فارن افرز: حوثیها با پیشروی شجاعانه خود «جبهه دوم» را برای ایران باز کردند و جنگهای خاورمیانه را متحول ساختند
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، فارن افرز نوشت: پیروزی حوثیها به ایران نیز تعلق دارد؛ زیرا کنترل حوثیها بر جزیره میون و بندر موخا (که کمتر از ۸۰ کیلومتر با بابالمندب فاصله دارد) به این گروه اجازه میدهد جایگاه خود را به عنوان قدرت تعیینکننده در این تنگه تثبیت کنند.
زمانبندی تشدید اقدامات حوثیها، از آن رو حائز اهمیت است که به دنبال جنگ ایران، دریای سرخ برای صادرات نفت عربستان به جایگزین حیاتی تنگه هرمز تبدیل شده است.
بزرگترین اهرم فشار ایران علیه آمریکا، توانایی آن در بستن تنگه هرمز بوده است. در بخش عمدهای از جنگ، عربستان سعودی روزانه سه تا پنج میلیون بشکه نفت از طریق بنادر خود در دریای سرخ صادر کرده است؛ شریانی که به یک پشتیبان حیاتی برای ریاض و بازارهای جهانی نفت تبدیل شد. ایران اکنون از طریق حوثیها میتواند آن صادرات را نیز محدود کند. هدف طولانیمدتتر تهران ایجاد یک وضعیت ترسناک است: کنترل حوثیها بر بابالمندب در کنار کنترل ایران بر هرمز. اگر این استراتژی پایداری یابد، ایران و شریک منطقهایاش را به دروازهبانان تجارت سالانهای به ارزش تریلیونها دلار تبدیل خواهد کرد.
آنها با حمله به کشتیرانی عربستان و خود عربستان سعودی، عملاً جبهه دوم را در جنگ ایران گشودهاند، دامنه آن منازعه را گسترش داده و فشار بیشتری بر بازارهای جهانی انرژی و مالی وارد کردهاند.
حالا گزینهها برای مواجهه با چالش حوثیها از بد به بدتر تغییر کردهاند. در حالی که آنها احتمالاً به تغییر در خطوط مقدم ادامه خواهند داد، چند واقعیت سخت آشکار شده است. یکی اینکه راهکار نظامی قاطع در برابر تهدیدات حوثیها ممکن نیست. نیروهای دولت یمن با تمام هیاهویی که دارند، همچنان از درون دچار چنددستگی هستند.
در جریان تهاجم این هفته، حامی آنها یعنی عربستان سعودی نیز در ارائه پشتیبانی هوایی نزدیک و سایر کمکهای لازم ناکام ماند که نشاندهنده ناهماهنگی مداوم و ضعیف میان ائتلاف ضد حوثی و ریاض است. علاوه بر این، دستاوردهای حوثیها چشمانداز یک تسویه حساب از طریق مذاکره را نیز تضعیف میکند. اکنون با کنترل این گروه بر دریای سرخ احتمالاً خواستههای آنها بیشتر از قبل شده است.
هیچ راهکار آسانی وجود ندارد. در حال حاضر، اولویت عربستان سعودی، آمریکا و متحدان یمنی آنها باید حفاظت از سایر خطوط مقدم کلیدی در برابر پیشرویهای حوثیها و ممانعت از تلاشهای آنها برای تثبیت کنترلشان باشد. اگر چنین نشود، واقعاً این خطر وجود دارد که نابسامانی گستردهتری در یمن به وجود آید و اقدامات حوثیها به سراسر منطقه گسترش یابد.
اگر حوثیها بتوانند دستاوردهای خود را در موخا و اطراف آن تثبیت کنند، از دست رفتن اراضی میتواند ضربه محکمی به روحیه نیروهای وابسته به دولت وارد کرده و به تقسیمات بیشتر دامن بزند.
تصمیم حوثیها برای به خدمت گرفتن شبهنظامیان عراقی در حملات خود به عربستان سعودی، منازعه یمن را بیش از پیش با جنگ ایران در هم تنیده است. اتحادهای رو به رشد حوثیها با گروههای مسلح در سومالی، سودان و سایر نقاط در سراسر شاخ آفریقا نیز نشاندهنده حد و اندازهای است که تشدید کنونی آنها میتواند به سرعت به منطقه گستردهتر سرایت کند.
حملات حوثیها به عربستان سعودی نخستین آزمون پیمان اخیر این کشور با ترکیه و پاکستان بود که تاکنون، نتایج کمرمقی داشته است. نه ترکیه و نه پاکستان بهطور مستقیم وارد جنگ یمن نشدهاند و اسلامآباد تأیید کرده است که پیمان مکه در پاسخ به جنگ یمن فعال نشده است.
در حالی که تصرف موخا و جزیره میون توسط حوثیها فشار بیشتری بر واشینگتن وارد میکند تا پاسخ دهد، اما دولت ترامپ ممکن است بیشتر نگران اجتناب از درگیریهای نظامی جدید در آستانه انتخابات میاندورهای باشد.
اکنون که چرخه خطرناکی از تشدید آغاز شده است، بسیاری از مسائل به آنچه بعداً رخ میدهد بستگی خواهد داشت. عربستان سعودی ممکن است از پیشرویهای اخیر حوثیها برای جلب پشتیبانی بینالمللی جهت یک کمپین بزرگ علیه حوثیها استفاده کند؛ اما چنین پاسخی میتواند منازعه را بدون رسیدگی به نقاط ضعف بنیادی ائتلاف ضد حوثی که روی زمین میجنگند، گسترش دهد.
چنین تشدیدی بدون پایانبندی مشخص، احتمالاً به نفع حوثیها تمام میشود و در راستای استراتژی ایران برای کنترل گلوگاههای خاورمیانه خواهد بود. از سوی دیگر، اگر سعودیها پس از دستاوردهای میدانی حوثیها تسلیم شوند، میتواند ضربه مهلکی به ائتلاف ضدحوثی وارد کرده و بلندپروازیهای منطقهای حوثیها را شعلهورتر سازد.