بلوک بیش از ۴۰ درصد از کل تولید نفت خام دنیا و سهم عمدهای از ذخایر گاز طبیعی را مدیریت میکند؛ موازنهای راهبردی که انحصار دلار و غرب بر بازار انرژی را خنثی ساخته است.
در عرصه بازدارندگی، ۳ قدرت از ۵ ارتش برتر نظامی جهان (روسیه، چین و هند در جایگاه دوم، سوم و چهارم ردهبندیهای جهانی) در کنار توانمندی موشکی و دفاعی ایران، سپر محکمی تشکیل دادهاند. وجود سه قدرت رسمی هستهای و بیشترین تعداد نیروهای مسلح آمادهبهخدمت، این بلوک را به توازنبخش معادلات نظامی در برابر ناتو بدل کرده است.
چندجانبهگرایی و منطقهگرایی در دستور کار بریکس
بزرگترین آوردگاه بریکس برای ایران، نزاع سیاسی با هژمونی غرب است. دهههاست که سازوکارهای بینالمللی به عنوان بازوهای انضباطی آمریکا برای مهار دولتهای مستقل عمل کردهاند. بریکس نقطه تلاقی دولتهایی است که بر سر پایان دادن به تحکم غرب و دفاع از استقلال عمل استراتژیک به اشتراک نظر رسیدهاند. وقتی ایران در کنار قدرتهای ردیف اول اقتصادی و نظامی جهان ساختارهای سیاسی و امنیتی جدید تعریف میکند، حربه غرب برای امنیتیسازی ایران در مجامع جهانی بیاثر میشود و کشور از جایگاه یک هدف تحریمی به یک معمار در نظم نوین ارتقا مییابد.
در محاسبات واشنگتن، تحریمها قرار بود شاهرگ تنفس حاکمیتی ایران را قطع کند. ارزش بریکس در این معادله، شکستن محاصره ساختاری تحریم با تکیه بر سازوکارهایی است که خارج از قلمرو قوانین کنگره و خزانهداری آمریکا تعریف میشوند؛ از تبادل با ارزهای ملی گرفته تا سامانههای پیامرسان مالی جایگزین. همپیمانی با کشورهایی که بزرگترین خریداران و تولیدکنندگان کالا در جهان هستند، هزینه تحریمهای فرامرزی را برای کاخ سفید بسیار سنگینتر از تعامل با تهران میسازد.
میراث شهید رئیسی؛ تغییر ریل در سیاست خارجی
دستیابی به این موقعیت راهبردی، بیهیچ تردیدی مرهون دکترین شجاعانه دولت سیزدهم و پیگیریهای شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی و شهید امیرعبداللهیان است. آن راهبرد تحولآفرین نشان داد عزت ملی در گرو چشمدوختن به چند پایتخت غربی نیست و با گشودن قفل عضویت دائم در بریکس و شانگهای، ریلگذاری نوینی ایجاد کرد که تکیهزدن امروز رئیسجمهور بر صندلی سران در دهلینو، تداوم مقتدرانه همان مسیر است.
نشست دهلینو جلوه اقتدار کشوری است که با هوشمندی، بازی انزوای تحمیلی را شکست. ایران پسابریکس ایرانی منزوی یا محاصرهپذیر نیست؛ بلکه بازیگری توانمند در قلب ائتلافی است که بر نیمی از جمعیت و نزدیک به ۴۰ درصد از اقتصاد جهان تکیه دارد. این پیوند چندجانبه، کشور را از باجخواهی قدرتهای مداخلهگر غربی مصون ساخته و تضمینکننده منافع ملی در جهان پساغربی خواهد بود.