ايراني! تو بر روي قلب زمين ايستاده‌اي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۷۲۱۶

ايراني! تو بر روي قلب زمين ايستاده‌اي

امروزه ايران از نظر ژئودكترين به عنوان هارتلند جهان شناخته مي‌شود؛ اعتقاد بر اين بود كه هركس بر اين قلب زمين مسلط شود در واقع بر كل زمين مسلط گشته است.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»- فردين آجوداني؛ اين مقاله در پي آن است كه با انعكاس نظرات يكي از نظريه پردازان استرات‍ژيك ايران دكتر حسن عباسي، رئيس مركز بررسي هاي دكترنيال ايران در مورد موقعيت جمهوري اسلامي ايران، اهميت اين مرز و بوم را براي دانشجويان عزيز يادآور شود.
 
يكي از انواع بررسي هاي موقعيت كشورها بررسي «محيط محور» است كه ابتدا ابعاد محيطي و جغرافيايي تعيين مي گردد، سپس ساير مولفه ها در نسبت با آن سنجيده مي شود.
 
موقعيت كشور با سه مولفه بيان مي شود: زمين، دريا و هوا. در زمين مسائلي مانند ابعاد، كيفيت، مساحت و همچنين موقعيتي از جهان كه آن كشور در آن قرارداد بررسي مي شود. در دريا نيز دسترسي آن كشور به دريا مورد بررسي قرار مي گيرد به طور مثال در كشوري مانند تاجيكستان كه به دريا دسترسي ندارند، مولفه دوم قدرت خود به خود ازبين مي رود.
 
مولفه سوم هواست كه به موقعيت قرارگيري آن كشور در سطح كره زمين مربوط مي شود و در مرحله دوم شناخت موقعيت كشور از نظر «قدرت موضوعي است» كه در آن قدرت آن كشور از نظر سياسي، ‌اقتصادي، ‌نظامي،‌ فرهنگي و اجتماعي مورد توجه قرار مي گيرد در مرحله سوم‌ دو مرحله پيش انطباق داده و تلفيق مي شود و نتيجه نهايي را در مورد موقعيت يك كشور بدست مي دهد مثلا با تلفيق موقعيت جغرافيايي با سياست مولفه ژئوپليتيك حاصل مي شود و يا با تلفيق اقتصاد و جغرافياي يك كشور مولفه ژئواكونومي بوجود مي آيد.
 
حال ببينيم ايران اسلامي از حيث موقعيت جهاني چه وضعي دارد، بايد گفت ايران امروز داراي يك موقعيت استثنايي در طي چند سال اخير است كه هم براي يك كشور يك سرمايه عظيم است و هم يك تهديد و زمينه ساز طمع دشمنان.
 
امروزه ايران از نظر ژئودكترين به عنوان هارتلند جهان شناخته مي شود، دو قاره بزرگ آسيا و اروپا كه با هم اوراسيا ناميده مي شوند بزرگترين جزيره كره زمين اند و مركز اين جزيره يعني آسياي مركزي كه شامل كشورهايي چون قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان و غيره مي باشد به عنوان قلب زمين در گذشته اي نه چندان دور شناخته مي شد و اعتقاد بر اين بود كه هركس بر اين قلب زمين مسلط شود در واقع بر كل زمين مسلط گشته است.
 
گمان براين است كه هيتلر نيز براي تسخير اين موقعيت استثنايي قصد لشكركشي به شرق را داشت، اما مسائلي پديد آمد كه مشخص شد پس از فروپاشي شوروي سابق به دلايل مختلف اين هارتلند به ايران منتقل شده، و بنا به برآوردهاي انجام شده ايران مي تواند تا سال 2055 اين موقعيت را حفظ كند.
 
موضوع جالب تر مي شود اگر بدانيد كه ايران به عنوان هارت سي يا قلب درياي زمين نيز شناخته مي شود چون درياهايي مانند خليج فارس، تنگه هرمز، درياي مكران (عمان) و خزر همجوار با ايران اند و ايران نفوذ و تسلط زيادي بر آنها دارد.
 
همچنين ايران از نظر هوايي و فضايي بسيار پر اهميت بوده، و از آن رو استراتژيك مي باشد. شريان هاي انرژي فسيلي از اين قلب خارج شده، و به تمام دنيا انرژي مي دهند.
 
در منطقه اي استبدادي و استعمار زده ايران حكومتي مستقل دارد و در حالي كه آمريكا تلاش مي كند رژيم صهيونيستي را يگانه دموكراسي منطقه نشان دهد ايران صاحب تنها مردم سالاري ديني دنياست و دموكراسي واقعي در آن جريان دارد و اين مسئله امري غيرقابل كتمان است.
 
ايران صاحب نفوذي چشمگير در ميان هم مذهبيان و هم زبانان خود در منطقه شده، و اين اهميت ژئوكالچر (فرنگي) ايران را بالا مي برد. اين كشور جمعيت مناسب و نيروي جوان كافي دارد. 
 
حال بايد پرسيد اين موقعيت چه نتايجي را در سطح جهان براي كشورمان تضمين مي كند؟ بايد گفت در طي نيم قرن گذشته ايالات متحده خود را به مغز جهان تبديل كرده، سازمان هايي مانند آژانس امنيت ملي امريكا توانسته اند به ايجاد اينترنت در جهان مبادرت كنند و حافظه ي جهان را در 9 هكتار مساحتي كه ابر رايانه هايي كه در زير زمين اشغال كرده اند پديد آورند.
 
حال اگر كره زمين را پيكر واحدي در نظر بگيريم و ايالات متحده را مغز و ايران را قلب آن بدانيم شرايطي پيش مي آيد كه مي توان در بدن انسان ديد كه قلب انسان بدون مغز زنده مي ماند، مانند بيماران مرگ مغزي، و مغز انسان بدون قلب هرگز! و وقتي ايران را به عنوان قطب خداگرا و آمريكا را به عنوان قطب بشرگرا معرفي كنيم بر اهميت مسئله افزوده ايم.
 
اما اين موقعيت طلايي را مسائلي چون فرقه گرايي، تجزيه طلبي، جهاني سازي به معناي ذوب در نظام سياسي، اقتصادي اجتماعي غرب و اتيكاسيون (تهديد نهاد ولايت فقيه) و ... تهديد مي كند. در اينجاست كه لزوم داشتن بصيرت را بيشتر درك مي كنيم كه اگر بصير نباشيم اين موقعيت فوق العاده را به آساني از كف مي دهيم.
 
بايد نيك بدانيم كه به بركت انقلاب اسلامي، جهاني دو قطبي جديد شكل گرفته كه يك قطب آن اومانيسم (بشرگرايي) و قطب ديگرآن تئونيسم (خداگرايي) مي باشد و ايران نه تنها خود يكي از اين قطب هاست، بلكه اين نظام را نيز خود به وجود آورده است و اين يعني بازيگري در سطح جهان و بايد دانست كه نيروي محركه اين حركت، مهدويت و اعتقاد به منجي مي باشد كه ايران را قطب خداگرايي جهان كرده، و هر روز بر رهروان اين راه مقدس افزوده مي شود.
 
اما مسئله مهم و دشوار ديني سازي سبك زندگي و محقق شدن سبك زندگي مهدوي است كه بايد اين دو پارامتر مهم محقق شوند تا زمينه سازي براي ظهور به نتيجه برسد.
 
در اين بين نقش جوانان مملكت بخصوص دانشجويان و تحصيل كردگان بسيار برجسته است و اين دانشجويان جوان اند كه بسيار پرانرژي و پرانگيزه اند و مي توانند در تحقق اين امر سهيم باشند.
پربازدیدترین آخرین اخبار