نقد و تحليل فيلم «كنعان» ساخته ماني حقيقي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۳۵۶

نقد و تحليل فيلم «كنعان» ساخته ماني حقيقي

در فيلم كنعان مكاني هست كه در آن در كشاكش هوايي گرگ و ميش و غبار آلود، ‏تصادفي رخ مي دهد...

محمدرضا محقق

در فيلم كنعان مكاني هست كه در آن در كشاكش هوايي گرگ و ميش و غبار آلود، ‏تصادفي رخ مي دهد. قهرمان زن داستان كه آسيب ديده و لباس‌هايش پاره شده به ‏درختي بر مي خورد كه پارچه‌هايي به نشانه دخيل بدان آويخته. او تكه اي از پارچه ‏مانتواش را مي كند و به درخت مي بندد. توقع طبيعي تماشاگران مي توانست اين ‏باشد كه او دخيل بسته است و دخيل بستن هم در اين جامعه موضوعي كاملاً ‏عرفي، مشخص و با معناي معين است؛ استعانت از نيروي غيبي و توسل به ماوراء ‏الهي. ‏

اما پس از اين عمل وقتي زن با همسرش كه قصد جدايي از او را دارد روبرو مي شود ‏در توصيف اين كارش مي گويد كه قول داده است و البته نمي داند به چه كسي! ‏شايد به خودش! ‏

‏ شايد اين صحنه معرفي خوبي براي نوع نرم افزار روايتي كنعان باشد و نوع ديدگاه  و ‏چگونگي معناگرايي سازنده اثر. به عبارت ديگر وقتي قرار نيست برخوردي واضح و كنشي ‏مسلم و راستين با يك امر و تجربه خاص مثل مذهب رخ دهد و در عين حال قرار است ‏نشانه ها و تداعي هاي اينچنين به هزار و يك دليل در اثري گنجانده شود نتيجه چيزي ‏شبيه همين سكانس فيلم كنعان در مي آيد. ‏

كنعان به فيلم بدريتم كشدار و سرگشته اي است كه اگر هم ايده خاصي در كاغذ ‏طرح فيلمنامه‌اش كشف شده در نسخه سينماييش اثري از آن نيست. فصل‌هاي ‏مختلف فيلم از مضمون درگيري زن و شوهر گرفته كه بحث اصلي است و اصلاً معلوم ‏نيست به خاطر چيست و چرا، تا آمدن و بازگشتن خواهر كه ظاهرا در پي وصل كردن ‏نوعي نوستالژي ناتمام و اضافه شدن تمي خاطره گون به محوريت مدل‌هاي زن و ‏شوهري است تا آنجا كه شخصيت دولت، اضافه مي شود و بي هيچ اثر، جاذبه و ‏دافعه، خلاقيت و نكته سنجي اي رها مي شود. همگي وصله‌هايي است كه نه درام ‏پروپيماني ساخته اند و نه پيرنگ خوبي و نه البته داستانك هاي به درد بخوري.‏

در اين ميان موسيقي هم چيزي در همين مايه ها و از همين جنس قوام نيافته و درهم در فيلم رها مي شود. ‏

شايد بتوان تنها نكته موثر و خوب فيلم را بازي ترانه عليدوستي دانست و در حد پايين ‏تري بازي محمدرضا فروتن، بي آنكه بتوان براي آن در كليت فيلم و همراهي اش با ‏روايت، جايگاهي در خور قائل شد. ‏

فيلم البته داراي صحنه هايي است كه گويا مي خواهند وجوهي كنايه و استعاري را ‏به دوش بكشند و تجليات روشنفكرانه هم داشته باشد. مثل سكانسي كه دوست بهرام رادان خواهر افسانه بايگان را به حال خودش مي ‏گذارد تا دنبال قطعات پازل نوستالژيك خود برود و خودش با بچه‌هاي كوچه فوتبال بازي ‏مي كند. ‏

كنعان فيلم مردمي نيست اما اين الزاماً به معناي بد بودنش نيست، فيلم تجلي ‏موقعيتي خاص است؛ مربوط به قشري از جامعه امروز كه اتفاقاً در پس رنگ و ‏لعاب تهران تكنولوژيك، اولين رويكرد خود را غير قشري بودن مي داند. اين هم الزاماً به ‏معناي بد بودنش نيست، آنچه بد است تلاقي اين وضعيت فكري، انديشگي، رفتاري ‏با مديوم سينما است. ‏

‏ ما پيش از آنكه مربوط و منتسب به هر طايفه و قوم و قبيله‌اي باشيم مي بايستي ‏نسبت خود را با سينما بدانيم. نسبتي يگانه كه همگي از جوامع ملوك الطوايفي ‏گرفته تا پست مدرن ها، در آن يكسان و در يك صف اند. ‏

 وقتي داستان كنعان مغشوش و ابتدايي است. وقتي روايت غير مسلط و درهم ‏است، وقتي موسيقي جا نمي افتد و چفت نمي شود. وقتي استعارات و كنايات حربه ‏لاپوشاني بدي‌هاي تكنيكي و ساختاري درام و عدم مضمون پردازي حرفه‌اي در فيلم ‏مي شود معلوم است كه اين نسبت يگانه دريافته نشد. ‏

‏ كنعان مي توانست فيلم فوق العاده اي باشد آنچنان كه لوكيشن‌هايش، بازي ‏قهرمانهايش (قهرمانهايش؟!) و بعضي فضا سازي هاي فيلمنامه‌اش هست، اما اينها ‏بخشي از (تفوتي؟؟؟) است كه براي ساخت اثري خوب و نه البته ماندگار و ..... القابي از ‏اين دست لازم است كه البته در كنعان نيست. ‏

فيلم خوب ساختن بينش و جرئت و ايمان مي خواهد همانطور كه «دخيل» ‏بستن!/انتهاي پيام/‏

نظرات شما
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۷:۰۴
یکی از مزخرف‌ترین فیلم‌هایی که دیدم
سه بار وسطش ول کردم باز گفتم شاید چیزی داره
دوباره رفتم دیدم ولی مزخرف و اشغال بود
موضوع چیپ و پیش پا افتاده
زنه که میخواد طلاق بگیره چرا حامله میشه
چرا با شوهرش مشکل داره
چرا میخواد بره کانادا
نقش افسانه بایگان و رادان چیه این وسط
فقط افزودن شمار اسمها به تیتراژ؟؟؟
1
0
پربازدیدترین آخرین اخبار