کد خبر:۱۶۹۷۰۳
نقدي بر جشنواره سيام فيلم فجر – بخش چهارم
«گيرنده»؛ فيلمي براي آزار مخاطب
فيلم «گيرنده» با مضمون شبه سياسي، كه در اجراء به شكل وحشتناكي دچار افت و آسيب شده و به طرز تكان دهنده و خيرهكنندهاي مخاطب را آزار ميدهد و ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فيلمهايي كه تاكنون در سالن اهالي رسانه در برج ميلاد در سيامين دوره از جشنواره بين المللي فيلم فجر به نمايش درآمده تقريباً و به طور نسبي فضايي را براي منتقدان و اهالي رسانه تدارك ديده كه خلاصه آن را در تيتر اين مطلب ميتوان رديابي كرد.
فضايي كه بيش از هر چيز ديگري ميتوان رگههايي از انتظار و در عين حال نااميدي را در آن به نظاره نشست، فضايي كه فيلمهايي از جنس «آقاي مدير»، «گشت ارشاد»، «پنج شنبه آخر ماه»، «گيرنده» و «من و زيبا»، پديد آورده است و در آن نقش بسزايي داشته است.
فيلمي همچون «گشت ارشاد» كه توهين آشكاري به ساحت مقدس فكر و انديشه بود، با فيلم ديگري همچون «پنج شنبه آخر ماه» كه به نوعي ميتوان آن را انحرافي به شدت پيچيده و خطرناك در ساحت فيلم و كاركردهاي روحانيت دانست شايد از مهمترين نمونههاي جشنواره امسال هستند كه تا حد قابل توجهي موجبات نااميدي و شكلگيري يك جريان سالم در سينماي ايران را پديد آوردند.
چطور ميتوان باور كرد كه هنوز در چنين موقعيتي از زمان و زمانه فيلمي به وقاحت «گشت ارشاد» ساخته و پرداخته شود كه ديروز به آن پرداختيم و ويژگيهايش را برشمرديم اگر اينكه چگونه فيلمي ساخته ميشود با عنوان «پنج شنبه آخر ماه»، كه در عين حال نيت خوب و مضمون قابل توجه و قابل دفاعش اين چنين دستخوش اجراي بد و انحرافياش ميگردد و يك نقض غرض اساسي و يكپارچه براي مخاطب پديد ميآورد.
اما شايد بتوان گفت كه يكي از بدترين، كشدارترين، سطحيترين و سفارشيترين فيلمهاي اين دوره جشنواره اثري است به نام «گيرنده» ساخته مهرداد غفارزاده، فيلمي با مضمون شبه سياسي، كه در اجراء به شكل وحشتناكي دچار افت و آسيب شده است و به طرز تكان دهنده و خيرهكنندهاي مخاطب را آزار ميدهد، فيلمي كه بر اثر يك داستان بنا شده در مباحث روز و سفر رئيس جمهوري به ديگر مناطق محروم و بر مبناي نامههاي مردم شكل ميگيرد، اما اين موقعيت داستاني اصلاً نميتواند بر مدار و محور يك درام قابل دفاع شود و در همان سطحيت آزار دهنده باقي بماند.
يك فيلم به شدت بد، با ريتمي احمقانه، ساختاري مبتديانه و البته تكي زدگي مفرط، كه معلوم نيست چرا و تحت چه شرايطي چنين توليداتي وحشتناك و غيرقابل دفاعي در كشور ما پديد ميآيد.
امان از بازيهاي بد اين فيلم، امان از سمبلكاريها و جعلياتش، واقعاً هيچ نكته قابل دفاعي در اين فيلم نبود و هر چه بود نابودي و انتحار، اتلاف وقت و هزينه مطلق بود.
اما از جمله فيلمهاي ديگري كه ديروز در سالن اهالي رسانه به نمايش درآمد فيلم «من و زيبا»، ساخته فريدون اسدپور و «مادر پاييزي» اثر سيروس رنجبر بود كه در بخشهاي بعدي به اين دو فيلم هم اشاره خواهيم كرد.
جشنواره فيلم فجر امروز وارد سومين روزش شد در حالي كه همچنان كه پيداست هنوز آن اتفاق نيفتاده است، البته اگر اتفاقي در كار باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا