کد خبر:۱۷۲۸۲۸
هلوهاي خواندني - 15
«غرب زدگي»؛ سرمازدگي يا گرمازدگي؟!
و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوییم همچون سرمازدگی یا گرمازدگی. اما نه، دست کم چیزی است در حدود سن زدگی.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ نام و نثر «جلال آل احمد» قطعا برای خیلی ها آشنا، دوست داشتنی و البته قابل تامل است. جلال، پسر آیت الله طالقانی که زمانی عضو حزب توده بوده است و بعد از سه سال فعالیت در این حزب از آن کناره گرفت و کم کم جلالِ دیگری شد.
آثار وی متفاوت است از سفرنامه گرفته تا داستان های کوتاه تا داستان بلند و مقاله، کتاب غرب زدگیِ آل احمد، شرح توضیح و تفصیل غرب زدگی است که اولین بار این واژه را از زبان سید احمد فردید شنیده بود. «غرب زدگی میگویم همچون و بازدگی»
«و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوییم همچون سرمازدگی یا گرمازدگی. اما نه، دست کم چیزی است در حدود سن زدگی.» جلال در این کتاب از ابتدا به تعریف واژه غرب زدگی می پردازد. ریشه های بومی و فرهنگی این پدیده را از زمان مشروطه و کمی قبل از آن بررسی می کند.
نخستین نشانه های غرب زدگی در جامعه ی ایرانی را بیان می کند. مصادیقی از غرب زدگی را می گوید،کمی از فرهنگ و دانشگاه و نقش و تاثیر آن ها در به وجود آمدن، رشد یا توقف این پدیده را بیان می کند، و در نهایت راه حل هایی هم ارائه می دهد.
در بخشی از کتاب جلال پیش از ارائه راه کارهای مقابله و مبارزه با این پدیده ریشه و عمق غرب زدگی در روزمره ی زندگی را این گونه بیان می کند که ما آنقدر غرب زده ایم که حتی راه حل هایمان برای مبارزه با این پدیده هم راه حل های غرب زده است.(نقل به مضمون)
غرب زده هرهری مذهب است به هیچ چیز اعتقاد ندارد اما به هیچ چیز هم بیاعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است همه چیز برایش علیالسویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است.
«جلال آل احمد در این کتاب همچون دیگر نوشته ها و داستان هایش، لحن شیرین و طنز ظریف و دقیقش را دارد. بعد از خواندن کتاب، پدیده های اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی جامعه کوچک اطراف خودتان راکه به دقت بیشتری می نگرید به این نتیجه می رسید که چقدر ما، عمیقا، همه ارکان زندگی مان غرب زده است.
و برای کسی که در آب است دیدن آب بسیار دشوارتر است (البته نه از منظر حیات بخش بودنش!)؛ و اگر جلال این پدیده را با این دقت نقد می کند، هم بسیار حق بین است و هم بسیار شجاع. کما اینکه در زمان انتشار این مقاله هم بسیاری از شبه روشنفکران با وی به شدت مخاصمه کردند و این در حالی است که اگر آل احمد، کمتر از اسلام به عنوان راه حلی برای برون رفت از این چالش، یاد می کرد، تمجید و تبلیغ و تعریف این گروه، بیشتر با وی همراه بود.
زمانی که جلال کتاب «غربزدگی» را به حضور امام خمینی (ره) برده بود، متوجه شده بود که یک نسخه از آن، پیشتر نزد امام بوده است و به مزاح و با همان لحن شیرین خاص خود گفته بود: حضرت آیتالله مگر از این مزخرفات هم میخوانند؟! و وقتی از جلسه بیرون آمده بود، به شمس گفته بود: مقابل آن مرد (شاه) باید چنین مردی (امام خمینی) قرار داشته باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.