دیپلماسی اقتصادی و ابزارهای غیرنظامی، عوامل اصلی حضور قدرتمند منطقهای چین
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، مقاله علمی پژوهشی «سیاست خارجی واقعگرایی چین در خلیجفارس؛ قرن ۲۱» به نگارش دکتر فرجالله احمدی، دانشیار گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با همکاری نرگس خاتون میرحسینی، دانشآموخته کارشناسی ارشد این گروه، به بررسی رویکرد واقعگرایانه چین در تعامل با کشورهای خلیج فارس و دستاوردهای آن پرداخته است.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد نیاز روزافزون چین به انرژی، توسعه بازارهای صادراتی و حفظ امنیت مسیرهای تجاری، از مهمترین عوامل حضور و گسترش تعامل این کشور با منطقه خلیج فارس بوده است. چین در این مسیر به جای اتکا به حضور نظامی گسترده، از مجموعهای از ابزارهای اقتصادی، تجاری، سرمایهگذاری و دیپلماتیک بهره گرفته است.
بر اساس نتایج مقاله، واردات نفت چین از کشورهای منطقه از حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۰ به بیش از ۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته است. امضای قراردادهای بلندمدت و سرمایهگذاری در بخشهای مختلف انرژی در کشورهایی همچون ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز به تقویت امنیت انرژی چین کمک کرده است.
پژوهشگران همچنین گسترش همکاریهای دوجانبه، سرمایهگذاریهای زیربنایی، مشارکت در پروژههای حملونقل و زیرساختی، حضور در سازوکارهای منطقهای و اجرای ابتکار «کمربند و جاده» را از مهمترین ابزارهای چین برای افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی خود در منطقه معرفی کردهاند.
این پژوهش تأکید میکند چین همزمان توانسته است روابط خود را با رقبای منطقهای مانند ایران و عربستان سعودی حفظ کند و با اولویت دادن به منافع اقتصادی و پرهیز از ورود مستقیم به مناقشات ایدئولوژیک، سیاستی متوازن در قبال کشورهای منطقه در پیش گیرد. از نگاه پژوهشگران، میانجیگری چین در توافق ایران و عربستان نمونهای از این رویکرد محسوب میشود.
در جمعبندی مقاله آمده است که سیاست خارجی چین در خلیج فارس را میتوان نمونهای از «واقعگرایی عملی و حسابشده» دانست که در قالب دیپلماسی اقتصادی چندجانبه دنبال شده است. این رویکرد به چین کمک کرده است تا ضمن تأمین انرژی و ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی، به یکی از شرکای تجاری مهم کشورهای منطقه تبدیل شود و نقش خود را در معادلات سیاسی خلیج فارس ارتقا دهد.
این مقاله در فصلنامه پژوهشهای علوم تاریخی دانشگاه تهران، سال هفدهم، شماره دوم، شماره پیاپی ۴۰، پاییز و زمستان ۱۴۰۴ منتشر شده است.
این مقاله در پیوند زیر قابل مشاهده است: