بررسی سیاست‌های ترکیه در منطقه و تحولات اخیر
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۷۵۲۰
تركيه در سالي كه گذشت

بررسی سیاست‌های ترکیه در منطقه و تحولات اخیر

پس از روي كارآمدن احمد داوود اوغلو، وزير خارجه اين كشور، استراتژي «تنش صفر با همسايگان» تدوين شد.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ تركيه از قديم الايام به عنوان پل شرق و غرب شهرت داشته و به علت موقعيت استراتژيك خود مورد مناقشات فراوان قرار گرفته است، اين كشور يك دوره طولاني خلافت اسلامي را تجربه كرده است.
 
دولت عثماني‌ از قرن هفتم هجري (سيزدهم ميلادي) به مدت شش قرن (بين سال‌هاي 1342-699 هجري قمري) بر سرزمين‌هاي اسلامي حكومت كرده است كه پس از خلافت عباسي، بزرگترين و پهناورترين دولت اسلامي بوده است.
 
پس از بين رفتن حكومت عثماني در اوايل قرن بيستم (1924 ميلادي) سال‌هاي پرفراز و نشيب زيادي بر تاريخ تركيه گذشت (حكومت آتاتورك، لائيسم، انقلاب ارتش و .... )؛ در اين دوره‌ها حكومت تركيه بيشتر مشغول به امور داخل بود و كمتر در مسائل بين المللي و منطقه‌اي دخالت مي‌كرد اما پس از پيروزي اسلام گرايان در دهه نود ميلادي رويكرد تركيه به موضوعات بين المللي و منطقه‌اي رنگ و بوي تازه‌اي به خود گرفت اين تغيير مخصوصاً پس از سال 2006 و روي كارآمدن دوباره حزب اردوغان و نخست وزيري وي، بسيار محسوس بوده است.
 
سياست خارجي تركيه در دوره‌هاي قبل بيشتر همكاري و همگرايي با غرب و همسويي با آنها بود اما در دوره جديد تركيه ضمن حفظ روابط مناسب خود با غرب در سطوح بالا،  (مانند اجازه نصب سيستم‌هاي ضد موشك ناتو در خاك اين كشور)، به طور مشهودي به منطقه و گسترش رويكرد سياست خارجي خود به شرق روي آورده است.
 
حضور تركيه در مناقشات منطقه و سعي در حل آنها، حضور در كشور قطحي زده سومالي به عنوان اولين مقام خارجي كه به آنجا سفر كرد، سعي در ميانجي گري‌ ميان ايران و غرب و حل بحران هسته‌اي و مسائلي از اين دست گواه اين مدعاست.
 
البته تركيه داراي یک سری مسائل داخلي است كه چالش‌هاي مهمي براي اين كشور محسوب مي‌شود؛ مسائلي همچون مسئله كردها، بيكاري، دغدغه‌هاي معيشتي و رفاهي؛ به طوريكه طبق نظرسنجي يك موسسه مشاوره‌اي، اولين دغدغه مردم تركيه مسئله بيكاري و دومين دغدغه آنها مسئله حزب (پ ك ک) بوده است.
 
اما در حوزه سياست خارجي تركيه در منطقه بايد گفت تركيه همواره در چند سال اخير سعي داشته خود را به عنوان يك قدرت مياني منطقه‌اي كه مناطق متعددي از قبيل بالكان، آسياي مركزي، قفقاز، خاورميانه و حوزه مديترانه فعاليت دارد، معرفي كند.
 
نکته مهم اینکه پس از روي كارآمدن احمد داوود اوغلو، وزير خارجه اين كشور، استراتژي «تنش صفر با همسايگان» تدوين شد.
 
اين كشور نقش فعالي در بحران هسته‌اي ايران و سعي در حل آن داشته است كه حضور اين كشور در كنار برزيل و نقش آنها در ارائه بيانيه تهران و تلاش‌هاي اخير در وساطت ميان ايران و غرب گوياي اين امر است.

نقش تركيه در تحولات افغانستان نيز بسيار قابل توجه و حائز اهميت است. ترك‌ها به علت داشتن سابقه منفي كمتر نسبت به ديگران در تاريخ و پيشينه افغانستان، با گسترش روابط دو جانبه و برگزاري چندين نشست منطقه‌اي، به خصوص اجلاس‌هاي سه جانبه با افغانستان و پاكستان موسوم به «فرآيند آنكارا»، كوشيده‌اند با ايفاي نقش پررنگ‌تر در تحولات افغانستان، گام‌هاي مهمي بردارند.
 
در اين ميان با ورود جريان ميانه رو طالبان در فرآيند صلح افغانستان، تداوم اختلافات دولت كرزاي با اين گروه از يك طرف و به رسميت نشناخته شدن طالبان توسط ايران از طرفي ديگر، راه را براي حضور قدرت‌هاي ديگر مثل تركيه گشوده است و تركيه نيز به علت داشتن مزايايي چون برخورداري از پيوندهاي ديرينه با غرب و تنها كشور مسلمان عضو ناتو بودن و اتخاذ سياست‌هاي متوازن، توانسته نقش اساسي در اين جريان بازي كند.
 
تركيه در انقلاب‌هاي عربي نقش الهام بخشي داشت. از آنجايي كه جمهوري تركيه براساس سياست‌هاي حزب عدالت و توسعه، مدافع آزادي‌هاي مدني و حقوق بشر در داخل تركيه و جهان خارج است، از مطالبات مردمي در اين كشورها حمايت كرد.
 
اين مداخله‌ها و حمايت‌ها با نصيحت و توصيه به حاكمان كشورهاي عربي شروع و در مورد ليبي به مداخله نظامي به همراهي ناتو ختم شد.
 
اما در مورد سوريه به نظر مي‌‌‌آيد دولت تركيه بيش از حد به مداخله پرداخته و در عين اينكه امكان بررسي ديگر گزينه‌ها و شتابزده عمل نكردن وجود داشت، به بهانه حمايت از حقوق بشر به مقابله و رويارويي با دولت اسد پرداخت.
 
اين امر البته در مورد بحرين تفاوت داشت و عدم موضع گيري صريح تركيه در قبال كشتارهاي بحرين عملاً مي‌تواند اين كشور را در زمره حاميان رژيم آل خليفه قرار دهد. 

در مجموع تركيه در دوره‌هاي اخير توانسته موقعيت خود را به عنوان يك قدرت منطقه‌اي تثبیت كند و از مقدورات سياست خارجي خود و اين نقاط قوت، در جهت بهبود پرستيژ جهاني و پيگيري منافع ملي خود استفاده كند.
 
اميد است دولتمردان ايران نيز با اتخاذ سياست‌هاي معقول منطقه‌اي ضمن منفعلانه عمل نكردن، در جهت پي‌گيري اهداف كوتاه مدت و بلندمدت ايران گام بردارند و با انتخاب‌هاي صحيح، از هدررفتن فرصت‌ها و منافع جلوگيري كنند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار