کد خبر:۱۷۳۱۵۰
در پي اقدام عجيب معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد؛
نشريه هابيل: به خاطر خاتون ما را بستيد؟
نشريه هابيل در بيانيه خود آورده است: چگونه است که پس از گذشت شش و در مواردی 16 ماه از انتشار این مطالب، هیئت نظارت انتشار آنها را خلاف دانسته و به فکر برخورد قاطع افتاده است؟
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، نشريه «هابيل» به سر دبيري محسن حسام مظاهرى، از سوي هیئت نظارت بر مطبوعات به استناد ماده 12 قانون مطبوعات، توقيف و به دادگاه ارجاع شده است.
اين دوماه نامه كه توسط جمعي از دانشجويان بسيجي و طلاب حوزه هاي علميه منتشر مي شد، پس از توقيف، بيانيه اي منتشر كرده كه در آن آمده است: پس از تحقیق از مراجع رسمی و غیررسمی، روشن شد مستمسک اصلی صدور این حکم، یکی از یادداشتهای پاطوق جنسیت و امر جنسی شماره پنج نشریه که در مرداد و شهریور 1389 منتشر شده، بوده است. یعنی یادداشت «حجاب و زیستجهان جنسی» به قلم آقای اکبر جباری که پیش از نشريه هابیل در یک سایت خبری مشهور و به نقل از آن در چندین سایت و پایگاه اینترنتی دیگر و پس از «هابیل» هم باز به دفعات از جمله در ویژهنامه «خاتون» روزنامه ایران منتشر شده و حتی در قالب کتاب «فلسفه، تكثير، جنسيت 1» نیز موفق به کسب مجوز و انتشار شد.
اين بيانيه مي افزايد: با عنایت به این موارد، ابهامات و سوالاتی چند به ذهن خطور میکند:
1- با توجه به آنکه صدور حکم توقیف توسط هیئت نظارت بر مطبوعات تنها ناظر به مصادیق حاد و بسیار حساس است، اعضای محترم هیئت نظارت چرا و چگونه به این نتیجه رسیدهاند که فعالیت نشریه «هابیل» آن اندازه غیرقابل مدارا و بر سبیل خطا است که چنین برخورد شدیدی را میطلبد؟ آیا واقعا انتشار مطالب مذکور، با اوصافی که گفته شد، مجازاتی چنین سنگین در بر دارد یا دلیل اصلی توقیف اين نشريه را باید در جای دیگری جست؟
2- حتی در فرض پذیرش تخلف از سوی نشریه «هابیل»، چه نسبتی میان این تخلف با جنس برخوردی که توسط هیئت نظارت شده است، یعنی شدیدترین مجازات ممکن (توقیف کامل)، میتوان فرض کرد؟ با توجه به سابقه و عملکرد پنجساله اين نشريه که بارها حتی توسط برخی نهادها و مسئولان رسمی مورد تشویق قرار گرفته است.
3- چگونه است که پس از گذشت شش و در مواردی 16 ماه از انتشار این مطالب، هیئت نظارت انتشار آنها را خلاف دانسته و به فکر برخورد قاطع افتاده است؟ این فاصله زمانی را چطور میتوان توجیه کرد؟ اگر تخلف به اندازهای حاد و حساس بوده که مستوجب چنین برخورد شدیدی است، چرا هیئت نظارت در تمام این ماهها سکوت کرده و برخوردی نکرده است؟
4- چه ارتباطی میان برخورد با نشریه «هابیل» و پرونده ویژهنامه خاتون وجود دارد؟ با توجه به اینکه مطلب اصلی مستمسک برخورد، همان مطلبی است که در آن ویژهنامه منتشر شده و ازجمله موارد اتهامی آن پرونده است و اینکه آقای علیاکبر جوانفکر، مدیرمسئول روزنامه ایران، هم در دادگاه و هم در کنفرانس خبری خود پیرامون پرونده خاتون به انتشار آن مطلب در هابیل اشاره کرده و تصریحا خواستار برخورد با این نشریه شده بود.
5- با اوصافی که ذکر شد آیا این شائبه پیش نمیآید که اعضای محترم هیئت نظارت بر مطبوعات، دانسته یا ندانسته متأثر از یک بازی سیاسی تصمیم به چنین برخورد با نشریهی هابیل گرفتهاند؟
6- به راستی از توقیف نشریهای مثل هابیل که با انگیزه، همت و هزینهی شخصیِ جمعی از دانشجویان، طلاب، نویسندگان و پژوهشگران نسل سوم انقلاب اسلامی و بدون هیچ وابستگی، حمایت و کمک دولتی و حکومتی منتشر میشد و عمدهی مخاطبان و نویسندگان و همراهانش جوانانی با دغدغهی دین و کشور و انقلاب بودهاند، چه کس یا کسانی سود میبرند؟ و در مقابل چه کس یا کسانی متضرر میشوند؟
7- آیا صدور چنین حکمی برای نشریهای مستقل و متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی، کمک به بسط آزاداندیشی و فرهنگ نقادی و پرسشگری و زمینهسازی برای گسترش فعالیتهای خودجوش در راستای تحکیم مبانی انقلاب اسلامی است یا بهعکس به انسداد فضای فکری، گسترش محافظهکاری و انحصارطلبی، تنگشدن فضای تضارب آرا، و دلسردی و سرخوردگی حامیان مستقل و دغدغهمند انقلاب و نظام از فعالیتهای خودجوش مشابه خواهد انجامید؟
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰