افزایش تقابل منطقه ای میان دو قطب سنتی خاورمیانه
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۴۲۷۰
همزمان با وقوع بیداری اسلامی در خاورمیانه

افزایش تقابل منطقه ای میان دو قطب سنتی خاورمیانه

ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت منطقه ای با مشی سیاسی متفاوت، طی سالیان اخیر رقابت شدیدی را جهت بسط و نفوذ خویش  داشته اند که با وقوع انقلاب های موسوم به بهار عربی شاهد افزایش تنش ها میان دو قطب سنتی خاورمیانه بوده ایم.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»: روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی با آغاز بیداری اسلامی و بهار عربی به بحران فراگیر نزدیک شده است. فارغ از جنبه‌های تاریخی رقابت بین ایران و عربستان، در سالهای اخیر، رقابت آشکاری بین این دو کشور در بسط نفوذ خود در کشورهای منطقه و به خصوص جوامع اسلامی، شکل گرفته است.این رقابت در شرایط فعلی اهمیت خاصی یافته است. روابط سیاسی ای که تا چندین دهه بین کشورهای منطقه وجود داشت، مثل رابطه بین ایران و سوریه اکنون با توجه به آینده چالش های کنونی تاحدی در معرض خطر نابودی قرار دارند. بنابراین هزینه این رقابت می تواند در یک شرایط انقلابی افزایش یابد.
 
بحث رقابت ایران و عربستان و نوع روابط آن‌ها به چندین دهه گذشته برمی‌گردد و از زمان دوره پهلوی اول ادامه داشته است. بعد از انقلاب و به طور مشخص‌تر در دهه شصت ما شاهد جنگ عراق علیه ایران و حمایت سعودی‌ها از عراق بودیم. کشتار حجاج در سال 66 شمسی، نشانه ای از عدم انعطاف حاکمان عرب در مقابل موج جدید اسلامگرایی در ایران بوده است. مسئله ای که در زمان خود باعث بروز بالاترین تشنجات در روابط ایران و عربستان شد. در این دوران تنش بالایی در روابط به وجود آمد. گرچه در یکی دو دهه بعد، تا حدی این تنش‌ها تعدیل شد و روابط بهبود پیدا کرد، اما به نظر می‌رسد که در دهه گذشته و بعد از وقایع یازده سپتامبر و به خصوص بعد از حمله امریکا به عراق، با توجه به تحولات منطقه ای تغییرات به وجود آمده در خاورمیانه، رقابت‌های میان دو کشور وارد مرحله جدیدی شده است. با انتشار اسناد ویکی لیکس، برخی از روابط نهان بین دو کشور از پرده برون افتاد. آل سعود در عربستان، با نگاهی خصمانه به تهران می‌نگریستند و خواستار اعمال دخالت نظامی ‌کشورهای عضو ناتو در مقابل تهران بودند.
 
رقابت عربستان_ایران یکی از عوامل کلیدی در چشم انداز امنیت خاورمیانه است که امتداد آن هم در منطقه خلیج فارس و هم ماجرای اعراب_اسرائیل مشاهده می شود. در روزهای اخیر نیز تعاملات تهران و ریاض، مواضع چندان دوستانه ای را به خود نمی‌بیند. تهدید به آزمودن قدرت نظامی ‌عربستان، تحرکات نظامی ‌در ایران که به گفته رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، قابلیت مانور نظامی ‌در ایران را به حداکثر خود رسانده و صدور بیانیه‌های دو جانبه باعث تشدید تنش ها میان طرفین شده است. در این میان، هر دو طرف همدیگر را به دخالت در امور کشورهای دیگر منطقه از جمله کویت، بحرین، عراق، لبنان و یمن متهم می‌کنند. ایران، عربستان و امارات متحده عربی را به خاطر حضور در بحرین محکوم می‌کند و عربستان نیز ایران را به برقراری امپراطوری شیعی متهم می‌کند.
 
عربستان که در گذشته نیز به خاطر هزینه کردن میلیاردها دلار در انتخابات کشورهای استراتژیک منطقه از جمله لبنان و عراق، در رقابت غیر مستقیم با ایران بود، اکنون و با آغاز انقلاب های موسم به بهار عربی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا روندی آشکارا در میدان رقابت دوطرفه با ایران را برگزیده است. اصولا عربستان سعودی با هر کشور انقلابی مخالف است و دارای ارزش ها و الویت هایی که اغلب با هرگونه اصلاحات و دمکراسی برای کشورهای خاورمیانه سر ستیز دارد.
 
تنش میان روابط طرفین را به وضوح می توان در تحولات منطقه مشاهده کرد به طور نمونه ایران با حمایت از حکومت بشار اسد تلاش می‌کند دلارهای نفتی سعودی باعث سقوط حکومت بشار اسد نشود و از سوی دیگر از انقلاب‌های مردمی بحرین و یمن حمایت می‌کند. این رقابت علاوه بر زمینه‌هایی چون دیپلماتیک در عرصه رسانه نیز به شدت میان ایران و عربستان برقرار است و رسانه‌های ایرانی چون العالم و رسانه‌های سعودی چون العربیه به شدت در راستای سیاست‌های کشور خود تلاش می‌کنند.
 
به طور کلی ایران و عربستان نه متحدان طبیعی و نه دشمنان طبیعی هستند اما این دو کشور مدت زمان طولانی است به عنوان دو کشور عمده تولید کننده نفت و مدافع از مذهب شیعی و سنی، در رقابت هستند. قیام های ماه های گذشته در کشورهای عربی خطر تبدیل این رقابت به یک نزاع منطقه ای خطرناک را بیش از پیش کرده است. وال استریت ژورنال در این باره می نویسد: قیام های موجود در کشورهای خاورمیانه سبب ساز تشدید دشمنی بین عربستان و ایران یعنی دو قدرت منطقه ای شده است. وال استریت ژورنال در ادامه می نویسد که منطقه خاورمیانه هم اکنون بین دو جبهه تقسیم بندی شده که ایران و عربستان در دو سوی این جبهه قرار گرفته اند.
 
طی سالهای اخیر تهران و ریاض بر سر نفوذ خود در منطقه خاورمیانه حداقل در دو نقطه یعنی عراق و لبنان رقابت سرسختانه ای داشته اند. عربستان در هر دو حوزه خود را بازنده و جمهوری اسلامی ‌ایران را به ویژه بعد از روی کار آمدن دولت مالکی درعراق و دولت نجیب میقاتی در لبنان برنده می‌داند. خشم عربستان از اوضاع منطقه ای و نقش ایران ناشی از آن است این کشور بر اساس دیدگاه بسته قومی‌ خود برای ایران هیچ جایگاهی در جهان عرب قائل نیست. عربستان از سیاست‌های خاورمیانه ای آمریکا نیزخشمگین است. به اعتقاد سعودی‌ها امریکا ناخواسته فضا را برای افزایش نفوذ و قدرت ایران فراهم کرده است.
 
انتقادات عربستان از سیاست‌های خاورمیانه ای آمریکا با شروع انقلاب‌های عربی اوج گرفته است. عربستان آمریکا را در سقوط زودهنگام مبارک و بن علی و گسترش انقلاب‌های عربی به سایر کشورها مقصر می‌داند و به جز لیبی در مورد هیچ کشور دیگر عربی با آمریکا هم نظر نیست.
 
ترس از ایدئولوژی انقلابی شیعی ایران و بیداری اقلیت های شیعی در عربستان و نیز سایر کشورهای جنوب خلیح فارس موجب شده که عربستان نگاه بدبینانه ای به جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.
 
برجسته‌ترين نقاط رويارويي ايران با عربستان را مي‌توان در ميدان‌ها و بزنگاه‌هاي زير دسته‌بندي کرد:
 
 
عراق: 
 
در طول چند دهه گذشته در عراق شاهد حاکمیت حزب بعث بودیم که به رغم این که تهدیداتی برای کل منطقه ایجاد می‌کرد، برای سعودی‌ها این مزیت را داشت که به عنوان یک دولت موازنه گر در مقابل جمهوری اسلامی‌ایران عمل کند. اما با حمله عراق به کويت و اشغال نظامي آن کشور همراه با تهديد نظامي عربستان توسط دولت صدام، زمينه و فرصت مناسبي در فضاي ديپلماتيک پيش آمد تا ایران و عربستان به روابط سرد و تيره خود پايان دهند و زمينه صلح و دوستي، توأم با همکاري‌هاي منطقه‌اي بين دو کشور فراهم شود.
 
با حمله امریکا به عراق و سقوط رژیم بعث در این کشور، شرایط جدیدی در عراق ایجاد شد. ساختار سیاسی جدید به نحوی شکل گرفت که در آن شیعیان با توجه به اکثریت جمعیتی خود، نقش برتر را داشتند و دولتی دموکراتیک با مشارکت همه گروه‌ها ولی با نقش خاص و ویژه شیعیان در آن جا شکل گرفت. بوجود آمدن چنین فضایی باعث گردید نوعي رقابت پنهان در عراق، بين ايران و عربستان به جريان افتاد.
 
سعودی‌ها رویکردی منفی نسبت به دولت عراق در پیش گرفتند که یکی از ابعاد مهم آن مقابله با روابط جدیدی بود که بین ایران و عراق شکل گرفته بود. چون سعودی‌ها احساس می‌کردند که اگر روابط جدیدی که میان ایران و عراق شکل گرفته به مرحله مهمی‌برسد، در منطقه توازن قدرت به ضرر آن‌ها به هم خواهد خورد. بر همین اساس نسبت به دولت عراق رویکرد منفی داشتند. تلاش‌هاي دولت عربستان چه با کمک مالي و امنيتي و چه تلاش گروه‌هاي سني و القاعده که در پيماني نانوشته در جهت منافع ملي دولت سعودي بود، نتوانست به برتري عربستان بينجامد. پس از يك دوره هرج‌ومرج فراوان، با تشکيل دولت شيعي همسو با ايران، با گسترش نفوذ و برتري سياسي ايران، رقابت ايران و عربستان به پیروزی و نفوذ ایران همراه بود.
 
رژیم سعودی در آخرین تلاش های خود جهت ممانعت از چرخش بغداد به سوی تهران تلاش نمود مانع از خروج نیروهای امریکایی از عراق گردد چرا که این امر به تقویت نقش ایران، رقیبی که عربستان در چندین جبهه به طور غیر مستقیم در مواجهه با آن قرار گرفته می‌انجامد. امری که در نهایت موفق به آن نشد.
 
تسلط ایران بر عراق، به خطر افتادن موقعیت اقلیت سنی در این کشور و به هم خوردن توازن قدرت سیاسی و مذهبی در سراسر خلیج فارس از جمله دلایل نگرانی سعودی‌ها از شکست آمریکا در عراق عنوان شده است.
 
با این حال رویکرد منفی دولت سعودی همچنان بر علیه دولت عراق ادامه دارد و تا الان هم از نظام سیاسی جدید در عراق هیچ گونه حمایتی نداشته و روابط خود را با عراق در حداقل نگه داشته است.
 
مسئله فلسطين: 
 
تهران در تلاشی گسترده تر برای تقویت نفوذ منطقه ای اش، همواره خود را قدرت برجسته ای معرفی کرده که به انحاء مختلف از جمله تامین سلاح و کمک مالی به مبارزان فلسطینی، از حقوق فلسطینی ها در برابر اسرائیل دفاع می کند. عربستان سعودی نیز در مقابل تلاش های فراوانی کرده تا به فلسطینی ها کمک کند و از منابع مالی و نفوذ سیاسی خود به نفع آنها استفاده کند اما این کشور همچنین خود را حامی اصلی طرح صلح اتحادیه عرب معرفی کرده است که مورد علاقه برخی از رهبران اسرائیل است. ریاض روابط سیاسی عادی ای با احزاب سیاسی بزرگ فلسطینی، فتح و حماس دارد. این در حالی است که حماس از سوی آمریکا یک سازمان تروریستی تلقی می شود. نفوذ عربستان در حماس در سال های اخیر بصورت منظم کاهش یافته است و تقریبا ایران جای عربستان را در ارتباط با حماس گرفته است.
 
در مسئله فلسطين پيروزي سازمان حماس بر جنبش فتح در انتخابات و تسلط این جنبش بر باریکه ی غزه، تفوق ايران به ‌حساب مي‌آيد که نشانه افزایش نفوذ جمهوري اسلامي در منطقه است.
 
مقاومت جریان حماس در جنگ موسوم به 22 روزه باعث گردید تحولات سرزمین فلسطین به طرفی رفت که باعث شد محور موسوم به مقاومت در منطقه تقویت شود و نقش طرف مقابل تا حدی تضعیف شود. در این حوزه نیز عربستان سعودی تلاش‌های مختلفی را در  فلسطین انجام داد تا بتواند به نوعی در مقابل جمهوری اسلامی‌ایران ایجاد موازنه کند.
 
لبنان: 
 
محل ديگر رقابت اين دو کشور لبنان است که حزب‌الله طرفدار ايران در يک جنگ شش‌روزه با اسرائيل، نه‌تنها برتري خود را در لبنان به نمايش گذاشت، بلکه توانست محبوبيت خود را به فراسوي مرزهاي لبنان و خاورميانه عربي و اسلامي گسترش دهد و اين پيروزي ديگري براي ايران به حساب آمد.
 
تشکیل دولت نجیب میقاتی و رأی اعتماد مجلس لبنان به دولت وی، اگرچه شکست بزرگ آمریکا، صهیونیستها و جناح ۱۴ مارس بود ولی در مقیاس عربی، بر ناکامی آل‌سعود صحه گذاشت و ناتوانی ریاض در تحقق مأموریتهایش را آشکار ساخت. این پدیده، بیهودگی سرمایه‌گذاریهای بدفرجام ریاض در طرح مشترک با آمریکا و صهیونیستها در لبنان را به رخ کشید و یکبار دیگر توطئه‌های آل سعود را عقیم ساخت.
 
یمن: 
 
منطقه دیگری که ایران می‌تواند عربستان سعودی را تضعیف کند یمن است. این باور وجود دارد که ایران در آن‌جا دارای نفوذ است. اگر ایران فرصت و توانایی داشته باشد رهبران آن به احتمال زیاد تلاش خواهند کرد تا به عنوان یک ضربه علیه مقامات عربستان اقدام نمایند. سرنگونی علی عبداله صالح به خودی خود به تضعیف نفوذ سعودی ها در یمن به عنوان حیات خلوت این کشور منجر شده است.
 
مسئله حوثي‌ها و تنش ميان عربستان و زيدي‌هاي يمن، همراه با بحران‌هاي امنيتي پيش‌آمده براي سعودي‌ها و به ميان‌کشيدن پاي ايران در اين مسئله، مورد ديگر تنش‌زايي روابط دو کشور است.
 
طی سالیان گذشته سعودي‌ها معتقد بودند كه ايران به شورش‌هاي مناطق شمالي يمن كه توسط گروه شيعي الحوثي  شكل گرفت، دامن زده است. تنها تعداد كمي از ناظران خارجي روابط نزديك بين ايران و الحوثي را تاييد كردند. اما با اين وجود سعودي‌ها اعتراضات ملي يمني‌ها را مرتبط با ايران مي‌دانستند.
 
مردم یمن بطور سنتی میانه خوبی با سعودی‌ها ندارند. حکومت آینده احتمالا به اندازه علی عبدالله صالح در مقابل سعودی‌ها دست بسته نخواهد بود. علاوه بر نگرانی سعودی‌ها نسبت به القاعده که در یمن فعال است آنها حتما نگران زخم‌های کهنه ای که بین دو کشور وجود دارد نیز هستند.
 
عربستان سه استان یمن را در چند دهه قبل ضمیمه خاک خود کرده و مردم یمن علی عبدالله صالح را مسئول فیصله دادن این اشغال به نفع عربستان می‌دانند. سعودی‌ها در جنگ صنعا علیه مردم شمال یمن در سال 2009 شرکت کرده و شماری از زیدی‌های شمال یمن را به قتل رسانده‌اند. هم‌چنین بر اساس یک باور عمومی ‌مردم یمن، ملک عبدالعزیز و فرزندان او را مسبب تنگدستی و فقر خود می‌دانند.
 
بحرين:
 
دولت عربستان از بيم گسترش موج آزادي‌خواهي در کشور خود، در حرکتي پيشگامانه، با اعزام نيرو به بحرين و سرکوب مردم آن کشور در دستيابي به حقوق شهروندي خود، وارد مجادلات تازه‌اي با ايران شده است. دولت سعودي با فرافکني، ايران را متهم به دخالت در بحرين مي‌کند.
 
این در حالی است که انقلاب بحرین در بستر شرایط جدید خاورمیانه که از آن با عنوان بهار اعراب یاد می‌شود به وقوع پیوسته است. از نظر عربستان هرگونه قدرت گیری شیعیان در بحرین به افزایش نفوذ ایران می‌انجامد و خطر را به دروازه‌های عربستان می‌رساند. حکومت بحرین روابط گسترده ای با عربستان دارد. حکومت این جزیره کوچک در اقتصاد و امنیت خود کاملا متکی به عربستان و کمک‌های همسایه بزرگ خود است.
 
انقلاب مردم بحرین می‌تواند برای شیعیان عربستان نیز الهام بخش باشد. لذا سعودی‌ها از همان آغاز اعتراضات مردم، خواستار سرکوب آن بوده اند. از سوی دیگر ایران نیز نمی‌تواند نسبت به سرنوشت مردم بحرین و ورود نیروهای نظامی‌ عربستان به این جزیره بی تفاوت باشد. علاوه بر پیوندهای عاطفی و اعتقادی بین مردم ایران و بحرین، نباید فراموش کرد که در گذشته نه چندان دور (1971) ایران به درخواست مردم بحرین با استقلال این کشور موافقت کرده است. طبیعی است که ورود نیروهای یک کشور ثالث به بحرین نمی‌تواند برای ایران قابل قبول باشد.
 
در رابطه با حوادث بحرین بایستی ذکر کرد که سعودی‌ها با به کار گیری اهرم نظامی‌ صحنه را ظاهرا به نفع خود تغییر دادند اما نباید شرایط عربستان را در خاورمیانه ایده آل دانست. بکارگیری نیروهای نظامی ‌و حضور نظامی‌ در یک کشور دیگر هزینه زیادی برای آنها دارد. وقتی گرد وغبارها فرو بنشیند حضور این نیروها هم برای عربستان و هم برای حکومت بحرین مسئله ساز خواهد شد.
 
بحرین در حال حاضر به منطقه مهمی‌تبدیل شده که هر یک از کشورهای ایران و عربستان سعودی به آن نگاه‌های متفاوتی دارند. اعتراضات مردمی‌در کشور بحرین علیه رژیم آل خلیفه هرچند که در ادامه تظاهرات مردمی‌در مصر و تونس محسوب می‌شود اما ریشه این اعتراضات به چندین دهه قبل برمی‌گردد و به نوع سیاست‌های تبعیض آمیز و عدم مشارکت دادن گروه‌های سیاسی به خصوص شیعیان در ساختار قدرت که رژیم آل خلیفه در این کشور دنبال می‌کند مربوط است.
 
سوریه:
 
وقوع انقلاب های موسم به بهار عربی پس از چندی دامن سوریه را هم گرفت. این تحولات باعث تشدید بی ثباتی در سوریه و تزلزل حکومت چهار دهه ای خاندان اسد در این کشور شده است. در ارتباط با حوادث سوریه نیز می توان تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم سعودی را مشاهده کرد. عربستان همواره سوریه را به عنوان متحد دیرینه ایران می شناخته است از این رو از هرگونه تغییر در حکومت سوریه استقبال کرده و از هرگونه کمکی نیز در این باره دریغ نورزیده است.
 
سعودی ها حکومت اسد را باعث توسع نفوذ تهران نه تنها در دمشق بلکه در لبنان و ارتباط با گروه های فلسطینی نیز می دانند. جمهوری اسلامی نیز حکومت سوریه را به عنوان هم پیمان عرب خود محسوب می کند از این رو مخالف هرگونه تغییر اساسی در این کشور می باشد. ایران خواستار تداوم ساختار قدرت موجود است اما عربستان در مقابل خواستار آن است که گروه‌های سلفی و اخوان المسلمین در سوریه روی کار آیند. در این حوزه‌ها به نظر نمی‌رسد که هیچ کدام از طرفین بخواهند از مواضع خود کوتاه آیند.
پربازدیدترین آخرین اخبار