افزایش قیمت گوشت قرمز خرید خانوارها را به قطعات ارزانتر و خرید کمتر سوق داد
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ برای بسیاری از خانوارها، مسئله دیگر فقط این نیست که گوشت قرمز کیلویی چند تومان فروخته میشود؛ مسئله این است که با بودجه مشخص، چه مقدار گوشت میتوان خرید.
در شرایطی که قیمت برخی قطعات گوشت گوسفندی و گوساله به محدودههای بالای دو میلیون تومان در هر کیلو رسیده و بعضی قطعات ممتاز حتی از ۳ میلیون تومان عبور کردهاند، خرید یک کیلو گوشت برای یک خانواده به هزینه قابل توجهی تبدیل شده است.
همین اختلاف قیمت میان قطعات باعث میشود انتخاب خانوار هنگام خرید تغییر کند؛ قطعات گرانتر کمتر در سبد قرار بگیرند و گزینههایی مانند گردن، سردست، گوشت مخلوط یا چرخکرده سهم بیشتری از خرید پیدا کنند. در واقع، اثر گرانی فقط در «گرانتر شدن خرید» خلاصه نمیشود؛ مقدار و نوع خرید هم تغییر میکند.
سفره خانوار فقط کوچکتر نشده، مقدار مصرف هم پایین آمده است
تغییر رفتار خانوار در بازار گوشت فقط به انتخاب قطعه ارزانتر یا خرید وزن کمتر محدود نمیشود؛ آمار مصرف نیز از کاهش قابل توجه مصرف گوشت قرمز طی سالهای گذشته حکایت دارد.
بر اساس دادههای هزینه و درآمد خانوار، میانگین مصرف ماهانه گوشت قرمز خانوارها از حدود ۲.۸ کیلوگرم در سال ۱۳۹۰ به حدود ۱.۲۵ کیلوگرم در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ یعنی مقدار مصرف ماهانه در این فاصله زمانی بیش از نصف شده است.
این روند با وضعیت تقاضا در بازار نیز همجهت است. دبیر انجمن صنعت بستهبندی گوشت و مواد پروتئینی در خرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد تقاضای گوشت قرمز در فروردین ۱۴۰۵ نسبت به فروردین سال گذشته حدود ۵۰ درصد کاهش داشته و این افت در فروشگاههای عرضهکننده نیز مشاهده شده است.
البته این رقم مربوط به یک بازه زمانی مشخص و تقاضای فروشگاههاست و نمیتوان آن را به رفتار تکتک خانوارها تعمیم داد؛ اما در کنار روند بلندمدت مصرف، نشانهای از تغییر محسوس تقاضا در بازار گوشت است.
گوشت کمتر، خریدهای کوچکتر
یکی از نشانههای تغییر رفتار مصرفکننده، کاهش حجم خرید است. وقتی خرید یک کیلو گوشت هزینه بالایی به خانوار تحمیل میکند، خریدهای نیمکیلویی یا چندصدگرمی میتواند جای خریدهای بزرگتر را بگیرد. این تغییر الزاماً به معنای حذف کامل گوشت از سفره نیست، بلکه میتواند به معنای کوچکتر شدن سهم آن در هر وعده و افزایش فاصله میان دفعات خرید باشد.
به این ترتیب، ممکن است خانواری همچنان گوشت قرمز بخرد، اما مقدار خرید آن نسبت به گذشته کمتر شده باشد؛ تغییری که در ظاهر خرید گوشت دیده نمیشود، اما در حجم مصرف خودش را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، کاهش تقاضا لزوماً به معنای کمبود گوشت نیست؛ گاهی نشانه این است که مصرفکننده دیگر توان خرید حجم قبلی را ندارد.
اختلاف قیمت قطعات انتخاب خانوار را تغییر میدهد
بازار گوشت یک قیمت واحد ندارد و همین موضوع هنگام خرید اهمیت بیشتری پیدا میکند. در نرخهای شهریور، میان قطعات مختلف گوشت گوسفندی و گوساله فاصله قابل توجهی وجود دارد. برخی قطعات مانند گردن و گوشتهای مخلوط در محدوده پایینتری نسبت به قطعات ممتاز قرار دارند، در حالی که ران، ماهیچه و فیله با قیمتهای بالاتری عرضه میشوند.
برای خانواری که با بودجه محدود خرید میکند، این اختلاف فقط یک تفاوت روی برچسب قیمت نیست؛ میتواند تعیین کند چه قطعهای وارد سبد شود و چه قطعهای کنار گذاشته شود. به همین دلیل، بررسی بازار گوشت بدون توجه به نوع قطعه، بخشی از واقعیت مصرفکننده را پنهان میکند.
خرید گوشت از انتخاب به محاسبه نزدیکتر شده است
در چنین شرایطی، خرید گوشت برای بخشی از خانوارها بیشتر از گذشته به یک محاسبه بودجهای تبدیل میشود. خانوار ابتدا مبلغی را که میتواند برای خرید کنار بگذارد مشخص میکند و بعد بر اساس همان مبلغ، نوع قطعه و وزن خرید را انتخاب میکند. نتیجه میتواند خرید مقدار کمتر از قطعه مورد نظر، جایگزینی آن با قطعه ارزانتر یا استفاده بیشتر از گوشت چرخکرده و مخلوط باشد.
این رفتار در بازار به شکل کاهش تقاضا ظاهر میشود؛ یعنی ممکن است عرضه گوشت در بازار وجود داشته باشد، اما قدرت خرید کافی برای خرید همان حجم قبلی وجود نداشته باشد. در نتیجه، بالا بودن عرضه لزوماً به معنای بالا بودن مصرف نیست؛ میان این دو، قدرت خرید خانوار قرار دارد.
مرغ بیشتر، گوشت قرمز کمتر
وقتی قیمت یک منبع پروتئینی افزایش پیدا میکند، بخشی از خانوارها برای حفظ مصرف پروتئین به سمت گزینههای ارزانتر حرکت میکنند.
گزارشهای مربوط به روند مصرف خانوار نیز از افزایش سهم مرغ در سبد پروتئینی در کنار کاهش مصرف گوشت قرمز خبر دادهاند. در یکی از گزارشهای منتشرشده در شهریور ۱۴۰۵، سرانه مصرف گوشت قرمز حدود ۵ کیلوگرم در سال و مصرف مرغ حدود ۲۰ کیلوگرم به ازای هر نفر عنوان شده است.
البته این ارقام باید با توجه به روش محاسبه و منبع آماری آنها تفسیر شوند، اما جهت کلی تغییر سبد پروتئینی را نشان میدهند؛ یعنی گوشت قرمز برای بخشی از خانوارها سهم کوچکتری پیدا کرده و گزینههای ارزانتر اهمیت بیشتری گرفتهاند.
بنابراین تغییر الگوی مصرف را نباید فقط در ویترین قصابی جستوجو کرد؛ بخشی از این تغییر در انتخاب میان انواع منابع پروتئینی اتفاق میافتد.
کاهش تقاضا برای بازار هم پیام دارد
وقتی مصرفکننده خرید خود را کم میکند، اثر آن فقط به سفره خانوار محدود نمیماند. کاهش تقاضا میتواند روی سفارش فروشگاهها، حجم خرید قصابیها و در ادامه تصمیم فعالان زنجیره تولید و توزیع اثر بگذارد. به همین دلیل، کاهش مصرف از یک طرف نشانه فشار بر خانوار است و از طرف دیگر میتواند برای بازار تولید و عرضه نیز پیام داشته باشد.
کاهش حدود ۵۰ درصدی تقاضای فروشگاهی که برای فروردین ۱۴۰۵ اعلام شده نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ البته این عدد مربوط به مقایسه یک بازه مشخص است و نمیتوان آن را به کل بازار و همه ماههای سال تعمیم داد. اگر قیمت بالا بماند و قدرت خرید ترمیم نشود، ثبات بازار لزوما به معنای بازگشت مصرف گذشته نخواهد بود.
قیمت گوشت وقتی مهمتر میشود که پای سفره به میان میآید
در نهایت، مهمترین شاخص برای خانوار فقط قیمت درجشده روی تابلو نیست؛ بلکه مقدار گوشتی است که با درآمد ماهانه میتواند خریداری کند. ممکن است قیمت یک قطعه برای مدتی ثابت بماند، اما اگر درآمد خانوار متناسب با آن رشد نکرده باشد، قدرت خرید همچنان کاهش پیدا میکند. در این شرایط، خانوار میتواند با خرید وزن کمتر، انتخاب قطعه ارزانتر یا جایگزینی بخشی از گوشت قرمز با منابع پروتئینی دیگر، هزینه سبد غذایی خود را مدیریت کند.
به همین دلیل، اثر واقعی گرانی گوشت را باید در فاصله میان قیمت هر کیلو و مقدار گوشتی که خانوار توان خرید آن را دارد سنجید. بازار گوشت در این نقطه فقط با مسئله قیمت روبهرو نیست؛ مسئله اصلی این است که خانوار با بودجهای که در اختیار دارد، چه مقدار گوشت و با چه کیفیتی میتواند به سفره خود برساند.