اگر شعر جوهر نداشته باشد! چيزي در نمي‌آيد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۸۴۵۱
هنر در نگاه ره بر - 5

اگر شعر جوهر نداشته باشد! چيزي در نمي‌آيد

هر كس ‏شعر بد خود را پاره كرد و دور ريخت و حتى در بايگانى ذهن، نگه نداشت، او برده ‏است ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ «نمى‌شود باور كرد كسى مانند حافظ شصت، هفتاد سال عمر كند، اقلا پنجاه سال ‏شعر بگويد و فقط به قدر همين ديوانى كه از او بر جا مانده است، شعر گفته باشد.
 
آيا ‏اين قابل باور است؟! مى‌شود قبول كرد كه حافظ با آن طبع شعر والاى خود، پنجاه ‏سال شعر بگويد و فقط توانسته باشد پانصد غزل ارائه دهد؟! قابل باور نيست! ‏مى‌خواهم اين طور بگويم كه حافظ اقلا ده برابر آنچه كه از او باقى مانده، شعر گفته؛ ‏اما نه برابرش را دور ريخته است!
 
چنين بوده كه حافظ، حافظ شده است؛ كما اين‌كه ‏اگر برخى از شعراى مكثار گذشته هم بدين نحو به تصفيه‌ شعر خود مى‌پرداختند، ‏حداقل حافظ دوم يا شاعر بلند مرتبه‌اى مى‌شدند.
 
به عنوان مثال، غزلهاى خوب و ‏درجه يك صائب تبريزى، معلوم نيست خيلى به غزل حافظ باج بدهد؛ اما در ‏شعرهاى بدش گم شده است! يا مثلا حزين لاهيجى، اگر از چند هزار غزل خود، ‏پانصد غزل ناب و درجه‌ يك برمى‌گزيد و ارائه مى‌كرد، معلوم نبود شعرش با شعر ‏حافظ، آن قدرى كه الان تفاوت دارد، تفاوت مى‌داشت.
 
مقصود اين است كه هر كس ‏شعر بد خود را پاره كرد و دور ريخت و حتى در بايگانى ذهن نگه نداشت، او برده ‏است!‏
 
البته اگر بگويم بكوشيد تا مثل حافظ بسراييد، مى‌ترسم نشود. مثل حافظ نه قبل و ‏نه بعد از او كسى نيامده است. حقيقتا هيچ كس نتوانسته مثل حافظ غزل بگويد. ‏حافظ مقوله ديگرى است و بالاتر از همه است. ‏

تصور من اين است كه حافظ شعرش را صد بار پرداخت كرده است، به همين دليل ‏غزل‌هاى او در حد اعلاى يكدستى و صافى است.
 
اصلا ممكن نيست كه شعر به ‏محض صادر شدن از طبع، خود به خود صاف و بى‌غل و غش باشد. بالاخره مقدارى ‏پرداخت لازم دارد. البته اين را هم فراموش نكنيد كه اگر شعر «جوهر» نداشته باشد، ‏هرچه پرداختش كنيد، چيزى درنمى‌آيد.»
 
پربازدیدترین آخرین اخبار