رنج‌هاي سيد احمد از نوشتن رنج‌نامه
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۳۸۱۹
بازخواني رنج‌نامه سيد احمد خميني به آيت‌الله منتظري - 1

رنج‌هاي سيد احمد از نوشتن رنج‌نامه

ملاك نوشته من رضايت حق است و روشن شدن حقيقت و قدر مسلم اين است كه پس از اين نوشته حرف و حديث‌ها و تهمت‌ها از طرف همان طيفي كه در اين نامه از آن سخن رفته است، آسوده‌ام نگذارند، ولي چه باك هر چه درباره من بگويند پذيرايم، ولي ...
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، سيد احمد خميني، فرزند امام خميني (ره)، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نه تنها جگر گوشه امام بلكه محرم اسرار و در جريان خيلي از مسائل ريز امام نيز به حساب مي آمدمند.
 
سيد احمد از ابتداي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت جمهوري اسلامي ايران هيچگونه سمت حكومتي نداشت.
 
وي پس از قضيه آيت الله منتظري به وي نامه اي مي نوسد كه در اين يادداشت به تحليل بخش هايي از اين نامه پرداخته مي شود.

مقدمه نامه مفصل سيد احمد با آقاي منتظري به شرح زير است:

«بسمه تعالي

حضرت آيت الله:

نوشته اي كه در پيش روي داريد اشاره اي است به علل و عوامل و ريشه هاي مسائلي كه عدم توجه به آنها و نصايح مكرر حضرت امام موجب واقعه تلخ قائم مقام رهبري گرديد.
 
گرچه نگارش اين نامه براي كسي كه عمري به جنابعالي عشق ورزيده است بسيار سخت و باورنكردني است ولي فقط براي اداي دين خود به امام ـ كه مظلوم است ـ و همچنين براي خدمت به مردم كه مشتاقانه طالب حقيقتند، به چنين نوشته اي دست زده ام.

از آنجا كه در ارسال اين نوشته شتاب داشتم از فصل بندي و تنظيم و تبويب مطالب چشم پوشيدم. به همين جهت مطالب اين نامه دسته بندي نشده است و در خيلي موارد تكراري است (كه البته تكرار آنها را لازم مي دانستم) دراين نوشته مواد خام اين قضيه تلخ است و تحليل در آن كمتر به چشم مي خورد. اميدوارم نويسندگان و تحليلگران در جاي خود به آن بپردازند.
 
ملاك نوشته من رضايت حق است و روشن شدن حقيقت و قدر مسلم اين است كه پس از اين نوشته حرف و حديثها و تهمت ها از طرف همان طيفي كه در اين نامه از آن سخن رفته است آسوده ام نگذارند ولي چه باك، هر چه در باره من بگويند پذيرايم ولي ناسزا مطالب اين نامه را تغيير نخواهد داد.

از آنجا كه در متن وقايع انقلاب خصوصاً در جزء جزء ماجراي حضرتعالي و برخورد گرم و صميمانه حضرت امام با شما و تلاش معظم له براي نجاتتان از چنگال توطئه گران و نفوذيها بودم فكر كردم اگر حقايق را بازگو نكنم به اسلام و انقلاب و امام و مردم خيانت كرده ام.

چه بسا نسل معاصر و آيندگان براساس ناآگاهي تصور كنند كه جنابعالي را يك شبه و بدون مقدمه كنار گذاشته اند، در حالي كه به هيچ وجه اين گونه نبوده است.
 
ذكر اين نكته در بيان تلخي حادثه كافي است كه حضرت امام روحي فداه پس از كنار گذاشتن شما ظرف چند ساعت چندين بار گريستند و بارها فرمودند كه لحظه اي از آقاي منتظري غافل نيستم، ولي چه كنم كه مصلحت نظام ايجاب مي كرد كه ايشان كنار بروند.
 
نامه من به شما تا اندازه اي حقيقت را روشن مي كند و گمان مي كنم كسي به مطالعه گوشه هايي از دهها نامه و سند به نتيجه اي غير از آنچه من رسيده ام برسد.

سؤالي كه ممكن است مطرح گردد اين است كه چرا نظام از اول چنين برخوردي ننمود و با علم به يك سلسله ضعفها و اشكالات مؤيد شخصيت و موقعيت شما گرديد؟ بايد در جواب گفت كه امام بخاطر علاقه شديدي كه به جنابعالي داشتند همواره در صدد اصلاح و ارشاد و حفظ و نگهداري و رهايي شما از چنگال ضدانقلاب بوده اند كه شايد از مسير ابهام آميز خود برگرديد و ثانيا "اخيراً" حضرت امام به مسائلي برخورد كردند كه ديگر درنگ را جايز ندانستند.

در خاتمه من تأكيد مي كنم كه هرگز منظورم از اين نامه اين نيست كه خداي ناكرده بگويم جنابعالي تفكر و خط منافقين و ليبرالها را پذيرفته ايد بلكه غرضم اين است كه ثابت شود جريان توطئه گر طيف مهدي هاشمي با القائات خود، شما را وادار به مواضعي كرده اند كه بعضي از گفته هاي شما چيزي جز خواست دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام نبود.

تذكر اين نكته بجاست كه نامه هاي شما به حضرت امام حاوي مسائل بسيار مفيدي هم هست كه از روي درد و رنج و دفاع از انقلاب و اسلام نگاشته شده است اين بُعد قضيه هرگز ناديده گرفته نشده و نمي شود، ولي اين نوشته بر آن نيست كه خدمات حضرتتان را ترسيم كند كه خدمات شما خود كتاب مفصلي خواهد شد و هيچ كس زحمات و فداكاريهاي تان را فراموش نمي كند و رهبر انقلاب و همه دوستداران انقلاب از اين موضوع در شگفتند كه چرا شما يك مرتبه از آن مواضع به اين موضع گيريها رسيديد.

اين نوشته بر آن است تا نشان دهد براي عدم تحقق آنچه كه شد چه زحماتي كشيده شده است و ريشه آنچه نمي بايست مي شد چيست.

ارادتمند قديمي: احمد خميني»
 
ادامه دارد ...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار