كدام سينما؟ كدام روشنفكري؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۸۹۶۶
تاملاتي در نسبت ميان سينما و روشنفكري /

كدام سينما؟ كدام روشنفكري؟

بحث آزادي انديشه و خلاقيت هنرمند در عرصه آفرينش هنري و تنوع موضوعات، گسترش مقولات و توجه به طيف‌هاي مختلف مضامين هنري نكته‌اي است كه مي‌توان از آن به‌عنوان نقطه شروع بحث سينما و روشنفكري به طور كلي هنر روشنفكرانه نام برد...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ قوام روشنفكري به نگاه باز است، علت اينكه قرن 19 اروپا را عصر روشنفكري مي گويند و اصطلاح روشنفكر و انتلكتول و اين حرف‌ها از آنجا بيرون آمده اين است كه در آن قرن كه خودش داراي دوره هاي متعددي است، نگاه صاحبان فكر از چارچوب هاي محدود و گرفته، خارج شد و توانستند آفاق جديدي را باز كنند؛ نكته روشنفكري اين است؛ آفاق و گستره هاي جديد را در زمينه‌هايي كه مربوط به نگاه روشنفكر است، جستن و ارائه كردند.

البته اين گستره، آفاتي دارد ... نه اينكه مطلقا خوب است، اما جوهر روشنفكري اين است؛ نوآوري، تحول در نگاه‌ها و باز بودن افق ديد؛ بدون اين، پيشرفت فكري و به تبع آن، پيشرفت علمي و عملي در جامعه امكان پذير نخواهد بود.

انسان وقتي به ادبيات از اروپاي قرن نوزدهم نگاه مي‌كند، البته گستره كار وسيعتر از اينهاست، ‌ولي آن مقداري كه ترجمه شده و ما توانستيم از آن استفاده كنيم، مي‌بينيد، در زمينه هنر، ادبيات، نقاشي، ‌موسيقي و غيره سلايق جديد و نگاه‌هاي جديد وجود دارد.
 
حتي در تحقيقات وارد ميدان مي شود و هر كس با هر استعداد و توان و توشه‌اي كه دارد، متاع خودش را مي‌آورد و گستاخانه وارد ميدان مي كند. اگر از آن آسيب‌هايي كه عرض خواهم كرد، بركنار بماند، صد درصد مفيد خواهد بود؛ اگر آن آسيب‌ها را داشته‌ باشد آن وقت بخشي مفيد و بخشي زيانبار خواهد بود؛ همچنان كه در اروپا اين شكل دوم بود؛ چون كنترلي وجود نداشت و نگاه هدايتگري نبود؛ دين و هدايت‌ديني و معرفت ديني نبود.
 
لذا از جوهر روشنفكري كه ابزار خوبي است براي پيشرفت به درستي استفاده نشد و بعد سياست ها و دست هاي مغرض آن را در جهت هاي بدي به كار انداختند؛ بنابراين تعارض‌ها در محيط روشنفكري هم پيش مي‌آيد.

شما اگر به نوشته‌هايي كه به‌خصوص از نيمه اول قرن نوزدهم اروپا در اختيار ماست، نگاه كنيم؛ مثل نوشته‌هاي «امين زولا»، «بال‌زاك» و «ويكتور هوگو»، در زمينه هاي كه بنده توانستم مطالعه داشته باشم، ‌خواهيد ديد همه‌اش‌ نشانه حرف نو است؛ منتها همراه با تعارض و برخي ناپختگي ها در جهت حركت خودشان؛ ليكن برآيند همه اينها به سود جامعه است؛ يعني برآيند، پيشرفت است؛ لذا شما مي‌بينيد اروپايي ها توانستند در يك برهه از زمان دنيا را در اختيار بگيرند الان هم تقريبا دنيا به يك معنا در اختيار اروپايي‌ها و اروپايي‌هاي نسل بعد كه امريكايي ها باشند، يعني غربي‌ها قرار دارد.

اينها الان دنيا را در اختيار دارند و فرهنگشان بر دنيا مسلط است اين ناشي از همان نگاه روشنفكرانه و آزاد بود اين نكات مثبت روشنفكري رايج است. (حضرت آيت الله خامنه‌اي / 28 شهريور 1384).

مبحث بسيار مهم نسبتي ميان سينما و روشنفكري را با بيانات نغز و پر مغز رهبر فرزانه انقلاب در باب روشنفكري و هنر روشنفكري آغاز كرديم اين بيانات در عين ايجاز و فشردگي به طور حيرت انگيزي داراي تحليل و برخاسته از نگاهي نقادانه است به نحوي كه نگارنده بر‌آن است كه بيانات آيت الله خامنه‌اي خود سراسر يك مانيفست اصيل روشنفكرانه در طرح جدي‌ترين، عميق‌ترين و دقيق‌ترين مباحث در حيطه روشنفكري و هنر است.
 
ايشان در اين بيانات كه بخش كوتاهي از آن را به اشاره ياد‌ كرديم ضمن طرح موضوعات مهمي منتزع از تاريخ هنر روشنفكري به نكات خطير،‌ حرفه‌اي و پژوهش‌مدارانه اي در باب مفهوم روشنفكري خواسته در ساحت هنر مي‌پردازند و به ويژه مقوله آزادي انديشه و نسبت آن با مضمون روشنفكري را به دقت مورد بازشناسي و بيان موشكافانه قرار مي‌دهند.

ما معتقديم مي‌توان بناي اوليه سلسله نوشتارهاي مربوط به سينما و روشنفكري را بر همين بيانات رهبر فرزانه انقلاب قرار داد و اساسا مي‌توان با تبيين اين فرمايشات به شكلي منتظم، ‌موجز و در عين حال سودمند و خلاصه، به طرح موضوع پرداخت و به يك نگاه تحليلي نائل آمد.

به ويژه آنكه توجه و تمركز ايشان در جدي‌ترين و مهم‌ترين مضمون مستتر و منتشر در مفهوم روشنفكري است كه همان آزادي انسان‌ هنرمند باشد يعني جدي‌ترين، چالش‌برانگيزترين و شايد بتوان گفت مهم‌ترين عنصر در ماهيت هنر.

اين موضوع يعني بحث آزادي انديشه و خلاقيت هنرمند در عرصه آفرينش هنري و علاوه بر‌ آن بحث تنوع موضوعات گسترش مقولات و توجه به طيف‌هاي مختلف مضامين هنري نكته‌اي است كه مي‌توان از آن به‌عنوان نقطه شروع بحث سينما و روشنفكري به طور كلي هنر روشنفكرانه نام برد و ضمنا آن را به مثابه يكي از آسيب‌شناسي‌هاي اين وادي نيز پي‌گرفت.

ما از كدام سينما صحبت مي‌كنيم؟ و از كدام روشنفكري؟ نقطه تلاقي سينما و روشنفكري به لحاظ فلسفي به لحاظ ماهيت و از جهت تجربه تاريخي چيست؟ و در ادامه نيز طرح اين موضوع كه هنر روشنفكري – به طور عام و سينماي روشنفكري – به طور خاص در مواجه و رويارويي با اين مفاهيم چه اثري طي ادوار مختلف تاريخي برجاي گذاشته اند و اساسا ما با چه كارنامه‌اي از اين تلاقي و تداعي معنايي روبه‌رو هستيم.

سينماي روشنفكري و بررسي نقادانه و تحليل ويژگي ‌ها، مولفه‌ها،‌ عناصر، تاريخ و محاسن و معايبش جز دغدغه‌هاي سلسله‌ نوشتارهاي آتي ماست به عنوان تاملاتي در نسبت ماهيت سينما و روشنفكري در بخش بعدي اين نوشتار به تحليل عناصر موجود در بيانات حضرت آيت الله خامنه‌اي مي پردازيم كه در ابتداي اين متن آمد و ادامه نكات نغز و دقتمند ايشان را در اين موضوع كه در همان سخنراني ايراد شده است مرور خواهيم كرد. 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار