تدبیر امام و تامین نیاز داخلی؛ سخنرانی تردیدآمیز مصدق در جمع کارگران
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۸۰۴۴
نقش اعتصاب صنعت نفت در پیروزی انقلاب اسلامی-2

تدبیر امام و تامین نیاز داخلی؛ سخنرانی تردیدآمیز مصدق در جمع کارگران

موضوع قحطی نفت و بنزین از جمله مشکلاتی بود که در زمستان 1357به شدت رخ نمود و تنگناهایی شدید برای مردم به ویژه در هوای سرد زمستانی فراهم آورد، نگرانی در این زمینه موجب شد که امام خمینی (ره) در این مورد دستور فوری صادر کنند.

گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ در ادامه بررسی نقش اعتصاب در صنعت نفت در پیروزی انقلاب اسلامی، به مواردی چون تدبیر امام برای تامین نیاز داخلی، نخست وزیری بختیار و فرار شاه می پردازیم. 

تدبیر امام(ره) برای تامین نیاز داخلی نفت 

موضوع قحطی نفت و بنزین از جمله مشکلاتی بود که در زمستان 1357به شدت رخ نمود و تنگناهایی شدید برای مردم به ویژه در هوای سرد زمستانی فراهم آورد. نگرانی در این زمینه موجب شد که امام خمینی (ره) در این مورد دستور فوری صادر کنند؛ از همین رو٬ طی حکمی ایشان از کارکنان خواست تا به‌اندازه مصرف داخلي نفت توليد شود، برهمين اساس کميته اي متشکل از آيت الله هاشمي رفسنجاني، مرحوم بازرگان و تني چند از کارشناسان را به آبادان اعزام کرد.
 
اعلامیه امام خمینی (ره) در این مورد به شرح زیر صادر شد:
 
«بسم الله الرحمن الرحیم. پس از اهدای سلام و تحیت؛ به طوری که مسبوق هستید کارگران و کارمندان شرکت نفت به منظور همکاری و همگامی با مبارزات ملت مسلمان ایران به منظور جلوگیری از صدور نفت به خارج دست به اعتصاب زده‌اند، اما دولت غاصب و غیر قانونی نظامی با تهاجمات سبعانه خود و اعمال زور و ارعاب می‌خواهد این اعتصاب را به جهت ادامه غارت نفت بشکند و همچنین در حالی که نفت و فرآورده‌های نفتی برای مصارف داخلی تولید می‌شود و یا موجود است از پخش آن در داخل جلوگیری کرده و سعی می‌کند تا ایجاد فشار و ناراحتی‌های بیشتری را برای مردم بنماید. برای مقابله با این برنامه‌های دولت غاصب و تامین نیازهای مردم در داخله تحقق شرایط زیر لازم است.
 
۱. نظامیان از مناطق و مراکز نفتی بیرون بروند و دخالتی در امور مربوطه ننمایند و از ایجاد هرگونه ارعاب در بین کارکنان خودداری کنند.

۲.نفت و فرآورده‌های نفتی فقط به‌اندازه مصرف داخلی تولید شود و از صدور نفت به خارج تا سقوط رژیم غیر قانونی فعلی به طور کامل ممانعت به عمل آید.

۳. ارتش و نظامیان حق احتکار مواد نفتی را که برای مصرف داخلی تهیه می‌شود، ندارند و از آن باید جلوگیری شود.
 
با توجه به مراتب بالا مقتضی است جنابعالی که در اداره صنایع عظیم نفت دارای سوابق و تجارب هستید یک هیئت پنج نفری مرکب از جناب آقای حجت الاسلام حاج شیخ اکبر رفسنجانی و جناب آقای مهندس مصطفی کتیرایی و دو نفر دیگر را با نظر خودتان و مشورت آقایان تعیین نمایید و این هیئت تحت سرپرستی جنابعالی مناطق نفتی را بازرسی نموده و در امر تولید نفت با احراز شرائط ذکر شده در بالا نظارت نماید و ضمن ابلاغ مراتب تشکر ملت ایران از کارگران زحمتکش و کارمندان محترم، عده لازم را به بازگشت به سرکار و ادامه تولید در حد مصارف داخلی دعوت فرمایید و شرایط بالا را به کارمندان و کارگران تذکر دهید که اگر دولت غاصب هریک از شرائط بالا را نقض نمود، جریان نفت به کلی قطع شود و به سایر اعتصابیون ملحق گردید، در این صورت مسئولیت قطع نفت صرفا متوجه دولت خواهد بود و از مدیران صنعت نفت انتظار داریم که در این امر مهم و حیاتی و در این مرحله حساس کنونی با هیئت اعزامی همکاری همه جانبه و صادقانه بنمایند.
 
از خداوند تعالی استقلال و عظمت کشور و توفیق ملت را برای به دست آوردن آزادی و استقلال خواستارم. والسلام علیکم روح الله الموسوی الخمینی»
 
مهندس بازرگان نیز پس از دریافت دستورات امام خمینی (ره) بلافاصله اقدام‌های خود را آغاز كرد:

آیت الله موسوی جزایری در خاطرات خود می گوید: «در آخرین روزها آیت الله بهشتی تلفن فرمودند و گفتند: بناست هیئتی از طرف امام در ارتباط با اعتصاب نفت به اهواز بیاید. رئیس آن آقای بازرگان است و روحانی هیئت آقای هاشمی رفسنجانی است. این هیئت در ارتباط با تولید نفت در حد مصرف داخلی می‌باشد و این کار لازمی است. شما هم کمک کنید؛ زیرا سرما و نبود نفت در برخی از مناطق کشور مشکل درست کرده است.
 
هیئت آمدند. استقبال خوبی به عمل آوردیم. در فرودگاه به آنها خیرمقدم گفتم. آقای بازرگان هم پاسخ دادند. 

سخنرانی تردیدآمیز مصدق و جبران آن توسط هاشمی 

تجمع بعدی در مدرسه دارالعلم مرحوم آیت الله بهبهانی بود که باز حقیر و آقای بازرگان سخنرانی کردیم. در یکی دیگر از این سخنرانی‌ها که برای کارکنان نفت در مرکز اداری نفت به نام نیوساید برگزار شد، بعد از سخنرانی حقیر، آقای بازرگان سخنرانی کرد.
 
انصافاً سخنان او مناسب نبود. شرحی در تعریف از مصدق گفت و اینکه مصدق راست می‌گفت، او خواستار سقوط شاه نبود، او می‌خواست شاه سلطنت بکند نه حکومت.
 
مردم دچار تردید شده بودند و با ناباوری گوش می‌دادند. حرف‌های آن روز ایشان شباهت به تسلیت گفتن در مجلس عروسی یا تبریک گفتن در مجلس عزا داشت. ولی چاره‌ای [جز تحمل و مماشات] هم نبود.

شب آقای هاشمی به من گفتند فلانی، دیدی که صحبت‌های آقای بازرگان حق امام را ادا نکرد، طرحی بریز که فردا هم مردم جمع شوند و من صحبت کنم.
 
با این که هیچ فرصتی نبود، همین کار را کردم. با کمک خداوند مجدداً مردم جمع شده و آقای هاشمی صحبت کردند و فصلی از جنایات رژیم و فضائل امام و فلسفه سفر هیئت را گفتند و تا حدودی جبران کرد.
 
در اینباره ناطق نوری در خاطرات خود می گوید: «به آبادان که رفتیم آقای بازرگان چون فنی بود مرتب حرف می‌زد؛ ولی ما طلبه‌ها وارد نبودیم؛ لذا آقای هاشمی روز اول و دوم هیچ حرفی نزد و فقط گوش می‌داد... بعد از آن سخنرانی خودش را در پالایشگاه آبادان راجع به صنعت نفت شروع کرد؛ همه دهان‌ها باز مانده بود که چطور که یک طلبه این قدر مسلط به مسائل فنی نفت و جریانات سیاسی است. واقعا سخنرانی آقای هاشمی گل کرد.» (1)
 
در خدمت این هیئت به آبادان، جزیره خارک و گچساران رفتیم. آقای صباغیان، مهندس کتیرایی و مهندس حسیبی هم عضو هیئت بودند و در اثناء، آقای ناطق نوری هم ملحق شد.
 
از کارهایی که در رابطه با اعتصاب کارکنان صنعت نفت انجام دادیم، تشکیل صندوق تعاون برای اعتصابیون بود. قبلاً مشابه آن در تهران و شیراز و مشهد تشکیل شده بود و برای ما هم مبالغی فرستاد که بین عده‌ای از کارکنان توزیع شد؛ زیرا دولت اعتصابیون را تهدید کرده بود که اگر سر کار نروید، حقوق تان قطع خواهد شد.» (2)
 
دولت نظامی در همان چند روز اول ناتوانی خود را در اداره امور کشور نشان داد و موج تظاهرات و اعتصابات بعد از چند روز وقفه از سرگرفته شد. حکومت نظامی هم عملاً کارآیی خود را از دست داد؛ زیرا مقررات حکومت نظامی در مورد منع اجتماعات اجرا نمی‌شد.

حکومت نظامی به ویژه در مورد مطبوعات سختگیری کرد، ولی نویسندگان مطبوعات زیر بار سانسور نرفتند و دست به اعتصاب زدند و مردم بیش از پیش برای آگاهی از آنچه در کشورشان می‌گذشت به رادیوهای بیگانه روی آوردند.
 
نخست وزیری بنی صدر و فرار شاه 

گسترش موج اعتصابات در سراسر کشور، بخصوص صنعت نفت، مملکت را به حال فلج کامل در آورد و درآمد ارزی کشور به صفر رسید. شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ملی روی آورد و قبل از همه دکتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت، پاسخ ردّ داد.
 
شاه از شاپور بختیار دعوت کرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار کامل و خروج شاه از کشور بعد از رأی اعتماد مجلسین به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت.

با روشن شدن جرقه‌های اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی قیام‌های مردمی به رهبری امام خمینی و کشتار ۱۷ شهریور و برگزاری مراسم چهلم‌های مختلف شهدا در تهران، تبریز، اصفهان، مشهد و...، و اعتصاب کارگران شرکت ملی نفت و چاپ مقاله توهین آمیز احمد رشیدی مطلق علیه امام خميني، کنترل امنیت کشور از دست نیروهای رژیم و حتی حکومت نظامی خارج شد و پایه‌های اقتدار رژیم ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شاه گردید.
 
در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول بودند که حل بحران، با حضور شاه در ایران امکان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد کرد.
 
شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رقع اعتصاب‌ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت کنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رئیس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند.

فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان‌های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.
 
شاه در مصاحبه کوتاهی به خبرنگاران گفت: مدتی است احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این که خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می‌شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک می‌کنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.(3) 

در مورد مدت سفر گفت: «این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی‌توانم آن را تعیین کنم.»؛ ساعت نیم بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترک کردند.

در آخرین روزها فرح کوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این کار مشکلی را حل نخواهد کرد. سرانجام شاه روز ۲۶ دی ۱۳۵۷، فرار را بر قرار ترجیح داد.

از اعضای خانواده سلطنتی تنها فرح مانده بود که او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان‌ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفت و رژیم سلطنتی کمتر از یک ماه پس از فرار شاه سقوط کرد.
 
۲۱ بهمن ۱۳۵۷؛ پايان اعتصاب به فرمان امام(ره)

پس از ورود امام خمينى(ره) به ايران، با توجه به غيرقانونى خواندن دولت بختيار و تشكيل دولت موقت به فرمان ايشان سقوط رژيم پهلوى مسلم شده بود و برنامه ريزى و ساماندهى امور كشور توسط نيروهاى انقلاب به سرعت در حال انجام بود. يك روز قبل از سقوط رژيم پهلوى و پيروزى انقلاب اسلامى در 21 بهمن ماه سال 1357 رئيس دولت موقت در اجتماع كاركنان صنعت نفت، پايان اعتصاب در صنعت نفت را اعلام كرد.

در پی فرمان امام خمینی در مورد شکستن اعتصابات، اجتماعی در مقابل سازمان مرکزی شرکت سهامی خاص خدمات تشکیل شد.
 
در این اجتماع نمایندگان کارکنان صنعت نفت اعلام داشتند که در اجرای فرمان امام از این ساعت همگی در سر کار خود حاضر خواهند شد و به سرعت کارهای تعمیراتی، حفظ و حراست و آماده نمودن تاسیسات برای صدور نفت به خارج آماده خواهند بود.

نمایندگان کارکنان گفتند: «هرگاه امام فرمان صادر نمایند شیرهای نفت برای صدور نفت به خارج از کشور باز خواهد شد و همه کارکنان صنعت نفت تا صدور این فرمان آماده خواهند بود.» (4)

کسب اطلاع شد که فعلا فعالیت کارکنان نفت برای تامین نفت و بنزین داخلی خواهد بود و فعلاً تصمیمی برای صدور نفت به خارج گرفته نشده است. (5)
 
صنعت نفت؛ نقطه عطفی در بریدن شریان حیاتی رژیم شاه
 
امام خمینی ( ره) طی سخنرانی در جمع کارکنان شرکت نفت در همین زمینه فرمودند: «نهضت ما گر چه مرهون همه اقشار ملت است، گر چه همه اقشار ملت نهضت را همراهی کردند، چه بانوان تمام ایران و چه مردان برومند ما، لکن بعضی اقشار یک ویژگی خاصی داشتند، و از آن جمله، کارکنان و کارمندان صنعت نفت، برای اینکه اینها در مقامی می‌بودند که شریان حیات اجانب به دست آنها بود، شریان حیات رژیم منحوس در دست آنها بود. اعتصاب آنها یک ویژگی خاصی داشت، و همراهی آنها از نهضت، یک خصوصیت بیشتری داشت. از این جهت، ما به آنها بیشتر از سایر اقشار شاید ارج بگذاریم وتشکر می‌کنیم. شما برادران بودید که در اعتصابات خودتان در مقابل رژیم طاغوتی ایستادید، و نهضت را پیش بردید و اسلام را تقویت کردید. من باید از شما تشکر کنم، من دعا به شما می‌کردم و می کنم.»(صحیفه امام، ج۷، ص۴۱۸) 
 
پی‌نوشت‌ها:

كتاب «از اعتصاب كاركنان صنعت نفت تا پيروزي انقلاب اسلامي» تاليف مركز اسناد انقلاب اسلامي.

1-خاطرات حجت الاسلام ناطق نوری٬ صفحه ۱۴۵٬۱۴۳
2- خاطرات آیت الله سیدمحمدعلی موسوی جزایری، صفحه 17، 18، 19
3- غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی ۲۵ ساله ایران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ص ۳۱۴-۳۱۳
4- محمود طلوعی، پدر و پسر، ناگفته‌ها و ناشنیدنی‌ها از زندگی و روزگار پهلوی ها، ص ۷۵۳-۷۵۱
5- روزنامه اطلاعات/ شنبه، ۲۸ بهمن 
 

پربازدیدترین آخرین اخبار