کد خبر:۱۴۹۵۲۷
نگاهي به فيلمهاي هاليوودي عصر جديد/
«نامحدود»؛ حس جذاب و مبهم نابغه بودن!
موضوع ذهن انسان و گنجايش ظرفيت مغز آدمي و توانمنديهاي فوق العاده آن در واقع مضمون اصلي فيلم «نامحدود» است كه با داستانكهاي فرعي ديگري مثل بازارهاي تجاري، رابطه عاشقانه و خشونت موجود در اجتماع بشري، پيوندهاي دقيقي برقرار كرده است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فيلم «نامحدود» به كارگرداني نيل برگر، محصول 2011 آمريكا است كه شايد مهمترين نكته اي كه در وجه نقاط مثبت و ارزشمند اين فيلم لازم به يادآوري باشد، ريتم خوب آن است؛ ريتم خوبي كه با نماها و حركت هاي دوربين به يك توفيق نسبتا قابل قبول نايل آمده است.
اين ريتم خوب، البته در فضايي ملهم از موقعيتي تخيلي و حتي گاه فانتري ساخته و پرداخته مي شود.
اساسا بايد گفت فيلم «نامحدود» كه كارگردانش را با فيلم خوب و مهم «شعبده باز» مي شناسيم، يك اثر فانتزي است و شايد اين فانتزي بودن بيش از آن كه نتيجه انتزاع از يك ايده اوليه باشد، بيشتر منبعث از نوع بستر روايي باشد كه براي فيلم انتخاب شده است كه اين بستر روايي در تلاقي با داستان و مضمون فيلم به مهمترين نقطه ابزاري نويسنده و كارگردان منتهي مي شود.
جريان نبوغ آساي يك قوس بي نظير، ذهن خسته و درمانده يك نويسنده شكست خورده را به حركتي برق آسا و خيره كننده منجر مي كند و اين جهش نبوغ آميز فضايي بديع و استثنايي را براي او رقم مي زند به نحوي كه نويسنده افسرده و شكست خورده كه حتي از نوشتن يك كلمه از رمان جديدش عاجز بود در عرض چند روز رمان هاي بلند مي نويسد، به زبان هاي مختلفي تسلط پيدا مي كند، بر علوم گوناگوني سيطره مي يابد، در بازارهاي تجاري به موفقيتي خيره كننده و منحصربفرد مي رسد و بالاخره اينكه تبديل مي شود به يك نابغه تمام عيار و اين همه را مديون همان قوس هاي عجيب و غريب است كه او را به چنين موقعيتي رسانده است.
گرچه در ادامه در مي يابيم كه اين قوس ها يا بايد دائما استفاده شوند يا فرد استفاده كننده را دچار عوارض جسمي و ذهني كنند.
با اين حال در كشاكش اين موقعيت و پردازش اين ايده و جريان يافتن روايتي سينمايي مبتني بر مضمون ذهن نبوغ آساي انسان، با فيلمي روبرو مي شويم كه اين توفيق را مي يابد كه مخاطبش را تا پايان با خود همراه سازد؛ گر چه همه ما مطمئن هستيم كه با ديدن فيلم «نامحدود» ابدا با يك شاهكار روبرو نيستيم، بلكه فقط اطمينان بدست مي آوريم كه يك فيلم نسبتا خوب با ريتمي قابل قبول و جلوه هاي بصري نسبتا جذاب ديده ايم.
موضوع ذهن انسان و گنجايش ظرفيت مغز آدمي و توانمندي هاي فوق العاده آن در واقع مضمون اصلي فيلم «نامحدود» است كه البته با داستانك هاي فرعي ديگري همچون بحث بازارهاي تجاري، رابطه عاشقانه و خشونت موجود در اجتماع بشري، پيوندهاي دقيقي برقرار كرده است.
فيلم، تماشاگر را به اين توفيق مي رساند كه علاوه بر اشتراك در تجربه رويارويي با دنيايي جديد و خاص، نسبت به مضمون اصليش هم تا حدي توجه و متمركز كند و به اين نكته تنبه يابد كه ما انسان ها معمولا در بهترين و استانداردترين حالت، صرفا از 10 درصد توانايي هاي مغزمان استفاده مي كنيم و اين در حالي است كه اين ميزان درصد در نوابغ صرفا به عدد 15 مي رسد و اين نكته حيرت آور و تكان دهنده مي تواند حتي موجبات تغيير و تحول فكري و تجديدنظر بنياني و اصولي را در زندگي مخاطب پيگير نسبت به تغيير نحوه استفاده از ظرفيت هاي مغزش موجب شود.
اما اينكه چنين مسئله اي و چنان تغيير و تحولي و حتي تلنگر و تنبهي با فيلمي همچون «نامحدود» و با مختصات و در مقياس هاي آن به وجود بيايد تا حدي محل ترديد است؛ هر چند به صورت مطلق قابل انكار و اجتناب نيست.
فيلم «نامحدود» اثر اخير نيل برگر به نويسندگي لزلي ديكسون و بر اثر رماني نوشته آلن گلين، با بازي بردلي كوپر، رابرت دنير و ابي كورنيش توليد شده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰