کد خبر:۱۵۶۲۰۳
13روز تا محرم
اين عاقبت كار عشق است...
قافله عشق به سرمنزل جاودان خویش نزدیك میشود و این عاقبت كار عشق است؛ موكب امام به هر سوی كه میرفت، به سوی دیگرش سوق میدادند...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛
مردی گفت: حج بگذاردم و از همسفران خویش جدا گشتم.
تنها روانه شدم و بیراهه می رفتم. در بین راه نظرم به خیمه و خرگاهی افتاد. بدان جانب شتافتم تا به نزدیک ترین خیمه رسیدم.
پرسیدم «این خیمه ها از کیست؟»
گفتند «از آنِ حسین.»
گفتم «پسر علی و فاطمه؟»
گفتند «آری.»
گفتم «او خود در کدام خیمه است؟»
گفتند در فلان خیمه.
نزد او رفتم. دیدم بر در خیمه تکیه داده است و نامه پیش روی توست: می خواند. سلام کردم و جواب داد.
گفتم «یابن رسول الله، پدر و مادرم فدای تو، چرا در این بیابانِ قَفر فرود آمدی –که نه در آن گیاهی ست برای چرای چهارپایان و نه سنگری جان پناه؟»
گفت «اینها مرا بترسانیدند {از هتک حریم کعبه} و این نامه های اهل کوفه است و همان ها مرا بکشند. وقتی چنین کردند و هیچ حرمتی را فروگذار نکردند مگر همه را بشکستند، خداوند بر آنها کسی را گمارد که آنها را بکشد و ذلیل گرداند.»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰