این آش همان کاسه است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۵۳۲۹
نقد وضعيت كنوني تئاتر؛

این آش همان کاسه است

نگاه مدیران فرهنگی ما که عمدتا هیچ سررشته‌ای در هنر و خصوصا تئاتر ندارند در طول سالیان مشکلاتی بوجود آورده که با تشکیل سازمان که هیچ، حتی با تشکیل وزارت تئاتر هم این مسائل حل نمی‌شود.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ حضرات مدیریتی ما که اصولا راه کاری برای مسائل و معضلات هنری نداشته اند. دوباره دست به دامن طرح های تغییرات ساختاری احوال تئاتر شده اند...
 
آیا واقعا تغییر یک اداره کل، به سازمان می تواند حال تئاتر ما را خوب کند و هنرمندان و مخاطبان این هنر را راضی کند؟

چند هفته ای بود که در میان برخی از تئاتری ها بحث تشکیل «سازمان تئاتر» مطرح شده بود. حالا که کمی حرف ها فروکش کرده، فکر می کنم خوب است که قدری به این موضوع نگاه کنیم و ببینیم که اصلا سازمان تئاتر، چه فایده ای خواهد  داشت؟

بحث سازمان تئاتر، ابتدا از برنامۀ خوب «مجلۀ تئاتر» به تهیه کنندگی نیما دهقان آغاز شد.

در آن برنامه، دکتر علی منتظری، یعنی خوشنام ترین مدیر تئاتری، در کل تاریخ جمهوری اسلامی، که در دهۀ شصت در طول پنج سال، سکانداری تئاتر را در دست داشت؛ تشکیل سازمان تئاتر را به عنوان راه حلی برای بهتر شدن اوضاع نا بسامان تئاتر کشور پیشنهاد کرد.
 
بعد از آن برنامه در چند برنامۀ دیگر گفتگوهایی با اهالی تئاتر در این زمینه مطرح شد و ایرج راد، رئیس خانه تئاتر نیز از عزم خود و دیگر اعضای خانه تئاتر برای پیگیری سازمان تئاتر خبر داد.
 
به نظر می رسد کل مسئله سازمان تئاتر و همۀ این بحث ها فعلا در حد یک آرزوست مثل اینکه داشتن خانه ای را آرزو کنیم و بعد بنشینیم، بحث کنیم که رنگ دیوار هایش چه باشد، نورگیرش چگونه باشد و... .
در وضعیتی که بین اهالی تئاتر و مدیریت آن تعامل سازنده ای وجود ندارد و هر دو طرف از سر ناچاری یکدیگر را تحمل می کنند ـ و گه گاه هم نمی کنند ـ نمی توان امیدوارانه به پیشنهاد های اینچنینی از سوی هنرمندان نگاه کرد. این که عملی می شوند یا در حد آرزو باقی می مانند. به خصوص که چنین اموری ناچار باید از کانال دولتی عبور کنند و سر و شکل پیدا کنند.

از این که بگذریم، عزیزانی که سودایِ سازمان تئاتر را دارند نیم نگاهی هم به دست اهالی سینما کرده اند و می گویند :حالا که آن ها می خواهند دارای سازمان شوند چرا ما نشویم؟ غافل از اینکه اغلب سینما گران هم خودشان، به این موضوع به دیدۀ تردید نگاه می کنند. زیرا به نظر می رسد تشکیل سازمان سینمایی به نوعی تلاشی برای قدرتمند کردن معاونت هنری است برای اینکه بهتر بتواند در مقابل خانۀ سینما قد علم کند. یعنی تقابل قدرت بخش دولتی در مقابل بخش صنفی سینما.
 
جدای از این، هنوز جوانب سازمان تئاتر  و چیستی و چه کارگی آن برای هنرمندان تئاتر کاملا مشخص نیست. و از طرفی چنین چیزی با اصل کوچک شدن دولت و خصوصی سازی هم در تعارض است. و بر فرض که این آرزو محقق شود چه فرقی به حال نزار تئاتر می کند؟ آیا ارتقای یک اداره کل، به سازمان می تواند حال تئاتر ما را خوب کند و هنرمندان و مخاطبان این هنر را راضی کند؟ به نظرم می رسد که مشکل در جای دیگری است.
 
نگاه مدیران فرهنگی ما که عمدتا هیچ سررشته ای در هنر و خصوصا تئاتر ندارند در طول سالیان مشکلاتی بوجود آورده که با تشکیل سازمان که هیچ، حتی با تشکیل وزارت تئاتر هم این مسائل حل نمی شود.
 
مسئله در نگاه موجود به فرهنگ و هنر است . هنرمندان تئاتر باید راهکاری برای تغییر یا تلطیف این نگاه بیندیشند.
 
 
 
والا این آشِ همان کاسه است.
 
يادداشت از علي زند//
پربازدیدترین آخرین اخبار