محاصره انرژی در تنگه هرمز به غرب برگشت؛ گازوئیل آمریکا ۶.۵ دلار شد
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو، بحران هرمز دیگر فقط در آبهای خلیج فارس دیده نمیشود؛ اثر آن حالا روی پمپهای سوخت، هزینه حملونقل و بازار فرآوردههای نفتی غرب هم قابل مشاهده است. از یک سو، محدود شدن مسیر صادرات انرژی، عرضه گازوئیل را در اروپا و آمریکا تحت فشار گذاشته و از سوی دیگر، واشنگتن در حالی از ادامه فشار بر ایران سخن میگوید که افزایش هزینه انرژی در داخل آمریکا به یکی از چالشهای دولت ترامپ تبدیل شده است. کاهش اخیر قیمت نفت و باز شدن دوباره مسیر مذاکره نیز نشان میدهد هزینههای بحران انرژی، معادله را از یک تقابل صرفا سیاسی به مسئلهای اقتصادی برای خود غرب تبدیل کرده است.
شرارت در هرمز چگونه به بحران گازوئیل غرب رسید؟
ماجرا از جایی اهمیت پیدا میکند که بحران هرمز دیگر فقط مسئله عبور نفتکشها نیست و مستقیما بازار فرآوردههای نفتی را تحت فشار گذاشته است. آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده صادرات گازوئیل و گازوئیلمانند کشورهای خلیج فارس در ماه اوت به حدود ۳۹۰ هزار بشکه در روز رسیده؛ یعنی کمی بیشتر از یکچهارم سطح پیش از جنگ. صادرات گازوئیل خلیج فارس و روسیه نیز رویهم ۱.۶ میلیون بشکه در روز کمتر از فوریه بوده است.
در همین شرایط، تنگه هرمز که یکی از اصلیترین گلوگاههای انرژی جهان است، عملا با افت شدید تردد مواجه شده است. بر اساس دادههای کشتیرانی، در ۲۱ سپتامبر تنها دو کشتی تجاری با اشراف نیروهای مسلح ایران از این مسیر عبور کردند؛ در حالی که پیش از تشدید درگیریها میانگین عبور کشتیهای بزرگ تجاری حدود ۱۲۵ فروند در روز بود. عربستان برای دور زدن بخشی از این اختلال، خط لوله شرق ـ غرب خود را دوباره فعال کرده که حدود ۴ میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال به دریای سرخ دارد، اما بازگشت ظرفیت کامل ۷ میلیون بشکهای آن ممکن است ۶ تا ۸ هفته طول بکشد.
اروپا اولین قبض بحران هرمز را پرداخت کرد
اثر این اختلال در اروپا مستقیمتر دیده میشود. صادرات گازوئیل خاورمیانه به اروپا در سپتامبر بهطور میانگین فقط ۱۱۰ هزار بشکه در روز بوده؛ پایینترین سطح از فوریه ۲۰۲۰ و بسیار کمتر از ۱۹۱ هزار بشکه در روز در اوت.
همزمان، قیمت گازوئیل ۱۰ppm در شمالغرب اروپا در ۱۵ سپتامبر به ۱۶۴۲.۲۵ دلار در هر تن رسید؛ بالاترین سطح این شاخص از زمان آغاز ثبت آن در سال ۲۰۰۷. قیمت شاخص FOB ARA نیز در ۱۸ سپتامبر به ۱۵۳۶ دلار رسید، در حالی که پیش از آغاز جنگ ۷۵۲.۲۵ دلار بود. شرکت مطرح آمریکایی S&P Global علت این فشار را ترکیبی از اختلال صادرات خاورمیانه و ممنوعیت صادرات گازوئیل روسیه اعلام کرده است.
بنابراین مسئله فقط گرانشدن نفت خام نیست؛ اروپا با کمبود فرآوردهای مواجه شده که مستقیما به کامیون، کشاورزی، صنعت و حملونقل وابسته است. هرچه گازوئیل گرانتر شود، هزینه جابهجایی کالا و تولید نیز بالاتر میرود.
هزینه جنگ افروزی های ترامپ قمارباز از جیب مردم آمریکا
در آمریکا، قیمت متوسط گازوئیل جادهای در هفته منتهی به ۲۱ سپتامبر به ۶.۵۲۹ دلار در هر گالن رسید؛ در حالی که یک هفته قبل ۶.۲۸۵ دلار بود. دادههای رسمی ارزیابی اثرات زیست محیطی(EIA) نشان میدهد این افزایش در ادامه جهشهای هفتههای اخیر رخ داده و قیمت گازوئیل از ابتدای سپتامبر از ۵.۹۶۷ دلار به ۶.۵۲۹ دلار رسیده است.
این افزایش فقط به جایگاه سوخت ختم نمیشود. کامیونها، ماشینآلات کشاورزی، تجهیزات عمرانی و بخش بزرگی از زنجیره توزیع کالا به گازوئیل وابستهاند؛ بنابراین افزایش قیمت آن میتواند خود را در هزینه حمل، تولید و قیمت نهایی کالاها نشان دهد.
از همینجا یک تناقض مهم شکل گرفته است؛ آمریکا در حالی با جهش قیمت گازوئیل روبهروست که همزمان یکی از تأمینکنندگان مهم بازار اروپا نیز محسوب میشود. محدود کردن صادرات برای کاهش فشار داخلی، میتواند بخشی از همین فشار را به بازار اروپا منتقل کند.
متحدان منطقهای آمریکا هم تاوان میدهند
بحران هرمز فقط مصرفکننده آمریکایی و اروپایی را تحت فشار قرار نداده است. کشورهای نفتخیز حاشیه خلیج فارس نیز از کاهش جریان صادرات و اختلال در مسیرهای دریایی آسیب دیدهاند. دادههای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد صادرات نفت کشورهای خلیج فارس در اوت به حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز رسیده که نزدیک به نصف سطح پیش از جنگ است و صادرات فرآورده و LPG نیز حدود ۶۰ درصد پایینتر از فوریه بوده است.
به بیان سادهتر، کشورهایی که بخش بزرگی از درآمدشان به صادرات انرژی وابسته است، خودشان بخشی از صورتحساب اختلال هرمز را پرداخت میکنند. این همان نقطهای است که فشار انرژی از ایران عبور کرده و به اقتصاد شرکای منطقهای آمریکا و سپس بازارهای غربی رسیده است.
البته همه بحران گازوئیل را نمیتوان فقط به هرمز نسبت داد. حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه و محدودیت صادرات فرآورده روسیه نیز عرضه جهانی را تحت فشار گذاشته است؛ اما همزمانی افت شدید صادرات خلیج فارس با اختلال هرمز نشان میدهد این تنگه یکی از محورهای اصلی شوک فعلی بازار فرآوردههاست.
ایران هرمز را به رفع محاصره گره زده است
در طرف دیگر معادله، ایران بازگشایی هرمز را صرفا یک تصمیم فنی برای عبور کشتیها نمیداند. اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در گفتوگویی با خبرگزاری دانشجو اعلام کرده ایران تا زمان تحقق شروط خود تنگه را باز نخواهد کرد و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، آزادسازی منابع بلوکهشده، تعیین تکلیف خسارتها و رفع محاصره دریایی و اقتصادی را از محورهای مورد مطالبه ایران عنوان کرده است.
چرا نفت ارزانتر شد؟ دستوپا زدن ترامپ برای مهار بحران سوخت
در ۲۲ سپتامبر، با ازسرگیری خط لوله شرق ـ غرب عربستان و افزایش امیدها به گفتوگوهای آمریکا و ایران، قیمت نفت کاهش یافت و برنت به زیر ۱۰۰ دلار برگشت. رویترز گزارش داده فشار ناشی از افزایش هزینه انرژی در داخل آمریکا یکی از مشکلاتی است که همزمان با تشدید بحران منطقهای، دولت ترامپ با آن روبهرو شده است.
تصویر دیروز سازمان ملل هم از همین تناقض پرده برداشت؛ ترامپ در سخنرانی خود از تشدید فشار و انزوای کامل اقتصادی ایران گفت، اما در همان روز مسیر مذاکره با تهران نیز فعال شد و پس از دیدار سهساعته نمایندگان آمریکا و ایران، از یک جلسه بسیار خوب و سازنده سخن گفت. همزمان، بازار نفت به خبر افزایش عرضه و امید به توافق واکنش نشان داد و برنت تا محدوده ۹۸ دلار پایین آمد.
این تغییر موضع را میتوان از زاویه اقتصادی یک عقبنشینی معنادار در برابر هزینههای بحران دید؛ فشاری که با گازوئیل ۶.۵ دلاری، نگرانی از هزینه حملونقل و فشار بر بازار انرژی آمریکا، واشنگتن را به همان میز مذاکرهای کشانده که همزمان در ادبیات سیاسی خود از فشار حداکثری بر ایران دفاع میکند. به بیان صریحتر، وقتی بحران سوخت بالا گرفت، ترامپ در سازمان ملل از یک سو تهدید به ادامه فشار کرد و از سوی دیگر از توافق و مذاکره با ایران سخن گفت.
البته کاهش قیمت نفت به معنی پایان بحران گازوئیل نیست؛ بازار فرآوردهها علاوه بر نفت خام، به پالایشگاه، ذخایر، صادرات و امنیت مسیرهای حملونقل وابسته است. ممکن است نفت خام زودتر آرام شود، اما گازوئیل تا زمان جبران کمبود عرضه و بازسازی ذخایر همچنان گران بماند.
محاصرهای که قرار بود ایران را به تسلیم وادار کند، حالا هزینه جهانی ساخته است
حالا تصویر روشن است؛ اختلال در هرمز صادرات انرژی خلیج فارس را محدود کرده، صادرات گازوئیل خاورمیانه به اروپا به پایینترین سطح بیش از شش سال گذشته رسیده، قیمت گازوئیل اروپا رکورد زده و گازوئیل آمریکا از ۶.۵ دلار عبور کرده است. در طرف دیگر، کشورهای نفتخیز خلیج فارس نیز با افت جریان صادرات و درآمدهای انرژی روبهرو شدهاند.
در چنین شرایطی، شرارتهای آمریکا در تنگه هرمز و فشار برای اعمال محاصره علیه ایران، از منظر اقتصادی نتیجهای فراتر از فشار بر تهران پیدا کرده است؛ شوک عرضهای که هزینه آن حالا در قیمت گازوئیل، حملونقل و تولید در غرب و حتی اقتصاد متحدان منطقهای آمریکا دیده میشود.
محاصرهای که قرار بود ایران را به تسلیم وادار کند، حالا برای مهار تبعاتش واشنگتن و متحدانش را به دنبال مسیرهای جایگزین، افزایش عرضه و مذاکره برای بازگرداندن جریان انرژی کشانده است؛ یعنی فشاری که قرار بود در تهران بماند، حالا بخشی از قبض آن روی میز غرب است.