تكرار// گفتوگوي تفصيلي «خبرگزاري دانشجو» با دكتر بنيانيان - بخش دوم
کد خبر:۱۷۲۳۴۴
گفتوگوي تفصيلي «خبرگزاري دانشجو» با دكتر بنيانيان؛
ساختارهاي اداري ضد فرهنگي كار ميكنند / خطاب پيوست فرهنگي، مديران اجرايي است
امروز شما اگر از بسياري از مديران سوال كني كه كارمندهايتان پس از 5 سال كاركردن حساسيتشان به حلال و حرام كمتر ميشود يا بيشتر؟ متاسفانه ميگويند كمتر ميشود؛ معني اين حرفها اين است كه...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ «واقعاً بنشينيم و فكر كنيد من اهميت مي دهم در طرحهاي گوناگوني كه در كشور تنظيم مي شود، حتماً يك پيوست فرهنگي داشته باشد و همه ملزم باشد تا به آن پيوست فرهنگي توجه كنند.»
اين صحبت هاي آقا است كه بارها در ديدار با مسئولان در خصوص پيوست فرهنگي در ميان گذاشته اند، اما به قول معروف كو گوش شنوا؟؟
براي نوشتن از پيوست فرهنگي و پيدا كردن كسي كه بتواند در اين حوزه كمكمان كند بارها سايت هاي مختلف اينترنتي را جستجو كردم اما نتيجه اين جستجوها فقط يك اسم بود: دكتر حسن بنيانيان، رئيس سابق حوزه هنري ...
حدود يك هفته طول كشيد تا وقت ملاقاتي از ايشان بگيريم و چقدر حرف براي گفتن داشت و چقدر گلايه داشت از مسئولان و حتي رسانه ها كه حرف هاي آقا را زمين گذاشته اند ...
بخش اول مصاحبه با دكتر بنيانيان به شرح زير است:
پيوست فرهنگي را بايد مفصل به آن پرداخت؛ و مقدمه اي مي خواهد تا به بحت اصلي مصاحبه كه پيوست است، برسيم؛

به اندازه كافي ميتوان به آن پرداخت حضرت آقا موضوعات مختلفي را مطرح كردند هركدام براي خود بحت هاي زيادي دارد خود من فكر ميكنم خبرنگاران هنوز در كشور نميدانند چه خدمات بزرگي ميتوانند انجام دهند اما انجام نميدهند. خبرنگاران مي توانند با دانش كافي پيگير يك سري مسائل باشند كه اصلاح كننده نارسايي ها است كه خود خبرنگاران از آن رنج ميبرند و اين جزئيات را دائم به سوال تبديل ميكنند يك وقتي خبرنگار ميتواند در تعقيب باشد كه چرا هواي تهران مرتب خراب ميشود يك وقت ميتواند ببيند چرا سيستم محيط زيست ما كارآيي ندارد و از لايه بالاتر مسئله را پيگيري كند.
رهنمودهاي مقام معظم رهبري حاصل جمع بنديهايي است كه ايشان از روند عمومي نظام جمهوري اسلامي دارند و بعد تبديل به يك مطالبه ميشود.
رهنمودهاي ايشان نبايد روي زمين بماند، اين نشان ميدهد اگر به اين مسئله درست پرداخته شود خيلي از مشكلات ما تا مسائل جزئي و ملموس روزمره آرام آرام برطرف ميشود.
نكته بعدي كه به پيوست فرهنگي هم مربوط مي شود، راز ماندگاري نظام جمهوري اسلامي است؛ مسئله اي كه بيش از همه ابعاد به فرهنگ اسلامي برمي گردد كه روز به روز بايد در جامعه قوي تر شود، اين يك بحث شعاري نيست؛ منشاء قدرت ما از فرهنگ است؛ اگر هم پيشرفت علمي داريم وقتي كنكاش ميكنيم ميبينيم عمده آن را مديون آن دسته از دانشمنداني هستيم كه براي تحقيقات علميشان، اتكايشان به كسب رضايت الهي و كسب ثواب است و گرنه آن دانشمند ميرفت مقيم آمريكا و كانادا ميشد، مانند خيليها كه رفتند. بنابراين اگر پيشرفت علمي هم داريم ريشه آن در وجود فرهنگ مذهبي دانشمندانمان است.
وقتي ميرويم و لايه ديگري از پيشرفتمان را در صنايع نظامي دنبال ميكنيم دوباره ميرسيم به يك سري نيروي متعهدي كه با قيامت باوري در حال فعاليت هستند، كار ميكنند، در صحنه سازندگي اقتصادي، حتي در بخش خصوصي فردي دارد صادرات ميكند و به مفهوم واقعي دارد به اقتصاد خدمت ميكند و يك كسي عاشق ايران و انقلاب اسلامي است و از مواضع مختلف ساختارهاي اداري عبور كرده و يك حرف تازه زده است؛ اما در مقابل يك سري آدم در اقتصاد فعال هستند با پول نفت و سوء استفاده از كاستيهاي اقتصادي پولدار مي شوند اينها فعال هستند و وقتي يك كمي سر و صدايش در بيايد پولشان را منتقل ميكنند به دبي، نميشود در اقتصاد به آنها تكيه كرد.
بعد از سيسال ما در موقعيتي قرار گرفتيم كه آمريكا دشمن بيشتري براي خودش نميبيند جز تحولات جوامع اسلامي، وقتي تحولات جوامع اسلامي را رصد ميكنيم، ميبينيم وجود جمهوري اسلامي است كه جريان سازي ميكند و آمريكا متمركز شده كه اين جريان را به زمين بزند و متوجه شده كه ما بايد در فرهنگ ايران اختلال ايجاد كنيم.
هر كسي كه تعصب نداشته باشد عقلاني هم فكر كند اين معنا را خوب ميفهمد كه ما بايد تمهيداتي بينديشيم كه از سرمايه فرهنگي كشور نخوريم. بلكه بايد به اين سرمايهها بيفزاييم يعني اگر انقلاب و جمهوري اسلامي را به هواپيمايي تشبيه كنيم. بايد جلوي چشممان مهمترين شاخص، ميزان اعتقادات دينيمان باشد اگر ديديم دارد باك ما خاليميشود بايد همه نگران شويم كه اين باك نبايد خالي باشد بلكه بايد خيالمان راحت باشد كه براي ادامه سفر سوخت كافي داريم.
دينداري نخبگان جامعه ميشود كليد تمدن سازي
سوخت كافي براي يك حكومت دينداري نخبگان جامعه است، دينداري كل جامعه يك ظرفيت است وقتي شما ميخواهيد تمدن سازي كنيد دينداري نخبگان جامعه ميشود كليد تمدن سازي كه ميتوان از آن ظرفيت براي تمدن سازي تودههاي جامعه هم استفاده كرد.
دو مسئله مهم در رهنمودهاي رهبري خودنمايي ميكند كه به هم ربط دارد، ايشان هميشه تاكيد دارند بايد به سمتي برويم كه ضمن اينكه كشور از نظر مادي در حال پيشرفت است از نظر علم، اقتصاد و مسائل ديگر هم پيشرفت كند؛ بايد جوري در اين راه پيش برويم كه شكل سازندگي ما ذخيره فرهنگي هم برايمان داشته باشد.
نخبگان ما بايد باور و اعتقاد را در درونشان داشته باشند؛ وقتي اين اتفاق ميافتد كه در مسير فعاليتهاي روزمره دين جاري شود وقتي دين سازنده ميشود دشمن فعاليت خود را بيشتر مي كند؛ به يك كارگر يا يك مهندس ما ميگويد شما چه مقدار حقوق از كارخانه ايراني مي گيري من بيشتر به تو مي دهم و براي من كار كن؛ اما اين كارگر و مهندس كه باور ديني دارد، ميگويد من ترجيح ميدهم پول كمتري بگيرم و در كشورم خدمت كنم.
يا مثلا آنجايي كه شما در خدمت تربيت نظام هستي بخش خصوصي ميگويد من چند برابر به تو ميدهم كه در اين صورت از خدمت به نظام داري به پول درآوردن از يك آدم تبديل ميشوي، اينجا همانجا است كه شما داري امتحان پس ميدهي، حالا با چه راهكاري دين باوري تقويت ميشود.
اگر دين جاري نباشد، اگر دين اينجا نقش ايفا نكند شما هر چه ميخواهي در روز عاشورا سينه بزن، يا سالي 15 بار برو مكه و كربلا در حالي كه دين عامل سازندگي نشده است تو ميخواهي اينجا از دين سوء استفاده كني به خاطر اينكه آنجايي كه امتحان تو بود موفق نبودي و آنجايي كه دشمن آمد تا ظرفيت تو را در اختيار خودش بگيرد تو رفتي به سمت دشمن.
ساختارهاي اداريمان ضد فرهنگي كار مي كنند
بايد دين را به نهادها و سازمانهاي ظاهراً غيرفرهنگي كشاند؛ امروز شما متاسفانه اگر از بسياري از مديران سوال كني كه شما كه به عنوان مدير هستي، كارمندهايتان پس از 5 سال كاركردن در اداره شما حساسيتشان به حلال و حرام كمتر ميشود يا بيشتر؟ متاسفانه تعداد زيادي ميگويند اين حساسيت كمتر ميشود.

هر چه طول كاري بيشتر ميشود بايد روحيه خدمت گزاري تقويت شود، اما متاسفانه اكثرا كمتر ميشود و اگر تعداد اندكي اينگونه باشند و روحيه خدمتگزاري آنها افزايش يابد به خاطر اين است كه به يك هيئت مذهبي و يا جلسه قرآن در بيرون وصل هستند معني اين حرفها اين است كه ما ساختارهاي اداريمان ضد فرهنگي كار كردند.
در سال پيش مقام معظم رهبري گفتند كه «اين آموزش و پرورش از ما نيست و ذات آن سكولار است و گرايش دروني آن، بيدين كردن جوانان است و بايد متحول شود»، عين اين جملات را راجع به علوم انساني كه ما از غرب تقليد ميكنيم، مطرح كردند. عين اين جملات را هم ميتوان در مورد كاركرد فرهنگي اكثر سازمانها و نهادهاي اجرايي كشور گفت؛ اگر كاركرد ادارات را از نزديك بررسي كنيم متوجه مي شويم كه آنها هم در تضعيف اعتقادات و ديني كاركنان خودشان نقش دارند.
وقتي مراجعهكننده اي به اين ادارات ميآيد؛ حسن احترامش نسبت به نظام كمتر ميشود؛ چون ميداند اين اداره در نظام ديني است ناخواسته حسن احترامش نسبت به دين هم تضعيف ميشود؛ چرا كه راس آن اداره چهرهايست مذهبي و نماد مذهبي است كه اينها همه تضعيفكننده دين هستند و ما اگر نمادهاي سنتي گذشتهمان مانند عاشورا و تاسوعا، رمضان و اين ارزشها را نداشتيم خيلي زودتر اين ذخيرههاي ما ميسوخت با وجود اين ارزشها اين ذخيره به كندي در حال سوختن است.
مقام معظم رهبري با درك اين بحثها سه محور را باز كردند؛ كه اولي طراحي الگوي پيشرفت ايراني – اسلامي است كه مبتني بر فرهنگ اسلامي و ايراني است و معني آن اين است كه ما در بلندمدت يك ساختار حكومتي درست كنيم كه ضمن اينكه تامينكننده پيشرفت ما است رشددهنده اخلاق و معنويت و عدالت هم باشد.
جمله كليدي بعدي بحث مهندسي فرهنگي است و به مفهوم اين است كه ما يك بار فرهنگمان را مهندسي كنيم به اين معنا كه فرهنگ مطلوب را از دينمان استخراج كنيم، بعد اين فرهنگ مطلوب را مبنا قرار دهيم و فرهنگ موجودمان را آسيبشناسي كنيم و ببينيم ايرادات ما كجاست. حالا كه عيبهايمان را مشخص كرديم، حتما در شكلگيري اين آسيبهايي كه در كشور وجود دارد هم دستگاهها و سازمانها و نهادهاي فرهنگي نقش دارند و هم سازمانهاي سياسي، قضايي و نظامي و گام بعدي اين است كه بياييم مهندسي فرهنگي كنيم و يك نظام اقتصادي طراحي كنيم و ضمن اينكه توليد ثروت ميكند براي ما، فرهنگ را تخريب نكند ما به بهانه توليد ثروت و توسعه صادرات فرهنگ غرب را منتقل نكنيم و به كشور براي ايجاد اشتغال به فرهنگمان آسيب وارد نكنيم كه مشكل اشتغال را حل كنيم.
پيوست فرهنگي خطابش به مديران اجرايي است
و نكته سوم پيوست فرهنگي است الگوي اسلامي و مهندسي فرهنگي بيشتر مربوط به چهرههاي علمي است كه در دانشگاهها كار ميكنند و يك بحث بلند مدت و نظري است كه به تدريج ما بايد به آن برسيم، بحث پيوست فرهنگي خطاب به مديران اجرايي است كه حالا كه ما الگوي كلان را نداريم اين رفع تكليف نميكند از شما، شما همين تصميمي كه امروز داريد ميگيرد و با همين دانش و اطلاعاتي كه الان داريد آثار مثبت آن در فرهنگ چيست اين را شناسايي و تقويت كنيد و آثار منفي و مخرب كه حدس ميزنيد از پروژه شما اتفاق ميافتد شناسايي كنيد و به حداقل برسانيد و يا آن را حذف كنيد.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰