کد خبر:۱۴۷۶۱۴
روزگاري جنگي بود/
عراقي كه براي شربت پول داده بود
دو تا بچه يك غولي را همراه خودشان آورده بودند؛ گفتم: چطور اسيرش كرديد؟ ميخنديدند. گفتند: از شب عمليات پنهان شده بود. تشنگي فشار آورده با لباس بسيجيهاي خودمان آمده ايستگاه صلواتي شربت گرفته بود، پول داده بود، اينطوري لو رفت.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ نزديك به يك دهه دفاع مقدس ما، چيزهاي زيادي داشت؛ چيزهايي از جنس همان حرفها و معاني و احساسها. و آنچه اينجا آمده دنيايي است، هرچند كوچك شده و كوتاه. جنس اين حرفها موجز است و فارغ از اطناب.
دو تا بچه يك غولي را همراه خودشان آورده بودند و هايهاي ميخنديدند. گفتم: «اينكيه؟»
گفتند: عراقي.
گفتم: چطور اسيرش كرديد. ميخنديدند. گفتند: از شب عمليات پنهان شده بود. تشنگي فشار آورده با لباس بسيجيهاي خودمان آمده ايستگاه صلواتي شربت گرفته بود، پول داده بود، اينطوري لو رفت.
هنوز ميخنديدند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰