کد خبر:۱۵۲۰۶۸
تحليلي شيرين بر«يه حبه قند» اثر سيد رضا ميركريمي/
حكايت «يه حبه» تكاپوي گرم و دوست داشتني!
در فيلم «يه حبه قند» رضا ميركريمي در ادامه روند فيلمهاي قبلياش به يك تكاپوي فكري و همدلانه دست زده است؛ تكاپويي كه از متن و بطن اصالتهاي بومي و سنتهاي ميهني و ديني بيرون ميآيد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش هاي قبلي اين نوشتار بيشتر به محمل هاي ساختاري و فرم فيلم سينمايي «يه حبه قند» پرداختيم و در خلل آن اشاراتي به مضامين و برجستگي هاي محتوايي فيلم، و يادآور شديم كه در مورد فيلم اخير رضا ميركريمي با يك اثر سينمايي منسجم و تلاشمند رو به روايم كه بيشتر معطوف به ايجاد و خلق فضاسازي هاي عميق، بكر و خلاقانه سينمايي است.
در فيلم «يه حبه قند» رضا ميركريمي در ادامه روند فيلم هاي قبلي اش به يك تكاپوي فكري و هم دلانه دست زده است تكاپويي كه از متن و بطن اصالت هاي بومي و سنت هاي ميهني و ديني بيرون مي آيد.
محوريت و مبناي اين تكاپوي سينماورزانه كانون خانواده است. خانواده مركز صقل و منظومه محل انتشار مضامين و معاني اصيل «يه حبه قند» است.
اساس و مبناي فيلم به شكلي بر محور خانواده آن هم با ساختار و عقبه سنتي و بومي آن شكل مي گيرد كه كليت فيلم و روند روايتي آن پيوندي دقيق، يكپارچه و با انسجام و استحكامي قابل توجه با عناصر و مولفه هاي آشناي خانواده هاي سنتي و بومي مي يابد.
مولفه هاي آشناي خانه و خانواده كه به لحاظ جغرافياي زندگي و چه از جهت رفتارشناسي اعضاي خانواده در پرداخت سينماورزانه فيلم ميركريمي نقش موثري ايفا مي كند و داراي جايگاه اصلي است.
اصلا همه چيز در فيلم «يه حبه قند» به مناسبت و در پيوند با مولفه هاي خانوادگي و فاميلي شكل مي گيرد. اتفاق ها در همين محور است، گره افكني ها در همين راستاست، نقاط عطف در همين اتمسفر است و بالاخره پايان بندي تكان دهنده و حسرت بار فيلم هم بر همين مبنا ظهور مي يابد.
نقطه اتكاي فيلم نامه و مركز روايت، باز هم يك عنصر خانوادگي است كه عبارت است از شور و هياهوي اعضاي فاميل براي برگزاري مجلس ميهماني عقد و همين موقعيت فضايي را فراهم مي آورد تا تمام عناصر ساختاري و معاني و مفاهيم محتوايي فيلم فرصت درخوري براي جلوه يابي پيدا كند.
البته فيلم «يه حبه قند» به آن معناي معمول و معروف، فيلم خانوادگي نيست و نه صرفا هيچ ملودرام ساده انگارانه و حتي نوستالوژيك بلكه نقطه عطف مفهومي و مركز صقل انديشيدگي آن يك مبناي نقادانه و تحليلي كه از دل گستره بحث گذر از سنت به مدرنيزه و رفتار شناسي انساني اين موقعيت، حاصل مي شود.
و اين دقيقا وجه تمايز اصيل مفهومي فيلم «يه حبه قند» با ساير ملودرام هاي به ظاهر خانوادگي مشابه با اين فيلم است كه البته اين وجه تمايز تمام ارزش ها و ويژگي هاي ممتاز خود را مرهون پرداخت حرفه اي، جاندار و كاملا سينماورزانه كارگردان و نويسنده فيلم است كه توانستند اثري در خور موضوع و مفهوم محتواييش از جهت استانداردهاي بصري بيافرينند.
يكي از نكات اصلي در بحث مفاهيم محتوايي فيلم سينمايي «يه حبه قند» توجه پرظرافت، رندانه و به شدت عميق سيد رضا ميركريمي به عناصر تشكيل دهنده هويت جمعي و فردي خانواده و اعضايش كه بي ترديد اين تفوق و تسلط كارگردان بر چنين مفاهيمي برگرفته از عناصري متعدد و متنوع و از جمله شناخت و هم زيستي هنرورزانه ميركريمي با گونههاي مختلف خانوادههاي بومي و سنتي است.
اين نكته را مي توان از دل ميزانسنها، شخصيت پردازيها، خلق موقعيتها، حركتهاي دوربين و بالاخره همگي عناصر ساختاري و عقبه مفهومي سينمايي ميركريمي به ويژه در فيلم ارزشمند و تحسين برانگيز «يه حبه قند» فهميد.
بدون ترديد مي توان گفت كه فيلم اخير سيدرضا ميركريمي يكي از نمونههاي خطير، پرظرفيت، كم نظير و به شدت پيچيده و با پرداختي لطيف، گيرا و زيبايي شناسانه از مفهوم خانه و خانواده است.
به نحوي كه در فيلم «يه حبه قند»، ما شاهد خلق يك هويت جمعي به نام فضاي خانوادگي است كه در عين نزديك شدن به ويژگيهاي فردي و حس مولفههاي شخصيتي، منظومه اي منتظم از يك هويت جمعي را نيز شكل مي دهد و قوام مي بخشد و «يه حبه قند» از اين جهات از ارزشمندترين ساختههاي تاريخ سينمايي پيش و پس از انقلاب است.
بحث پيرامون ويژگي هاي محتوايي «يه حبه قند» در اجزا، عناصر و مولفه هاي متنوع اش در بخش هاي بعدي اين نوشتار ادامه خواهد يافت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰