101 راه براي بي‌توجهي به قصه در سينما
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۳۶۳۷
نقدي بر فيلم «در امتداد شهر» ساخته علي عطشاني؛

101 راه براي بي‌توجهي به قصه در سينما

فيلم «در امتداد شهر» از جهت ارزش‌هاي بصري و ظرافت‌هاي فيلم‌نامه‌اي تهي است و اين نكته را مي‌توان به بازي بازيگران اين فيلم مرتبط كرد كه در تمامي صحنه‌ها فقط راه مي‌روند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ شايد بتوان گفت نقطه اصلي و پاشنه آشيل جدي فيلم «در امتداد شهر» اين باشد كه در اين اثر به ظاهر سينمايي وجوه اصلي و مولفه‌هاي مهم و اوليه يك فيلم لحاظ نشده است و در واقع به جاي پرداخت جدي و استاندارد به امثال‌هاي اصيل و اصلي سينمايي به موارد و مولفه‌هايي خارج از محدوده استاندارد بصري توجه شده و آنها محورهاي اصلي و جدي اثر را تشكيل داده‌اند.
 
همين امر باعث شده است كه فيلم «در امتداد شهر» بيش از آنكه يك تلاش سينماورزانه قابل دفاع باشد يك فيلم حاشيه‌اي است كه تمام هم و غم خود را به جاي توجه دادن به متن، مصرف حواشي كرده است آن هم حاشيه‌هايي كه از دل ستاره پروري آن هم به شيوه كاذب معمول و مانوس در سينماي ايران بيرون مي‌آيد.

در واقع مي‌توان گفت اين اثر از كاركردهاي جدي و استاندارد در اين حوزه خارج و معطوف و منتهي به يكسري جذابيت‌هاي صوري شده است كه چندان با هنر و اصول سينمايي ممزوج نيست و هم‌پوشاني لازم را ندارد.

آنچه در واقع شالوده‌اي كلي و پرداخت نهايي اثر آقاي عطشاني را تشكيل مي‌دهد روايت جاذبه‌هاي ستاره محوري است كه در بستر يك شبه قصه صرفا ابزاري منجر به مجموعه سكانس‌ها و پلان‌هايي شده است كه تمام تلاشش را بر اين محور قرار داده كه بتواند مخاطب عام را محصور رفتارها و يا به عبارت بهتر ادا و اطوارهاي بازيگران خود نمايد.

درست است كه ما با يك بستر شبه داستاني و يك موقعيت پليسي از فضايي ماجراجويانه و اكشن رو به روييم اما محل اشكال اصلي اين است كه تمام اينها به جاي اينكه در خدمت سينماورزي و تصويرگري ناب و اصيل و اصولي و استاندارد قرار بگيرد، در خدمت شمايل چند بازيگر قرار مي گيرد و همين امر هم باعث مي شود كه نتيجه كار بيش از آنكه در راستاي هنر سينما به مفهوم دقيق و درست كلمه واقع شود در خدمت يك شمايل‌سازي و صورت‌گري كاذب عوام‌گرايانه و سطحي در مي‌آيد.

فيلم دچار فقدان فيلم‌نامه به معناي جامع و مانع كلمه است و در اين مسير نمي‌تواند از ويژگي‌ها و مختصات و رهيافت ها و ابزارهاي اين حيطه بهره درستي ببرد و به همين دليل به ورطه سطحي نگري و تا حدودي هم ابتذال و سخاوت مي افتد.

در واقع در فيلم «در امتداد شهر» ما با نسخه‌اي از مجموعه تصاويري به هم وصله و پينه شده روبه روييم كه نه چفت و بست داستاني قابل اطميناني دارد و نه مي‌تواند فضاسازي و يا شخصيت‌پردازي نمايد و نه اساسا شاهد ميزانسن تعريف شده‌‌اي در اين اثر هستيم.
 
در واقع همه چيز در خدمت همان شمايل‌سازي عوام‌زده است حتي چينش ماجراجويي آن داستان گروگان‌گيري و يا ورود و خروج آدم‌هاي فيلم كه همگي به جاي آنكه در خدمت سينماورزي به معناي درست آن باشد در گرو همان چيزهايي است كه شاكله و شالوده اثر را تشكيل مي دهد و اين در واقع همان چيزي است كه باعث مي شود ميان فيلم و مخاطب جدي و علاقه‌مند به سينما فاصله‌اي فاحش بيفتد.
 
فيلم از جهت ارزش‌هاي بصري و مولفه‌هاي كارگرداني و ظرافت‌هاي فيلم‌نامه‌اي و اساسا ميزانسن سينمايي، تهي است و اين نكته را مي توان به بازي بازيگران اين فيلم مرتبط كرد كه در تمامي صحنه هاي فيلم فقط راه مي روند.
 
ضمن اينكه با اين همه، نكات ديگري هم در اين عرصه به ظاهر سينمايي گنجانده شده كه بيشتر براي مرعوبيت و فريب مخاطب است تا چيز ديگري همچون عنوان فيلم كه تداعي كننده عنوان يكي از فيلم‌فارسي‌هاي دوران گذشته سينماي ايران در رژيم پهلوي است فيلمي به نام «در امتداد شب» كه در ابتذال و سخاوت نسخه‌اي منحصر به فرد و كم‌نظير بود توجه كنيد در امتداد شهر، در امتداد شب!

نهايتا اينكه اين فيلم اگر بنا باشد آيينه‌اي براي محك و سنجش عيار كاربلدي و كارگرداني جناب عطشاني به حساب آيد بايد گفت نتيجه خوبي نيست! 
پربازدیدترین آخرین اخبار