بازگشت احتمالی طالبان به قدرت و پیامدهاي آن برای ایران
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۷۱۱۲

بازگشت احتمالی طالبان به قدرت و پیامدهاي آن برای ایران

طالبان هم به لحاظ ایدئولوژیک و هم به لحاظ سیاسی از پتانسیل‌های دشمنی با ایران برخوردار هستند، لذا بازگشت آنها به قدرت دارای آثار و تبعات بسیاری، خصوصاً در حوزه امنیتی و سیاسی برای ایران خواهد بود.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو» مرتضی اسماعیلی؛ حمله ایالات متحده آمریکا به افغانستان در سال 2001 برای سرنگونی گروه طالبان و به دنبال آن اسقرار دولت جدید در این کشور به ریاست حامد کرزای پشتون، نوید دهنده آینده ای با ثبات و بدون درگیری در افغانستان بود و اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان و تحلیلگران مسائل افغانستان به این نتیجه رسیدند که دوران زمامداری طالبان در افغانستان حداقل به صورت رسمی به پایان رسیده و از این پس باید ساختار رسمی قدرت در این کشور را منهای طالبان تحلیل و بررسی کرد.
 
جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به اینکه گروه طالبان را دشمن خود تلقی می کرد و این دشمنی با حمله طالبان به کنسولگری ایران در مزارشریف در مرداد ماه 1377 و به شهادت رساندن دیپلمات ها و خبرنگار ایرانی به اثبات رسیده بود، پس از استقرار دولت جدید در افغانستان، ضمن به رسمیت شناختن آن و اعطای کمک های بسیار، حذف طالبان را به فال نیک گرفته و برای تثبیت وضعیت سیاسی و بازگشت آرامش به این کشور تلاش های زیادی صورت داد.
 
اما آنچه در یکی دو سال گذشته و بویژه چند ماه اخیر معادلات فوق را متاثر ساخته است، زمزمه هایی مبنی بر مذاکره آمریکا و دولت کرزای با طالبان برای سهیم کردن این گروه در ساختار قدرت در افغانستان می باشد؛ زمزمه هایی که اخیراً با انتشار خبری در مورد استقرار رسمی دفتر طالبان در کشور قطر رنگ واقعیت به خود گرفته است.
 
حال صرفنظر از درستي یا نادرستی موارد ذکر شده، آنچه این نوشتار به دنبال واکاوی آن می باشد، بحث پیامدهای بازگشت احتمالی طالبان به ساختار قدرت در افغانستان برای جمهوری اسلامی ایران است؛ پیامدهایی که به احتمال زیاد و با توجه به حمایت ایران از سرکوب طالبان، چندان خوشایند نخواهد بود و تاثیر جدی بر قدرت و نفوذ ایران در افغانستان خواهد داشت.
 
در سطح کلان بازگشت طالبان به قدرت مترادف با یک فرض اساسی است و آن اینکه طالبان یک گروه سیاسی است و عمده ترین خواست آنان رسیدن به قدرت مي باشد. از نظر فکری و عقیدتی می توان طالبان را در ردیف گروه هایی قرار داد که با قرائت و تفسیر عقلانی از اسلام و بخصوص تفسیر شیعی از آن مخالف بوده و برداشتی کاملاً سلفی و بنیادگرا از اسلام دارد که از اساس با ایدئولوژی جمهوري اسلامي ايران مغایر است.
 
در این صورت اگر قرار باشد بازگشت طالبان به قدرت با پذیرش اصول سیاسی و اعتقادی طالبان همراه باشد، مسلماً پیامدهای بسیار ناگواری برای ایران خواهد داشت و شرایط به گونه ای رقم می خورد که با توجه به پیشینه روابط ایران و طالبان باید از دشمنی همه جانبه طالبان بازگشته به قدرت، با ایران سخن گفت.
 
از سوی دیگر ورود مجدد این گروه به ساختار قدرت افغانستان، به معنای شروع دوباره مشکلات امنیتی برای ایران در مرزهای خود با افغانستان و دردسرهای شدیدتر در مورد قاچاق مواد مخدر به ایران است.
 
علاوه بر این باید توجه داشت که عامل اصلی و تنها دلیل تغییر سیاست آمریکا از محاربه با طالبان به مذاکره با این گروه، مسئله خود افغانستان نبوده، بلکه هدف اصلی استفاده ابزاری از طالبان به منظور تحت فشار قرار دادن ایران خواهد بود؛ زیرا به نظر می رسد که آمریکا پس از آن که اهداف خود را از حمله به عراق و افغانستان به مثابه اهرمی برای فشار بر ایران تحقق نیافته می بیند، در پی آن است که با تقویت و بازگرداندن مجدد طالبان به قدرت به سیاست سابق خود که همانا تقویت این گروه در برابر ایران است، باز گردد.
 
از آنجا که بیش از یک دهه حضور در افغانستان، تا کنون دستاورد محسوسی برای آمریکا نداشته و طالبان هر روز نیرومندتر می شود، و از سوی دیگر غرب در مناقشه اش با ایران نیز به بن بست رسیده است، شاید بخواهد با تجهیز طالبان و دامن زدن به احساسات مذهبی، از این گروه علیه ایران استفاده کند؛ البته از یاد نبریم که مرزهای ایران با افغانستان در زمان حکومت طالبان بر این کشور بسیار ناامن بوده و قابل مقایسه با شرایط فعلی نيست.
 
در نهایت به نظر می رسد گروه طالبان هم به لحاظ ایدئولوژیک و هم به لحاظ سیاسی از پتانسیل های دشمنی با ایران برخوردار است، لذا در مجموع باید عنوان کرد که بازگشت احتمالی طالبان به قدرت چه به دلیل شرایط حاکم بر کشور افغانستان ایجاد گردد و یا اینکه حاصل طرحی حساب شده از سوی آمریکا در جهت فشار بر ایران باشد، دارای آثار و تبعات بسیار زیادی، خصوصاً در حوزه امنیتی و سیاسی برای ایران خواهد بود.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار