کد خبر:۱۷۲۳۷۵
تركيه و سیاست خارجی تعاملی شرق و غرب گرا
نخبگان سیاست خارجي تركيه با شناختي كه از موقعيت و جايگاه ژئوپليتيكي خود به دست آوردهاند ضمن توجه به محدوديتها و فرصتهايي كه پيش روي آنهاست سعي بر دستيابي حداكثري به منافع خود داشتهاند.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»- اردوان محمدی؛ پس از آنكه حزب عدالت و توسعه تركيه به رهبري رجب طيب اردوغان در سال 2002م با اكثريت قاطع آراء در انتخابات پارلماني قدرت را در دست گرفت استراتژي نگاه به غرب تركيه كه نتيجة نگاه كماليستی در این کشور بود به استراتژي تلفيقي نگاه به شرق و غرب مبدل شد و آنکارا برخلاف ساير كشورهاي اسلامي به نوعی اسلام گرايي به مشی اعتدالي در سياست خارجي روي آورد.
تركيه در فرايند غربي شدن و عدم تناقض آن با ارزش هاي دروني و سنتي جامعه و همچنين فرهنگ و ميراث تاريخي خويش تاحدودي به يك اجماع نسبي رسيده و توانسته است بطور نسبي مدرنيزه شدن و ارزش هاي سنتي جامعه را با هم جمع كند.
معناي سكولاريسم در تركيه اصولأ بي ديني نيست بلکه دين يك نهاد اجتماعي زنده است كه بايد به نيازهاي اجتماعي جمعي در سطح وسيعي پاسخ گويد و براي اين كار بايد گام به گام با تغييرات سياسي و اجتماعي و توسعه همراهي كند، ترك ها هم غرب گرايي و سكولاريسم و هم اسلامگرايي را جزئي از فرهنگ تركيه مي دانند.
اين نوع تصور دولت و ملت سبب برساختگي نوعي اعتدال ناشي از آشتي اسلام و دموكراسي غربي شده كه نتيجه آن اتخاذ سياست خارجي تعاملگرا و دوسويه با جهان شرق (اسلام) و غرب از سوي تركيه است. از سوي ديگر بازيگران عرصه سياست خارجي تركيه با شناختي كه از موقعيت و جايگاه ژئوپليتيكي خود به دست آورده اند و با توجه به محدوديت ها و فرصت هايي كه پيش روي آنها قرار دارد سعي بر دستيابي حداكثري به منافع خود داشتهاند.
بنابراين تركيه به دليل تفاوت در موقعيت جغرافيایي با كشورهاي حوزه جهان اسلام و غرب كه در حد فاصل اين دو حوزه استقرار يافته طبعأ داراي شخصيت منحصر به فردي در عرصه سياست خارجي مي باشد بطوريكه به صورت هم زمان با مسائل دو قلمرو درگير و ناگزير از مشاركت در دو جبهه مي باشد. از مهمترين دلايلي كه تركيه را به تقويت رابطه با شرق و جهان اسلام سوق مي دهد مبحث انرژي و نياز شديد تركيه به مناطق انژيك خاورميانه، آسياي مركزي و حوزه خزر است.
علاوه بر مبحث انرژي تركيه در زمينه هاي ديگري چون مباحث تجاري اقتصادي، سياسي و امنيتي(مسئلةكردها و شمال عراق) نيازمند روابط با كشورهاي شرقي و اسلامي است به عنوان مثال تركيه براي حضور فعال و پر رنگ در منطقه خاورميانه ناگزير از گسترش روابط با كشورهاي تاثيرگذار منطقه ازجمله ايران است.
علاوه بر خاورميانه تركيه اهداف اقتصادي را در كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز دنبال مي كند بطوريكه از نظر سرمايه گذاري در اين منطقه جايگاه اول را دارد. بنابراين تمامي مباحث فوق الذكر سبب تقويت گرايش و نگاه به شرق تركيه شده است.
از طرف ديگر از زمان تأسيس جمهوري تركيه در سال 1923م نزديكي به غرب و بويژه اروپا از اولويت هاي اصلي سياست خارجي تركيه بوده است؛ چرا كه وضعيت جغرافيايي تركيه به گونه اي است كه مي تواند محدوديت ها و فرصت هاي خاورميانه و قفقاز را سريعأ به اروپا منتقل كند.
به عنوان نمونه تركيه مي تواند نقش موثري در انتقال انرژي از كشورهاي توليد كننده شرق به كشورهاي مصرف كنندة غربي داشته باشد، همچنين تركيه به دليل موقعيت ژئواستراژيك خود به تلاش هاي اتحادية اروپا در سياست خارجي در خاورميانه، مديترانه و قفقاز ابعاد جديدي مي دهد، علاوه بر اين شركت نكردن تركيه در جنگ عراق اين اميدواري را در ميان فرانسه و آلمان ايجاد كرده كه در صورت تكرار موارد مشابه مي توانند از تركيه براي تضعيف نسبي قدرت چانه زني آمريكا استفاده كنند.
در پايان مي توان بيان كرد كه با عضويت تركيه در اتحادية اروپا در آينده نزديك، مشاركت اين كشور در مديريت بحران، مقابله با جرايم سازمان يافته، مبارزه با مواد مخدر و تروريسم بين المللي اهميت حياتي خواهد داشت. همچنين تركيه در برقراري صلح و ثبات منطقه اي، مسئلة امنيت، تعادل و تبادل بين اسلام و غرب و ايجاد فرصت هاي اقتصادي براي دو طرف مي تواند مزاياي زيادي را براي اتحادية اروپا و جهان اسلام (شرق) داشته باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰