مکران در برابر هفتخوان توسعه ایران / از نسخه پیچی های طولانی تا نیاز به سرعت بخشیدن به قطار پیشرفت + فیلم
به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، منطقه راهبردی مکران که روزگاری ایده انتقال پایتخت به آن جنجالآفرین شده بود، این روزها با وجود ظرفیتهای بینظیر ژئوپلیتیکی، درگیر تغییر سیاستها و بلاتکلیفی مدیریتی است؛ منطقهای که بیش از اسناد کاغذی، تشنه اقدام عملی برای روشن شدن موتور اقتصاد کشور است.
انتقال پایتخت به مکران موضوعی بود که حدود بیست ماه پیش در سطح کلان دولت مطرح شد و توجهات را به سمت این نوار ساحلی جلب کرد. مکران را باید دروازه ایران به اقیانوس و نقطه اتصال شرق و جنوب آسیا با غرب و شمال اروپا دانست. وجود سواحل پهناور، خلیجها و خورهای طبیعی، این منطقه را به بستری ایدهآل برای شکلگیری شهرهای بزرگ بندری تبدیل کرده است؛ همان مزیتی که پیشتر، کشورهای حاشیه خلیج فارس برای توسعه کلانشهرهای خود از آن بهره بردهاند.
با این وجود، مکران همچنان در زمره مناطق کمتر توسعهیافته کشور قرار دارد؛ عقبماندگی تاریخی که بخشی از ریشههای آن به دوران استعمار و سیاستهای بریتانیا برای حفظ هندوستان بازمیگردد و در دهههای اخیر نیز، با وجود تلاشهای صورتگرفته برای محرومیتزدایی، قطار توسعه آن کُند پیش رفته است.
امیدها برای تحول این منطقه در سال ۱۴۰۲ با ابلاغ سیاستهای کلان توسعه دریامحور رنگ تازهای گرفت. دولت سیزدهم با تدوین طرحی اجرایی در کمتر از شش ماه و ارسال اساسنامه «سازمان توسعه مکران» به مجلس، گامی جدی برای ایجاد مدیریت یکپارچه برداشت. اما حادثه تلخ اردیبهشت ۱۴۰۳ و تغییر دولت، مسیر سیاستگذاریها و جهت بادبانها را تغییر داد.
دولت چهاردهم با نقد مصوبه پیشین، اساسنامه را از مجلس پس گرفت و به تدوین برنامه جدیدی روی آورد؛ سندی که پس از گذشت نیمی از عمر دولت، بالاخره در شهریورماه امسال به تصویب رسید، اما به گفته مسئولان بیشتر جنبه راهبردی داشته و قرار است پایه تدوین یک برنامه پنجساله دیگر باشد. در نتیجه، تکلیف مدیریت واحد و سازمان توسعه مکران همچنان نامشخص است.
این فقدان متولی واحد و رفتوآمد دولتها، سایه سنگینی بر پروژههای زیرساختی انداخته است. راهآهن چابهار–زاهدان به عنوان یکی از حیاتیترین شریانهای ترانزیتی کشور، با وجود قرار داشتن در مراحل پایانی، مدتی است که گرفتار وعدههای متعدد افتتاح شده و چشمانتظار سرعت بخشیدن به روند اجرایی است.
مکرانِ امروز، فراتر از نسخهپیچیهای جدید، اسناد راهبردی و هیاهوی رسانهای، نیازمند تصمیمگیری قاطع و اقدام روی زمین است. منطقهای که اگر زیرساختهای آن فراهم شود، میتواند بار دیگر همچون رستم از جنوبشرق ایران برخیزد و موتور توسعه و اقتصاد کشور را با قدرت به جلو بکشد.