وضعيت پرونده هستهاي ايران نتيجه اعمال فشار جمهوريخواهان در رقابت انتخاباتي است
مطهرنيا در گفتوگو با خبرنگار حوزه مجلس «خبرگزاري دانشجو»، با اشاره به اينكه درخواست مذاكره اتحاديه اروپا با مديريت اعمال فشار ايالات متحده آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران در حال شكلگيري است، گفت: به نظر ميرسد مذاكره در خصوص برنامه هستهاي ايران، تلاش غرب و آمريكا براي ايجاد برداشت منفي در راستاي برنامه هستهاي كشورمان در افكار عمومي جهان باشد.
وي ادامه داد: ايالات متحده با عملياتي كردن تحريمهاي گذشته و شدت بخشيدن به آن در قالب تحريمهاي فلجكننده و اثربخش، زمينه ايجاد نوعي تحركات رفتاري را در ايران فراهم آورده تا در نظام بينالملل، عقبنشيني ايران از مواضع اصولي خود تلقي شود.
اين كارشناس مسائل بينالملل با بيان اينكه موضوع مذاكرات هستهاي مورد توجه رسانههاي غرب و نخبگان اجرايي قرار گرفته است، اضافه كرد: بحث برگزاري مذاكرات هستهاي در حالي بيان شده كه اتحاديه اروپا تاكيد دارد بايد اين مذاكرات بدون پيششرط ايران صورت گيرد.
مطهرنيا افزود: عقبنشيني ناشي از تحريمها و تهديدها عليه ايران، سناريو و استراتژي جديد غرب و آمريكا به شمار ميآيد؛ به همين دليل در چارچوب تئوريهاي جنگهاي نامتعادل بر آن هستند تا با ايجاد فضاي بزرگنمايي تهديد ايران در خاورميانه و به تبع آن نظام بين الملل، اجماع منطقه اي و جهاني عليه ايران را مديريت كنند.
وي افزود: در اين شرايط هر گونه عدم پافشاري ايران به شرايط قبلي هستهاي، نوعي عقبنشيني از برنامههاي هستهاي كشورمان به دليل اثربخشي تحريمها از سوي غرب و آمريكا تلقي خواهد شد؛ به همين دليل آمريكاييها در يك حركت معنادار به دنبال سنجش رفتار ايران در برخورد با اين مسئله در مقطع حساس كنوني هستند.
اين كارشناس مسائل بينالملل اضافه كرد: اگر ايران بپذيرد كه بدون پيششرطهاي قبلي مذاكرات را بپذيرد، اين نوعي شكست براي ما محسوب خواهد شد؛ به همين دليل ايران بايد به بازتعريف در استراتژي عملياتي خود در پرونده هستهاي بپردازد.
مطهرنيا با بيان اينكه ما اعلام كردهايم كه به باشگاه هستهاي پيوستهايم و پرونده هستهاي ما محلي از اعراب ندارد، خاطرنشان كرد: در ادبيات سياسي آمريكا و گروه 1+5 اين مسئله حاكم است كه به هر نوعي ايران را به تعليق غنيسازي اورانيوم وادار كنند، لذا اگر ايران پاي ميز مذاكره بنشيند، طرف مقابل اين پيام را به افكار عمومي جهان مخابره خواهد كرد كه در واقع ايران از موضع قبلي خود به خاطر اثربخشي تحريمها و تهديدها، عدول كرده و پاي ميز مذاكره نشسته است.
وي تصريح كرد: بايد در اين زمينه يك استراتژي دقيق و ويژهاي را تنظيم كنيم كه در حين ورود به اين مذاكرات چنين تلقياي در حوزه داخلي و افكار عمومي جهان به وجود نيايد.
اين كارشناس مسائل بينالملل با بيان اينكه دستيابي به انرژي هستهاي بايد در راستاي منافع ملي به عنوان اصل و پايه مد نظر قرار گيرد، بيان داشت: منافع ملي ما اولويت اول محسوب ميشود، لذا بايد در هر مرحله با محاسبات جدي و دقيق اين مسئله را در اولويت قرار دهيم.
مطهرنيا با اشاره به اينكه نخبگان سياسي و دولتمردان در به كار بردن ادبيات سياسي خود در بحث هستهاي بايد به دقت و ظرافت عمل كنند، گفت: بايد با دقت نظر وارد مذاكرات عملي با 1+5 شويم.
وي با اشاره به وجود چهار بحران بين ايران و طرف مذاكرهكننده گفت: بحران واژگان، بحران گفتمان، بحران ايدئولوژيك و بحران سياسي چهار لايه از بحرانها بين ايران و غرب و آمريكا محسوب ميشود كه همين امر مفاهيم به كار برده شده از سوي اين كشورها را لغزان و سيار ميكند.
اين كارشناس مسائل بينالملل با اشاره به اينكه كشورهاي غربي و آمريكا پرچمدار ليبرال دموكراسي و پروسه جهاني شدن هستند، بيان داشت: اين در حالي است كه ايران از منظر گفتمان و ايدئولوژي رفتاري در برابر غرب صفآرايي كرده است و بر همين اساس نظام برخاسته از نظام غربي را نظام سلطه مي داند، اما منطق سياسي ايران در نظام بينالملل رويارويي و تقابل معنادار با سلطه استكبار است كه نماد آن رژيم صهيونيستي و آمريكا مي باشد.
مطهرنيا تاكيد كرد: از نظر روابط بينالملل به اين نتيجه ميرسيم كه هر گونه مذاكره بين ايران و طرف مقابل از جمله غرب و آمريكا انعكاس و پژواك اين بحران خواهد بود؛ چرا كه ايران همواره در مسير برخورد با طرف مقابل در عرصه ديپلماتيك تلاش كرده از بيان ايدئولوژي و گفتماني استفاده كند.
وي تاكيد كرد: بر اين اساس مذاكرات در كل بيثمر خواهد بود، لذا هر گونه مذاكرهاي نوعي وقت تلف كردن تلقي ميشود؛ به اين ترتيب غرب و آمريكا از اين مسئله در مذاكرات بهره ميگيرند تا به راحتي در عرصه بينالملل بيان كنند كه مذاكرات سودي نداشته و در مقابل اجماعي را كه عليه ايران ميخواهند به راحتي به وجود آورند؛ چرا كه اين گونه وانمود ميشود كه ايران پاي ميز مذاكره آمده و فقط خواسته وقت تلف كند.
اين كارشناس مسائل بينالملل با اشاره به اينكه انتخابات رياست جمهوري آمريكا از ديگر مولفهها و شاخصههاي تاثيرپذير از مسئله هستهاي ايران به شمار ميآيد، گفت: البته اگر فقط بگوييم كه طراحي اين مسئله براي ايجاد فضاي مناسب براي انتخابات آينده آمريكا است، برداشت صد درصد درستي نيست و ما را با مشكل روبرو ميكند، اما بايد به پرونده هستهاي ايران در انتخابات پيشروي ايالات متحده آمريكا سر و سامان مناسبي بدهيم؛ چرا كه اين وضع تا حدودي ميتواند زمينهساز طراحي برنامههاي مطلوب در خصوص اداره كوتاه مدت پرونده هستهاي ايران در انتخابات رياست جمهوري آمريكا باشد.
مطهرنيا تصريح كرد: جمهوريخواهان و نومحافظه كاران آمريكا در پي اين هستند تا با طرح مسئله هستهاي ايران و بزرگنمايي تهديد ايران در نظام بينالملل و زير سوال بردن رفتار اوباما، عرصه را بر آنان تنگ كنند.